کلکسیون 10-گروه های همکار - انجمن مجموعه داران ایران
Ad
Ad

آمار

بازیگر:

 

بازیگر فردی است که برای ایفای نقش خاصی درفیلم انتخاب می شود بازیگر از زمانی وارد سینما شد که سینما از مرحله ی فیلمهای ساده  و مستند که بیشتر افراد عادی درمقابل دوربین کارهای روزمره ی خود را انجام می دادند، به مرحله روایتگری ارتقاء یافت. بازیگر ابتدا به مفهوم کلی به کار می رفت، یعنی بازیگر می توانست درتئاتر و نیز سینما ایفای نقش کند. چنان که در ابتدای ورود مقوله ی بازیگری به سینما، این بازیگران تئاتر بودند که از تحریم اولیه ی خود به درآمدند و حاضر شدند در سینما بازی کنند، اما با بلوغ سینما، این سینما بود که بازیگران تئاتر را پس زد چرا که بازی در سینما با بازی در تئاتر کاملا فرق دارد. بازی و بازیگر درتئاتر ویژگیهایی از قبیل اغراق در حرکت و بازی ، تداوم بازی یا در یک زمان ارائه شدن بازی و کار روی صدا دارد. در حالی که بازی در سینما، غیر تداومی است و در حرکت و ادا و رفتارها اغراق آمیز نیست. بدین شکل بود که سینما برای خود بازیگرانی تربیت کرد و به این منظور مدرسه بازیگری «اکتورزاستودیو» درسال ۱۹۴۷ با مدیریت «ایلیا کازا» و «چریل کرافورد» درنیویورک تاسیس شد. بازیگرانی چون «مارلون براندو» «جیمز دین» و «آنتونی کویین» ازجمله پرورش یافتگان این مدرسه بودند.

 

بازیگری چیست ؟

بازیگری درتعریف عینی یعنی حضور زنده ی بازیگربر صحنه .دراین جا “حضور” یعنی اشغال بخشی ازفضا توسط بدن؛ قید «زنده» یعنی آن حضور (بدن) با اندیشه و احساس توأم است ؛ و «صحنه» در این تعریف یعنی هر نوع فضای بازی . پس بازیگر در هر مکتبی مشق کرده باشد، با هر شیوه ای به نقش رسیده باشد ،نمایش اش هر سبک زیبا یی  شناخی داشته باشد ،کارش از این سه جنبه داوری می شود : ۱)جنبه بدنی (فیزیکی) یا تکنیکی ؛ ۲)جنبه ذهنی یا اندیشه ای ؛۳)جنبه حسی یا روحی

 

۱- جنبه بدنی یا تکنیکی در یک کلام یعنی چگونگی حضور بدنی بازیگر بر صحنه . این حضور گاه ساکن است (بازیگر درجا و بی حرکت ایستاده ،نشسته خوابیده ،یا ….) گاه متحرک: حرکت  آن گاه درجاست (بازیگر در جا ،سر و دست وتنه و اعضای صورت اش حرکت‌ می دهد و با لوازم بازی اش کارمی کند و تغییر مکانی  ندارد) گاه توأم با جابجایی (بازیگر در صحنه جابجا می شود و تغییر مکان دارد ،یعنی پایین و بالا یا چپ و راست می رود)؛‌ درهمه این احوال گاه با بیان همراه است و گاه بی صدا یا بی کلام است ؛ وسرانجام، گاه فردی است ،گاه جمعی . پس این جنبه مشتمل است بر همه آنچه تماشاگر از بازیگر می‌بیند و می شنود .

 

این دیده ها وشنیده ها زمانی برتماشاگر تأثیر میگذارند که باور شوند .ونخستین شرط باور شدن شان این است که دست کم راحت و روان انجام شوند .بازی راحت و روان در صورتی میسر است که بازیگر بر بدن و بیان خود شناخت وتسلط  داشته باشد .بسیاری معتقدند که فقط  این جنبه از کار بازیگری آموختنی است. جنبه‌ تکنیکی یا بدنی کار بازیگر یعنی جنبه مر بوط به شناخت وتسلط بازی گر بر بدن و بیان خود . شناخت  و تسلط بربدن و بیان در بازیگری هریک بحث و فصلی مستقل ، مهم و مفصل است .

 

۲- در جنبه ذهنی یا اندیشه ای موضوع بررسی این است که بازیگر چگونه شخصیت نقش خود را از زوایای مختلف تجزیه و تحلیل می کند به افکار او ،احساسات و عواطف او ، اعمال او رابطه ای که با نمایش ودیگر نقش های آن دارد پی می برد . این جنبه از کار بازیگر ، نمود بیرونی چندانی ندارد .حرکت و احساس تجلی بیرونی دارند ، اما اندیشه ؟ تماشاگر معمولا”به نحوه ی مواجهه ی بازیگر با این دسته از مسائل نقش کاری ندارد و در واقع فقط نتایج این جنبه را می بیند . اما شکی نیست که بازیگر اگر از این نظر ضعفی داشته باشد ،نمی تواند نقش را گویا ،دقیق و باورکردنی بنمایاند .

 

۳- جنبه احساسی یا روحی را بسیاری عالی ترین جنبه کار بازیگر می دانند  و بر این باورند که این جنبه چندان آموزش دادنی نیست .

بنابراین باور،بیش تر بازیگران در جنبه های اول و دوم تبحر پیدا می کنند و از این مرحله فراتر نمی روند و در نهایت می شوند «بازیگر خوب» یا به تعبیری «تکنیکی» ،که گاهی تا مرتبه ی «ستاره شدن» نیز پیش می روند ،اما تا در جنبه ی احساسی یا روحی پرورده و استاد نشوند «بازیگر بزرگ» نمی شوند بازی چنین بازیگرانی است که سالها در خاطر می ماند.

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

مروری بر هنر حکاکی

مروری بر هنر حکاکی

مروری بر هنر حکاکی. هنر حکاکی بر روی فلزات مختلف از قبیل مس، نقره، برنج، طلا و یا مخلوطی از طلا و فلزات دیگر قابل انجام دادن است.

بازدید : ۱۲۰۲ نفر

حکاکی سنتی
هنر حکاکی بر روی فلزات مختلف از قبیل مس، نقره، برنج، طلا و یا مخلوطی از طلا و فلزات دیگر قابل انجام دادن است. برای این کار اول پشت فلزی را که می خواهند حکاکی بر روی آن انجام دهند با قیر می پوشانند، این کار باعث می شود که از چین و چروک خوردن و موج برداشتن آن فلز که توسط چکش کاری بوجود می آید، جلوگیری شود. بعد از انجام قیر پوشی، طرحی را که برای آن فلز انتخاب کرده اند بر روی آن فلز کشیده و به وسیله ابزار مخصوصی به نام نیم بر روی فلز را شروع به برداشتن می کنند. در بعضی اوقات، بسته به سلیقه استادکار نقشها را به وسیله نقره و یا طلا تزئین می کنند.

▪ حکاکی مدرن
حکاکی مدرن ایجاد طرح ونقش بروی فلزات، کاشی، چوب و موارد دیگر است. این کار با ایجاد برجستگی و فرو رفتگی با کمک ابزار فلزی که می تواند مغار پیچ گوشتی یا چاقو نیز باشد، انجام می شود.
دستگاه های حکاک با بهره گیری از فن آوری روز دنیا که به توسط مکانیسم حرکتی ریل.بیرینگ و استپرموتور، به قلمهای قوی حکاکی از جنس تنگستن و کارباید که یکی از سخت ترین مواد به شمار می رود مجهز شده اند. در نظر داشته باشید که این قلم می تواند با قلم از جنس سرامیک تعویض شود. فرامین حک از دو راه به مکانیسم اعمال میشود. راه اول به وسیله رایانه می باشد که با وجود نرم افزار مخصوص دستگاه ، توسط هر نرم افزار قابل اجرا در ویندوز قابل کنترل بوده و خروجی آنرا مثل یک پلاتر حرفه ای حک میکند. راه دوم از طریق خود دستگاه می باشد که حک های ساده در حد حروف و اعداد به اضافه شماره سریال تولیدی دستگاه را می تواند بدون نیاز به رایانه حک کند.

کلکسیون حکاکی

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

قلم‌زنی

قلم‌زنی عبارت است از تزیین و کندن نقوش بر روی اشیای فلزی به ویژه مس، طلا، نقره، برنج و یا به عبارت دیگر ایجاد خطوط و نقوش به وسیله قلم با ضربه چکش و بر روی اجسام فلزی. قلم‌زنی یکی از رشته‌های هنرهای سنتی ایران است که در دسته بندی، در رده هنرهای صناعی و در گروه فلزکاری قرار دارد.312 212x300 آشنایی با هنر قلم زنی

امروزه برای قلم‌زنی نخست داخل یا زیر ظرف یا سینی مورد نظر را که معمولاً از جنس نقره یا طلا است از محلول قیر و گچ پر می‌کنند تا سروصدای قلم کمتر به گوش برسد و همچنین مانع از سوراخ شدن ظرف در حین کار شود. سپس نقش مورد نظر را روی ظرف رسم کرده و قلم مناسب را انتخاب کرده و روی سطح ظرف قرار می‌دهند و با چکش بر انتهای قلم می‌کوبند تا شیارها و نقش‌ها با تغییر شدت ضربه روی ظرف ایجاد شوند.
قلم‌های این هنر متنوع هستند و نام‌های خاص خود را دارند مانند قلم سایه و قلم نیم‌بر. پس از ایجاد نقش‌ها، قیر را جدا می‌کنند و روی شیارها گرده زغال می‌ریزند و روی ظرف را با روغن جلای سیاه می‌پوشانند. به این ترتیب نقش‌های قلم‌زده شده به شکل خط‌هایی تیره و مشخص دیده می‌شود.
نمونه‌ای از هنر قلم زنی استان مرکزی که یک بادیاب (بادیه، جام بزرگ پایه‌دار) مسی بود در ورودی سازمان مالکیت‌های معنوی سازمان جهانی مالکیت فکری در سوئیس قرار دارد.

پیشینه هنر قلم‌زنی در ایران

پیشینه قلم‌زنی به زمان سکاها یا سیت‌ها نسبت داده می‌شود که نژاد آریایی داشتند.

282 255x300 آشنایی با هنر قلم زنی

سبک ها

دو سبک اصلی در قلمزنی ایران مطرح است که عبارتند از سبک تبریز و سبک اصفهان. در سبک تبریز برای حرکت قلم و انجام قلمزنی از حرکت و فشار مچ دست استفاده می‌شود و در سبک اصفهان از ضربات چکش. به همن سبب قلم تبریز صاف و کم عمق است ولی قلم اصفهان عمق‌تر می‌باشد.

دوره پیش از تاریخ

پیشینه این هنر در ایران، تاریخ روشنی ندارد و از اثر مستندی که بیانگر نخستین مکان یا نخستین شیء باشد که بر روی آن قلم‌زنی، چکش‌کاری و یا حکاکی شده‌است، اطلاع دقیقی در دست نیست.

کاربرد فلز، به ویژه مس در ایران و خاور نزدیک به چند هزار سال پیش از میلاد می‌رسد (لک پور، ۱۳۷۵، ص۷).

در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد هنر و صنعت فلزکاری در نقاط گوناگون ایران به ویژه در شمال و شمال غرب و حاشیه جنوبی دریای مازندران شکوفایی داشته‌است. از آثار مهم به دست آمده در این دوره جام طلای حسنلو است که در ۱۳۳۶ کشف شد و دارای نقوش برجسته چون خدایان سوار بر گردونه یا ارابه‌است.

در هزاره اول پیش از میلاد فلزکاری و قلم‌زنی در ایران از رونق و اعتبار ویژه‌ای برخوردار بوده‌است و آثار با ارزشی از آن دوران بر جای مانده که از جمله آن‌ها جام‌های طلای مارلیک است.

هنر قلم‌زنی در دوره مادها

آثار قلم‌زنی اندکی از دوره مادها که در سده هفتم ق.م در شمال ایران روی کار آمدند به یادگار مانده‌است. اشیای به دست آمده از آذربایجان حاکی از آن است که از نفوذ سکاها به تدریج کاسته شده و سبک مادها در این زمان جای آن را گرفته‌است. مدارک فلزی به دست آمده از زمان مادها به ویژه در قرن شش و هفت پیش از میلاد، اشیای زیویه از توابع سنندج است که در میان آن ها آثاری از طلا و نقره و وسایل زینتی و زیورآلاتی،چون جام طلا و مجسمه هایی از حیوانات به سبک های آشوری و سکایی و… به چشم می خورد.

332 300x198 آشنایی با هنر قلم زنی

هنر قلم‌زنی در دورهٔ هخامنشی

با روی کار آمدن پارس‌ها و تشکیل حکومت هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ق.م) هنر قلم‌زنی تحوّل یافت و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شد و بر روزگار پس از خود تأثیر گذاشت. دوره هخامنشی اوج هنر فلزکاری در زمینه‌های ریخته‌گری، چکش‌کاری، ترصیع و… است. به دلیل حمله اسکندر و آتش زدن تخت جمشید آثار بسیاری نابود شد و یا به دستور اسکندر گداخته و به سکه تبدیل شد.

از جمله اشیای شناخته شده در دوره هخامنشی دو لوح سیمین به وزن ۴ کیلوگرم و زرّین به وزن ۵ کیلوگرم است که در موزه ملّی ایران نگهداری می‌شود.

هنر قلم‌زنی در دوره سلوکی

در دوره سلوکی با ساخت شهرهای جدیدی مانند مرو و نسا و انتقال کارگاه‌های هنری به این شهرها، هنر قلم‌زنی با تأثیرپذیری از هنر هلنی (هنر یونانی) ادامه یافت.

هنر قلم‌زنی در دوره اشکانی

با روی کار آمدن پارت‌ها در سال ۲۵۰ ق.م تا ۲۲۴ میلادی هنر قلم‌زنی با همان شیوه هخامنشی با اندک تغییر به عمر خود ادامه داد.

ساخت پیکره‌ها از جنس زر و نقره و مفرغ به شیوه ریخته گری در دوره اشکانی از رونق ویژه‌ای برخوردار شد و زیورآلات مرصع با سنگ‌های قسمتی با همان شیوهٔ هخامنشی ادامه یافت. در این دوره به دلیل هجوم اسکندر آثار هنری مهمّی در دست نیست و به سبب هرج و مرج و کم‌توجّهی پارتیان اولیه به هنر، تنها در اواخر این دوره ساخت آثار قلم‌زنی رو به رشد نهاد.

264 300x282 آشنایی با هنر قلم زنی

هنر قلم‌زنی در دوره ساسانی

زمان ساسانیان در سال ۲۲۴ تا ۶۵۰ میلادی به دلیل گسترش بازرگانی میان ایران، یونان و روم هنرهای ایرانی از هنر یونانی و رومی تاثیر گرفت.

در دورهٔ ساسانی ساخت اشیا به سه طریق زیر انجام می‌شد:

۱. به‌وسیله چکشکاری بر ورق سرد.
۲٫ به‌وسیله ریختگی و ساخت ظروف آستردار از ورق.
۳٫ تراش با چرخ

هنر قلم‌زنی در دوره اسلامی

در سده‌های آغازین اسلامی، اعراب هنر قلم‌زنی دوره ساسانی را مورد تقلید قرار داده و در سده‌های بعد در اثر علاقهٔ هنرمندان ایرانی به مذهب و گرایش آنان به اسلام، با تأثیرپذیری از باورهای اسلام، در آفرینش آثار فلزی کشیدند و کم‌کم نقوش طرح‌های بومی و اسطوره‌ای ایرانی جای خود را به خطوط کوفی و آیات و احادیث داد.

در دورهٔ سامانیان هنر قلم‌زنی در اثر دادوستد به دیگر سرزمین‌های اسلامی راه یافت. اشیای قلم‌زنی شده دوران دیلمیان در موزه‌های ایران از جمله آثار معروف این دوره است.

از سده‌های آغازین تا سده‌های سوم و چهارم قمری اشیای فلزی در ایران به سبک زمان ساسانی ساخته می‌شد. مکتب قلم‌زنی خراسان در سدهٔ چهارم قمری شکل گرفت و در دورهٔ سلجوقی به اوج پختگی خود رسید.

272 300x236 آشنایی با هنر قلم زنی

هنر قلم‌زنی در دورهٔ سلجوقی

سلجوقیان در اوایل سدهٔ پنجم قمری (۴۲۹) از ترکستان به ماوراءالنّهر آمدند و سکونت گزیدند و سپس خراسان را متصرّف شدند. با علاقه‌ای که حکام سلجوقی به هنر داشتند، هنر قلم‌زنی همچون سایر رشته‌های هنری حمایت شد و گسترش چشم گیری یافت.

ایجاد نقوش گیس‌باف شامل نوارهایی در تزیینات ظروف به شیوه و سبک بسیار زیبا متداول شد. در این دوران ترصیع فلزات به صورت مفتول‌های طلا، مس و نقره و یا ترصیع ظروف مفرغی با مفتول مس رایج شد. از کارهای بسیار زیبا در این دوره مشبک کاری روی فلز است.

هنر قلم‌زنی خراسان که در سده‌های پنجم و ششم قمری، هم‌زمان با حکومت سلجوقی در خاور به ویژه خراسان و فرارود رواج یافته بود، پس از حمله مغول به دلیل ویران شدن بسیاری از مراکز هنری این منطقه و مهاجرت هنرمندان به غرب و میان رودان، در آن نواحی تداوم یافت. هنر فلزکاری خراسان از شرق آغاز شد و در غرب رشد و گسترش یافت (روح فر، ۱۳۷۸، ص۸۰).

هنر قلم‌زنی در دورهٔ مغول و تیموری

با تصرف سوریه توسط غازان خان در اوایل سده هشتم قمری هنرمندان قلمزن مورد حمایت ایلخانان قرار گرفتند و بعدها شهرهای حلب، دیار بکر، موصل، شیراز و تبریز از مراکز مهم و بزرگ هنر قلم‌زنی به شمار آمدند. در این زمان آثار قلم‌زنی تحت تأثیر هنرهای بومی قرار گرفت، به گونه‌ای که در سوریه و مصر نشانه‌های این تحوّل بیشتر به چشم می‌خورد. ترصیع و در نشاندن ظروف در این زمان به تقلید از دورهٔ سلجوقی تداوم یافت. استفاده از هنر خوشنویسی در قلم‌زنی به وفور گسترش یافت و ظروف زیادی از این گونه ساخته و تزیین شد.

با حمله تیمور به ایران در سال ۷۷۱ق، هرات دوباره رونق هنری خود را بازیافت و بزرگ‌ترین مرکز هنری آن روز شد. هنر قلم‌زنی در این شهر بسیار درخشید. از جمله ظروف سنگاب گور امیرتیمور در سمرقند است که اکنون در موزه آرمیتاژ نگهداری می‌شود. سنگاب‌هایی نیز از سده هشتم در مسجد جامع هرات و در موزه آستان قدس رضوی موجود است.

نقره‌کوبی روی فلزات در دوره صفوی به اوج شکوفایی و کمال خود رسید.

استادان

استاد ابراهیم لاتخافی از استادان صاحب نام و برجسته قلمزنی و اسطرلاب سازی اصفهان بود که در تاریخ ۱۳۹۱/۰۳/۲۰ دارفانی را وداع گفته و در قطعه هنرمندان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش
مجسمه خیام با چه میزان تحقیق در حول و حوش زندگی عمر خیام ساخته شد؟

شناختی که پیش از کار از خیام داشتم به همین بسنده می شد که وی شاعری است که در دنیا شهره است. بعد از رایزنی هایی که برای ساخت مجسمه خیام با سفارت ایران و ایتالیا داشتم، شروع به تحقیق کردم. تصور من این بود که نباید بدون اطلاعات دقیق کار کرد خصوصا اینکه قرار است این مجسمه در جایی خارج از ایران نصب شود . حدود ۶ ماه در کتابخانه های مختلف برای تحقیق و صحبت با صاحب نظرانی که کارشان تماما مطالعه درباره خیام بود به این نتیجه مرا رساند که خیام تنها یک شاعر نبود و شعر را برای دلش می سرود و اشعارش نیز بعد از حیات وی به چاپ رسید.

ایشان منجم، ریاضی دان، فیلسوف و کسی است که بیش از همه ارزش های انسانی را به خوبی در خود درک کرده بود و آنقدر به خود مسلط بود که می توانست دولت زمان خود یعنی سلجوقیان را با دانشی که داشت تحت سلطه بگیرد. در واقع وی با قدرت ذهنی بالای خود ایده های خود را به آنان دیکته می کرد و آنها تنها مجری بودند .همین باعث شد کارهای ارزشمندی در زمان خود ارائه دهد. ازجمله آنها تقویمی است که خیام کار کرد، تاسیس رصد خانه اصفهان نیز از جمله کارهایی است که به درخواست خیام و با گرد آوری دانشمندان دیگر انجام شد.

گرچه او صاحب نظر است اما در اجرای کار از مشورت آنها بهره می برد. به جرات می توان گفت وی پدر علم است و این شناخت من را نزدیک کرد تا با تصوری متفاوت به سراغ چهره نگاری، مردم شناسی برای لباس، تحقیقات قومی و بومی برای فرهنگی که درآن دوره وجود داشته بروم .

ما حصل تمام این تحقیقات ساخت ۵ ماکت بود که درنهایت با تایید جمع، آخرین ماکت مناسب تشخیص داده شد و با صرف ۲ سال زمان در مرحله تحقیقات به سراغ یافتن جنس اصلی برای ساخت مجسمه در ابعاد واقعی به مرحله اجرایی شدن و عرضه کردن به عرصه اجتماعی رفتم.

چرا به این نتیجه رسیدید این مجسمه را با سنگ بسازید ؟

بهترین موادی که وجود داشت و فکر کردیم مناسب این کار است و می تواند کیفیت شخصیت وی را تعریف کند سنگ بود . در نوع سنگها نیز سنگ سفید به نظرم بهترین بود. برای یافتن این سنگ تمام معادن ایران، مقدونیه، یونان، ایتالیا، چین ، تایلند، افغانستان و … را گشتیم و روی آنها تحقیق کردیم تا به آنچه مد نظر بود برسیم. در نهایت سنگی که می خواستیم در یکی از معادن سنگ ازنای لرستان یافتیم و بعد از آزمایشهای مختلف از نظر پایداری، مقاومت و… سنگ مورد نظر نیز تایید شد. حدود ۸ ماه از تحقیقات گذشت تا در عمق ۲۰۰ متری اولین قطعه سنگ را از معدن استخراج کردیم با وزن تقریبی ۱۸ تن و در نهایت قطعات دیگر هم به دستمان رسید. از آنجایی که مجسمه ای که نصب می شد می بایستی پیامی از ایران داشته باشد سعی کردیم در تمام جوانب مجسمه این مسئله را در نظر بگیریم.

آیا محل نصب مجسمه ها مشخص شده است؟

پیش از این قرار بود در فلورانس باشد اما هنوز هم در حال تحقیق روی این زمینه هستند. در تهران هم قرار است مجسمه در خیابان خیام نصب شود. ضمن اینکه کشورهای دیگری چون روسیه، رومانی ، ارمنستان و… نیز خواهان نصب مجسمه در کشورشان هستند که درمرحله رایزنی قرار دارد.

برای ساخت تمام مجسمه هایتان این زمان را صرف تحقیق می کنید یا به صرف این که قرار است در کشور دیگری نصب شود این کار را انجام می دهید؟

هر حجمی که فضایی را اشغال کند می تواند مجسمه باشد. وقتی از این زاویه نگاه کنید حضور و نیاز جامعه به مجسمه تعریف پیدا می کند در نتیجه بشقابی که می بینید، صندلی که روی آن می نشینید به خودی خود حجمی را اشغال می کنند و مجسمه اند. باید روی طرح اولیه آنها مطالعه شود و درنهایت چون کاربری پیدا می کنند می شود هنر کاربردی؛ اما همه اجسام به نوعی مجسمه هستند و جامعه ما به دلیل نیازی که دارد از تمام زوایا نگاه می کند. اینجاست که ضرورت فایده و بهره وری این کار تعریف پیدا میکند. مجسمه سازی یک فن اصلی و مهارتی است و طراحی صنعتی زیر مجموعه این رشته باید قرار بگیرد، برای هر جسمی که دارای حجم است باید تحقیق کرد وزمان مناسب برای آن گذاشت.

به عنوان استاد و پیشکسوت این عرصه چه تفاوتی بین مجسمه سازان جدید و قدیم می بینید؟

من از سال ۱۳۴۱ تا به امروز هنوز در این رشته شاگردی می کنم و اگر به مقدار تجربه ای که دارم بخواهم نظری بدهم، باید بگویم مجموع کارهایی که ساخته می شود باید حساب و کتابی داشته باشد. یعنی من سازنده با در نظر گرفتن متنی که در دست دارم باید کار درستی ارائه دهم و در نهایت قضاوت را به مردم بسپارم. در نسل قدیم اساتید بیشتر تحقیق می کردند این حرف من بدان معنا نیست که نسل جوان تفکری در پشت آثارش دیده نمی شود، موضوع سر تحقیق بیشتر است. به نظرم خود کار باید حرف بزند. ضمن این که باید دید چقدر مجسمه های جدید مورد توجه مخاطبان قرار گرفته اند، به نوعی مردم با کارهای نازل به یک ساده انگاری رسیده اند و سطح سلیقه شان کاهش یافته است . اصل فرهنگ یک جامعه و کلا دنیا بر پایه خلقت است و هنرمندان باید توانایی شان را ازاین زاویه ارائه دهند و خلق کنند. من اول باید خودم را بشناسم و بعد کارم را به مردم ارائه دهم چرا که مردم نعمت های خداوندی هستند که در این جامعه زندگی می کنند و باید به آنها و شعورشان احترام گذاشت.

به نظر شما مجسمه سازی ما همپای مجسمه سازی در جهان فعالیت می کند؟

ما از هر نظر که نگاه کنید برتریم. وقتی نگاهی گذرا به تاریخمان بیاندازیم، کارهای بسیار قوی و محکمی هستند که می توان پی به قدمت آنها برد. ما حرفهای بسیاری داشتیم، داریم و می توانیم در آینده هم داشته باشیم، اگر ما خودمان را باور نکنیم افراد دیگری که حرف بهتری در جامعه دارند خودشان را نشان می دهند. به نظرم هر انسانی که تحت شرایط خاص قرار می گیرد می تواند خودش را نشان دهد.

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

آهنگساز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

آهنگ‌ساز فرانسوی، لوئی-نیکولا کلرامبو در حال آهنگ‌سازی با ساز کلاویه‌ای.

آهنگساز شخصی است که آثار موسیقی تألیف می‌نماید. آهنگساز در حقیقت نویسندهٔ موسیقی است که با احاطهٔ کامل به علم موسیقی ایده‌های فکری خود را در قالب موسیقی به رشتهٔ تحریر در می‌آورد. آهنگسازی این نیست که شخص ملودی بسازد و یا تنها در صورتی که قطعه‌ای موسیقایی ساخت وی لقب آهنگساز را به خود نسبت دهد؛ بلکه آهنگساز مانند هر حرفهٔ علمی دیگر می‌بایست در مراکز آموزش علمی موسیقی در رشته آهنگسازی تحصیل و یا می‌بایست از علوم مختلف موسیقی از جمله رهبری ارکستر، سازشناسی، سازبندی، هارمونی، پُلی‌فونی، کنتراپوئن و… که لازمهٔ کار آهنگسازی است برخوردار باشد.

فردی که تنها ملودی می‌سازد و آن را به شخص دیگری برای سازبندی می‌سپارد، آهنگ‌ساز به‌شمار نمی‌آید و نغمه‌پرداز یا نواساز است. اما اگر کسی دیگر مقولات آهنگ‌سازی یعنی ملودی، هارمونی و سازبندی را با هم پیش ببرد یک آهنگ‌ساز به شمار می‌رود.[۱]

هر آهنگساز می‌بایست یک ساز را به خوبی بنوازد. در حقیقت در دنیای موسیقی به دلیل نیاز به دانش زیاد و گستردگی کار آهنگساز، از وی به عنوان دانشنامهٔ موسیقی نام می‌برند. آهنگساز باید به ساز مادر یعنی پیانو احاطه داشته باشد .

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

مشکی

 مشکی رنگ سلطه و قدرت است. این رنگ برای مد پرطرفدار است چون شخص را لاغرتر نشان می دهد.همچنین شیک و بادوام است.رنگ مشکی همچنین نشان دهنده اطاعت و فرمانبرداری است ،کشیشها رنگ مشکی می پوشند تا اطاعت خود را از خداوند نشان دهند.بعضی از کارشناسان مد می گویند لباس مشکی پوشیدن برای زن به معنی فرمانبرداری از مرد است. لباس مشکی می تواند مقهور کننده باشد، یعنی کسی که لباس مشکی می پوشد منزوی یا شریر به نظر می رسد.شخصیتهای منفی، مانند دراکولاهم، اغلب لباس مشکی می پوشند.

 سفید

 تازه عروسان سفید می پوشند تا مظهر معصومیت و پاکی باشند. رنگ سفید نور را منعکس می کند و رنگ تابستانی محسوب می شود.رنگ سفید برای دکوراسیون و مد پرطرفدار است چون یک رنگ روشن و ملایم است، و با همه چیز تناسب دارد. با وجود این، آلودگی روی رنگ سفید سریع مشخص می شود و به همین دلیل پاکیزه نگاهداشتن آن دشوارتر از سایر رنگهاست. پزشکان و پرستاران لباس سفید می پوشند که نشان دهنده استریل بودن( ضدعفونی شدگی) است.

  قرمز

 قرمز، پرشورترین و تندترین رنگ است که سبب سریعتر شدن ضربان قلب و تنفس می شود. قرمز همچنین رنگ عشق است. رنگ قرمز جلب توجه می کند و کسی که قرمز می پوشد ملیح تر به چشم می آید. چون قرمز رنگ تندی است، در مذاکرات و درگیریها نمی تواند کمکی به مردم بکند. ماشینهای قرمز اهداف مورد نظردزدها می باشند.معمولاً رنگ قرمز در دکوراسیون برای تاکید مورد استفاده قرار می گیرد. دکوراتورها بر این ایده اند که مبلمان قرمز محشر است چون جلب توجه می کند.

  صورتی

 صورتی که رویایی ترین رنگ است، آرامش بخش تر است. تیمهای ورزشی گاهی اوقات رختکن تیمهای رقیب را صورتی رنگ می کنند چون تیم های رقیب روحیه شان تضعیف می شود.

  آبی

 آبی، رنگ آسمان و اقیانوس یکی از پرطرفدارترین رنگهاست. این رنگ مانند رنگ قرمز سبب عکس العمل متضاد می شود. آبی، رنگ صلح و آرامش است و سبب می شود بدن مواد شیمیایی آرامش بخش تولید کند،پس اغلب در اتاق خواب از این رنگ استفاده می شود. رنگ آبی می تواند سرد و یأس آور هم باشد. مشاوران مد توصیه می کنند در مصاحبه های شغلی رنگ آبی بپوشید چون رنگ آبی نشان دهنده وفاداری است.افراد در اتاقهای آبی فعال ترند. بررسیها حاکی از آن است که وزنه برداران در سالنهای ورزشی آبی رنگ قادرند وزنه های سنگین تری را بلند کنند.

   سبز

 در حال حاضر پر طرفدارترین رنگ برای دکوراسیون سبز است که مظهر طبیعت است. برای چشم، سبز ملایم ترین رنگ است و می تواند قدرت دید را افزایش دهد. رنگ سبز نشاط آور و آرامش بخش است. مردم انتظاردارند افرادی که در تلویزون ظاهر می شوند در ” اتاقهای سبز رنگ” باشند تا آرامش یابند. بیمارستانها اغلب ازرنگ سبز استفاده می کنند چون این رنگ به بیماران آرامش می دهد.در قرون وسطی پرندگان سبز رنگ بودند که مظهر باروری است سبز تیره مربوط به مردان و محافظه کارانه است و نشان دهنده ثروت است.

  زرد

 زرد آفتابی شاد جلب توجه می کند. با وجود اینکه یک رنگ خوش بینانه به حساب می آید، مردم در اتاقهای زردرنگ بیشتر عصبانی می شوند و کودکان بیشتر گریه م یکنند. رنگی که کمتر از سایر رنگها چشم را جذب می کند زرد است که اگر زیاد مورد استفاده قرار گیرد م یتواند مقهور کننده باشد، رنگ زرد تمرکز را افزایش می دهد، بنابراین برای دفترچ ههای حقوقی مورد استفاده قرار م یگیرد.همچنین متابولیسم ( سوخت و ساز) راتسریع می کند.

 ارغوانی

 ارغوانی، رنگ سلطنتی نشانگر تجمل، ثروت و ظرافت است. این رنگ همچنین زنانه و رویایی است. با وجوداین چون رنگ ارغوانی در طبیعت نادر است تصنعی به نظر می آید.قهوه ای قهوه ای یکدست، رنگ خاک است و در طبیعت فراوان است. هوه ای روشن نشان دهنده صداقت است درحالی که قهوه ای تیره شبیه چوب یا چرم است. قهوه ای همچنین می تواند غم انگیز و یأس آور باشد . مردان بیشتر تمایل دارند بگویند که قهوه ای یکی از رنگهای مورد علاقه آنها ست.

  غذای فکری

 با وجود اینکه آبی یکی از پرطرفدارترین رنگهاست کمتر از سایر رنگها اشتها آور است. غذای آبی در طبیعت نادر است محققان تغذیه می گویند هنگامیکه انسانها در جستجوی غذا بودند، دریافتند که از چیزهای فاسد وسمی دوری کنند،که اغلب به رنگ آبی، مشکی،یا ارغوانی هستند.غذای آبی رنگ برای بررسی چیزهای مورد آزمایش بکار می روند، که سبب کم اشتهایی می شوند. برای غذاسبز، قهوه ای و قرمز پرطرفدارترین رنگها هستند. رنگ قرمز اغلب برای دکوراسیون رستوران مورد استفاده قرارمی گیرد. چون اشتها آور است.
منبع : انجمن مجموعه داران ایران

" title="Click to copy to your clipboard">

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

هنر چیست؟

 

هنر ، آنچه را طبیعت از تکمیل آن ناتوان است کامل می‌کند. (ارسطو)

هنر مهمترین کار و فعالیت ماورای طبیعی مناسب برای زندگی است. (نیچه)

در هنر، (باید) وجود ندارد، هنر آزاد است. (واسیلی کاندینسکی)

 کلکسیون نظرات درباره هنرمند .

هنر یعنی پذیرفتن واقعیات…

هنر ثبت واقعیتهای ذهنی است…

هنر یعنی زندگی کردن و دوست دشتن…

هنر اصطکاک روح است با فضای اطراف…

و…

 

این ها تعاریفی بود که خیلی از بزرگان در طول سال ها و قرن ها از هنر داشته اند و همه ی آن ها می تواند هم درست باشد و هم غلط برخی هنر را زیبایی می دانند اما این تعریف هم صرفا نمی تواند درست باشد چون هر اثر هنری برای خلق شدن نیاز به یک هنرمند دارد پس یک گل و یا یک درخت که خود به وجود آمده اند نمی تواند یک هنر باشد، شاید بگویید خداوند یک هنرمند است، درست است اما ما در اینجا به دنبال تعریفی کلی تر از هنر می گردیم.

عده ی ای هنر را وسیله ای برای پالایش و اعتلای روح آدمی بیان می کنند و معتقدند که هنر باید اخلاق گرا باشد اما این هم خود تعریفی نادرست است زیرا هنری که ما در یک پوستر اجتماعی و سینما به کار می بریم با هنر خاتم کاری و خوشنویسی در بیان مفاهیم متفاوت است.

 

و افراد دیگری هم می گویند هنر نسخه برداری از طبیعت است مانند میل به خشونت، هوای نفس و … که می توانند مثل یک هنر مقدس زیبا باشند زیرا آیینه ی تمام نمای واقعیت ها می باشد. همچنین عده ای هم بر این باورند که هنر بیان احساس و عاطفه ی آدمی و برداشت او از زندگی و جهان هستی است.

اشکالی که در تعاریف بالا وجود دارد این است که همه فقط یک بعد از هنر را در نظر می گیرند ولی هنر کاملا ترکیبی از همه ی آن هاست و نتیجه ی اخلاقی این که هنر تعریف خاصی ندارد و نمی توان برای آن معیارهای مشخصی در نظر گرفت. به همین دلیل متفکران موضوعی به نام (( نظریه نهادی)) را مطرح کرده اند و بر این باورند که اگر چیزی بخواهد یک اثر هنریشناخته شود، ویژگی یا ویژگی‌های خاصی نیست که بتوان در درون آن اثر مشاهده کرد؛ بلکه شأن خاصّی است که عالَم هنر برای آن اثر، قائل می‌شود.

 

طبق این تعریف عالم هنر شامل کسانی است که در تشکیلاتی نه چندان مدوّن، حضور دارند و به صورت‌های گوناگون، در ارتباط با یکدیگر به سر می‌برند. این مجموعه افراد که شامل هنرمندان ((نقّاشان، نویسندگان، آهنگسازان، کارگردانان و…))، مدیران موزه‌ها، مدیران هنری، مخاطبان حرفه‌ای آثارهنری (هر چند که خودشان هم هنرمند نباشند)، گزارشگران هنر در رسانه‌ها، منتقدان هنری، تاریخ‌نگاران هنر، نظریه پردازان و فیلسوفان هنر و دیگر کسانی که به نوعی با هنر در ارتباط‌ند، هستند، که در صورتی که در مورد هنری بودن یک اثر به توافق برسند، می‌توان آن را یک اثر هنری دانست و اگر اثری از سوی عالَم هنر به عنوان یک اثر هنری شناخته نشود، دیگر نمی‌توان آن را یک اثرهنری به شمارآورد.

در حقیقت، عالَم هنر را می‌توان مرزی دانست که اگر یک اثر ساخته دست بشر، از آن عبور کند به یک اثر هنری تبدیل می‌شود و اگر نتواند از آن بگذرد، اثر هنری به حساب نخواهد آمد. با این حساب، می‌توان لگن توالت دوشان را هم به این دلیل که به دست یک هنرمند ساخته شده است و در یک فضای هنری به نمایش درآمده است و هم به دلیل این که از سوی جامعه هنرمندان عالَم هنر، به عنوان یک اثر هنری پذیرفته شده است، یک اثر هنری به حساب آورد.

تیموتی بینکلی، هم درباره این مسئله که آیا برخی از آثار بحث‌انگیز امروز، به راستی آثار هنری اند یا نه، می‌گوید: فقط می‌توانم بگویم که آنها به دست کسانی که هنرمند محسوب می‌شوند، ساخته (یا خلق یا ایجاد) می‌شوند، منتقدان، آنها را با عنوان آثار هنری مورد نقد و بررسی قرار می‌دهند، در کتاب‌ها و نشریه‌های مربوط به هنر، درباره‌ شان بحث می‌شود، در گالری‌ها یا مکان‌های مرتبط با هنر، به نمایش گذاشته می‌شوند و چیزهایی از این قبیل.

 

 

 

What is art and who is the artist1 هنر چیست و هنرمند کیست ؟

 

 

هنرمند کیست؟

 

در حالت کلی انسان ها به دو دسته تقسیم می شوند:

 

۱- عده ای که نگاه می کنند و درک می کنند.

۲- عده ای که نگاه می کنند و از درک عاجزند.

 

 

شاید تعریف اول برای هنرمند درست تر باشد ولی باید از این موضوع آگاه باشیم که هنرمند علاوه برمنابع زمینی و ارتباط حسی و تعامل با آن ها به منبع دیگری از کمال و فهم متصل می باشد که موجب می شود یک هنرمند با سایر انسان ها متمایز شود. یک هنرمند خودخواه است، خودخواهی و غرور هنرمند را باید در آن لحظه که مشغول خلق یک اثر است در چشمهایش مشاهده نمود. یک هنرمند همیشه فقیر است، شاید او زندگی شاهانه ای داشته باشد اما او تشنه ی کمال، کشف و انتقال نشانه ها و معناهای آفرینش است. هنرمند یک مبارز انقلابی است، او روحیه تجدد خواه و ساختار شکن دارد و هدف او این است که با شکستن سنت ها و گاه ترمیم و پیوند آن ها به هم دریچه ای از شعور و آگاهی را به جامعه ی بشری بگشاید. برای هنرمند اصلا مهم نیست که اثری را که آفریده مورد پذیرش مردم است یا نه؟ و این به خاطر غرور و تعصب بیش از اندازه اش می باشد در عین حال که او خود را هیچ کس می داند. هنرمند شهرت و دوامش را از راه نفوذ در مردم دارد نه با تبلیغات توخالی و گذرا. مهم نیست هنرمند چه لباسی بپوشد بلکه وجود اوست که به لباس شخصیت و ارزش می دهد. هنرمند عشق است و تنها زیبایی را دوست ندارد بلکه او به زشتی ها هم عشق می ورزد چون او می خواهد واقعیت ها را نشان داده و با عشق خود آن ها را بپوشاند. هنرمند تحمل پذیرفتن حرفی از روی اجبار را ندارد و اگر کاری را به او تحمیل کنند افسرده می شود. او همیشه در اداره کردن زندگی خود دچار مشکل است و نیازمند حمایت دیگران. هنرمندان اندازه‌های متفاوتی دارند بعضی غول پیکرند و بعضی کوچکتر…

 

 

شاملو می‌گفت: هنرمندان را سلسله جبالی بدانید که بعضی قله‌های آن از ابرها بیرونند، بالاترند؛ اما همواره باید یادمان باشد که هنرمندان وجودی معصومانه و کودکانه دارند. اگر همه اینها بود و بیش از اینها آنگاه ممکن است که او را بشناسیم….

در آخر برای اینکه هنرمند شوید باید حس دیوانگی درون خود را بیدار کنید تا بتوانید در مقابل عادت ها و رفتارهایی که شما را از انجام کارهای مخالف خواسته هایتان باز می دارد بایستید….

برای هنرمند شدن هیچوقت دیر نیست

 

 

به قول لئوناردو بیکن : هر هنرمندی در ابتدا مبتدی بوده است

- منبع، پورتال آسمونی
  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش
نویسندگی چیست؟ نویسنده کیست؟

نویسنده:عبدالرحیم موگهی (شمیم(

ارکان پیام‌رسانی، عبارتند از: پیام، پیام‌رسان، پیام‌گیر، ابزار پیام‌رسانی و روش پیام‌رسانی. هر پیامی نیز دو رکن دارد؛ محتوا و قالب. رکن اول به «چه چیز گفتن» و رکن دوم به «چگونه گفتن»، مربوط می‌شود. نویسندگی نیز نوعی پیام‌رسانی است که در بعد محتوای نوشته، باید دیدگاه یا نگاهی نو را مطرح کرد و در بعد قالب نوشته، باید نگارشی نو را به قلم آورد. از این‌رو، نویسنده کسی است که دیدگاهی نو یا نگاهی نو را با نگارشی نو، به خواننده انقال می‌دهد. نویسندگی نیز بر سه پایه زیر استوار است:
۱ ـ هنر خوب حس کردن (به ویژه خوب دیدن و خوب شنیدن.
۲ ـ هنر خوب اندیشیدن.
۳ ـ هنر خوب نوشتن. بنابراین، نویسندگی، یعنی هنر نگارش پیامی نو با بیانی نو و بدین سبب، در نویسندگی با سه عنوان روبه‌رو هستیم؛ ۱٫ نویسا. ۲٫ رونویسنده. ۳٫ نویسنده.
قدر مجموعه گل، مرغ سحر داند و بس
که نه هر کاو ورقی خواند، معانی دانست۱
در هر نوع پیام‌رسانی، پنج رکن زیر وجود دارند:

۱ ـ پیام.
۲ ـ پیام رسان (فرستنده)
۳ ـ پیام‌گیر (گیرنده)
۴ ـ ابزار پیام‌رسانی(رسانه)
۵ ـ روش پیام‌رسانی.
نخست آن که نویسندگی نیز نوعی پیام‌رسانی است که پیام آن، نوشته و پیام‌رسان آن، نویسنده و پیام‌گیر آن، خواننده و ابزار آن، قلم است و با روش‌های ویژه نویسندگی و تأثیرگذاری نوشتاری، در پایان، به صورت کتاب و مقاله و مانند آن در می‌آید و جلوه‌گری می‌کند.
دوم آن که خود هر پیامی نیز دو رکن دارد که یکی به «چه چیز گفتن» مربوط می‌شود و دیگری به «چگونه گفتن» و آن دو رکن، عبارتند از:
الف) محتوا.
ب) قالب.
بنابراین، فقط خوب بودن و حلاوت پیام، مهم نیست؛ بلکه خوب رساندن و ملاحت پیام نیز مهم است. سوم آن که در هر نوشته‌ای نیز باید با دو مسئله روبه‌رو شد و آن دو را مشاهده کرد و در غیر این صورت، شایسته است – اگر نگوییم بایسته است – دست به قلم نبریم و چیزی بر کاغذ ننشانیم و عطای این گونه نوشتن را به لقای آن ببخشیم. مسئله اول، به محتوای نوشته و مسئله دوم، به قالب نوشته مربوط می‌شود که عبارتند از:
۱ ـ دیدگاه یا نگاه نو.
۲ ـ نگارش نو.
با این سه نکته و مقدمه کوتاه، باید گفت: «نویسنده کسی است که دیدگاهی نو یا دیدگاهی نو را با نگارشی نو، به خواننده انتقال می‌دهد» و این سروده مولوی را همواره به یاد دارد و به کار می‌گیرد:
هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
وا رهد از حد جهان، بی حد و اندازه شود۲
بدین سبب، هر نویسنده‌ای به هر اندازه که پیام و نوشته خود را با بیان و کیفیت بهتر و گستره‌تر و کمیت بیشتری به مخاطب منتقل می‌سازد، به همان اندازه نیز توان نویسندگی او بیشتر است. ناگفته روشن است که آن چه در نویسندگی مهم، می‌نماید، نخست نگارش نو و آنگاه دیدگاه یا نگاه نو است؛ زیرا آن که دیدگاهی تازه را مطرح می‌کند، اما آن را با نگارشی معمولی و سطحی به قلم می‌آورد، نویسنده نیست و سرانجام، پژوهنده‌ای نواندیش است. همچنین آن که نگاهی تازه را نیز نشان می‌دهد؛ اما باز آن را با نگارشی تکراری و عادی، قلمی می‌کند، او هم نویسنده نیست و تصویرگری نو منظر است.

از همین رو، این سروده صائب تبریزی را نیز ارج می‌نهیم و آن را سرلوحه نگارش‌ها و قلم‌زنی‌های خویش قرار می‌دهیم؛ «دامن هر گل مگیر و گرد هر شمعی مگرد. طالب حسن غریب و معنی بیگانه باش» و از آن چه گفته شد، به این باور دست می‌یابیم که برای نویسنده شدن، افزون بر نواندیش بودن یا نومنظر بودن، باید نونویس و نونگار نیز بود.
یکی از نویسندگان و استادان زبان و ادب فارسی، در این باره چنین گفته است:
اگر نویسندگی را به معنی عمل کسی که می‌نویسد، بگیریم، هر کسی را که بنویسد، اگر چه نوشته او سیاهه خرج خانه یا دفتر حساب دکانش باشد، نویسنده باید خواند. در این حال، نویسندگی کار دشواری نیست؛ الفبا را باید شناخت و مختصر خطی باید داشت که خواندنی باشد؛ اما در اصطلاح، این گونه کسان، نویسنده خوانده نمی‌شوند.
نویسنده کسی را می‌گویند که … معانی و مطالبی در ذهن دارد که از آن سودی یا لذتی عام برای خوانندگان حاصل می‌شود و آن معانی را به طریقی می‌نویسد که همه به خواندن نوشته او رغبت می‌کنند و از آن، لذت یا سود می‌برند.
معنی نویسنده در عرف، باز هم از این خاص‌تر است. کسی که کتابی در نجوم بنویسد، اگر چه اصول این علم را درست بیان کرده و نکته‌های تازه‌ای در آن مطرح کرده باشد، نویسنده نیست؛ بلکه منجم است. مؤلف کتاب‌های تاریخ، جغرافیا، فیزیک و شیمی را هم نویسنده نمی‌خوانند. عنوان این نویسندگان، مورخ، فیزیک‌دان و شیمی‌دان است؛ اما اگر کسی در یکی از این رشته‌ها کتابی بنویسد که هنرش در انشای عبارت و بیان مطلب، دل‌نشین و ستودنی باشد، او را گذشته از عنوانی که دارد، نویسنده هم می‌خوانند. پس نویسندگی، هنر خوب و زیبا نوشتن است. ۳
با توجه به آن چه گفته شد، نویسنده کسی است که آن چه را دیگران حس نمی‌کنند، او حس می‌کند یا آن چه را دیگران حس می‌کنند، او به گونه‌ای دیگر حس می‌کند و آن گاه درباره این احساس‌های خود، خوب می‌اندیشد و سپس احساس‌ها و اندیشه‌های خویش را خوب نشان می‌دهد و به قلم می‌آورد؛ به گونه‌ای که دیگران نمی‌توانند آن احساس‌ها و اندیشه‌ها را به خوبی وی نشان دهند و به زیبایی و شیوایی او، به قلم آورند. از همین روست که گفته‌اند:
دستور نویسندگی را به سال‌ها می‌آموزند؛ اما زبده آن، دو حرف است: چشم باز و بیان ساده. باید نگاه کرد و دید و شنید و فهمید و آن‌گاه دیده و فهمیده را آسان گفت و نوشت. یکی دنیا را می‌گردد و توشه نمی‌گیرد و دیگری از گردش کوی و برزن، یک دنیا گفتنی می‌آورد؛ چه آن یکی ندیده و نفهمیده، گذشته و این برای دیدن و فهمیدن، نگاه کرده و شنیده است. ۴
پس به درستی و نیکی می‌توان گفت که نویسندگی بر این سه پایه استوار است:
۱ ـ هنر خوب حس کردن (به ویژه خوب دیدن و خوب شنیدن)
۲ ـ هنر خوب اندیشیدن.
۳ ـ هنر خوب نوشتن.
اگر بخواهیم هنرهای سه‌گانه فرازین را فشرده‌تر و در یک جمله بیان کنیم و با آنها نویسندگی را نیز تعریف نماییم، باید چنین بگوییم: «نویسندگی، یعنی هنر نگارش پیامی نو با بیانی نو».
از این تعریف، به نکته‌ای دقیق و عمیق دست می‌یابیم که میان نویسنده (مصنف) و نگارنده (مؤلف) تفاوت از زمین تا آسمان است و چه بسا کسانی که بسیار قلم هم به دست می‌گیرند و بسیار چیز هم می‌نویسند، اما نویسنده نیستند؛‌ بلکه نگارنده و مؤلف و الفت دهنده کلمات و جملات با یکدیگرند و هنری بیش از یک مونتاژکار فنی و صنعتی ندارند و فقط شباهت کاری با نویسنده دارند. سعدی چه زیبا گفته است؛
بوریا باف، اگر چه بافنده است
نبرندش به کارگاه حریر۵
از همین روی است که ملاک و میزان اصیل و صحیح تشخیص نویسنده از غیر نویسنده را پرکاری و پرنویسی نمی‌توان و نباید دانست؛ بلکه باید پرباری و درّنویسی را میزان نویسندگی و نویسنده بودن این یا آن قرار داد و آن گاه با همین ملاک و میزان، می‌توان به این نتیجه دست یافت که چه بسا کسی که فقط یک کتاب یا مقاله نوشته باشد و همان نشان دهد که او نویسنده است و کسی ده‌ها کتاب و مقاله نوشته باشد، ولی هیچ شمیم نویسندگی از نوشته‌هایش به مشام نرسد و نگارنده و مؤلفی بیش نباشد و سروده ملک‌الشعرای بهار را درباره او و نویسندگی او به خاطرمان آورد؛ هر چند که آن سروده درباره شعر و شاعری باشد؛

شعر دانی چیست؟ مرواریدی از دریای عقل
شاعر آن افسون‌گری کاین طرفه مروارید سفت
صنعت و سجع و قوافی، هست نظم و نیست شعر
ای بسا ناظم که نظمش نیست الا حرف مفت
شعر آن باشد که خیزد از دل و جوشد از لب
باز در دل‌ها نشیند هر کجا گوشی شنفت
ای بسا شاعر که او در عمر خود نظمی نساخت
وی بسا ناظم که او در عمر خود شعری نگفت۶
می‌خواهیم کلی گویی نکنیم و کلیاتی ابوالبقاءگونه را به قلم نیاوریم. بدین منظور، تفاوت مؤلف و نویسنده را هم از نظر بینش و هم از نظر نگارش، به صورت کاربردی و مصداقی با دو نوشته زیر نشان می‌‌دهیم و گفته مولوی را در مثنوی نیز فرایاد می‌آوریم:

یک کف گندم زانباری ببین
فهم کن کان جمله باشد همچنین۷
جالب آن است که هر دو نوشته در موضوعی واحد و آن هم «تعریف نویسندگی» است؛ ولی نوشته اول «از یک مؤلف و نکوهیدنی و نوشته دوم از یک نویسنده و ستودنی است:

۱ ـ نویسندگی یعنی این که نویسنده، مطالبی از خودش را به قلم آورد و یا مطالبی از این و آن را جمع‌آوری کند و کنار هم به گونه‌ای تألیف نماید و به خواننده منتقل سازد که خواننده سرانجام بفهمد به مطلبی جدید دست یافته و وقتش تلف نشده است».
۲ ـ در نویسندگی، مهارت در پروراندن مطلب، بسیار مهم است. شاید بتوان گفت که نویسندگی همان هنر پروراندن مطلب است. همین هنر است که فرق پدید می‌آورد میان آن که می‌داند و می‌نویسد و آن که می‌داند و نمی‌تواند بنویسد. این که نویسنده به روشنی بداند که چه می‌خواهد بگوید، لازم هست؛ ولی کافی نیست؛ مهم آن است که مقصود خود را بتواند نیک بپروراند. مشکل این کار، همان مشکل معلمان است. در تدریس نیز چگونه درس دادن از چه درس دادن، اگر مهم‌تر نباشد، کمتر نیست».۸
باز برای آن که هم تفاوت مؤلف و نویسنده و هم تفاوت نگاه و زاویه دید آن دو را دریابیم، به دو متن ذیل نظر افکنیم. این دو متن نیز در موضوعی یکسان و آن هم «اقامت در نیشابور و وصف آن» است؛ اما اولی از یک مؤلف و ناستودنی و دومی از یک نویسنده و شایان ستودن است:
۱ ـ دو روز بیشتر من در نیشابور نماندم. روز اول، هوا صاف بود. من در شهر، مختصر گردشی کردم. یکی از دوستان قدیم من در نیشابور زندگی می‌کند؛ دلم می‌خواست او را ببینم؛ اما آدرس نداشتم. فردای آن روز، باران آمد. من چتر همراه نداشتم… ولی هوا ملایم بود و احتیاجی به پالتو پیدا نکردم».۹
۲ ـ کمتر شهری در سراسر ایران می‌توان یافت که به اندازه نیشابور، عبرت‌انگیز و پرخاطره و بارور باشد. من در اقامت دو روزه نوروزی خود در این شهر، موهبت آن را یافتم که نیشابور را در حالت‌های گوناگونش ببینم. در شب که آسمان نیلگون بود، نزدیک به سیاه و ستاره‌ها بی‌اندازه فروزان و درشت می‌نمودند. به گاه صبح و به گاه غروب و حتی ساعتی در هوای بارانی که ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست … و سبزه‌های شفاف در زیر قطره‌های آب شسته شدند.
هوا چنان بود که می‌باید؛ نه گرم و نه سرد؛ بسیار سبک و لطیف؛ به نرمی‌در ریه‌ها فرو می‌شد و بر پوست که می‌وزید، به مسامات۱۰ بدن راه می‌یافت. حالت نوازش خواهرانه‌ای در هوا بود؛ نسیم گویی دست مهربانی بود که بر پیشانی نهاده شود.
آن چه در این سفر بر من کشف شد، پیوند بین خیام و نیشابور بود. دریافتم که شاید هیچ شعری در زبان فارسی به اندازه رباعی‌های خیام، رنگ محلی ندارد و هیچ شاعری حتی حافظ، مانند خیام با شهر خود و گذشته و آینده آن، ممزوج نشده است.
در هر گوشه نیشابور که پای می‌نهید، نشانه‌ای و کنایه‌ای از رباعی‌های خیام می‌یابید یا او و نفس او در همه جا حضور دارد؛ در ابر، در غبار، در باران و گیاه، در کودکی که خاک می‌بیزد، در مردی که خشت می‌زند، در دکه‌های کوزه‌فروشی، در گورستان عظیمی که در زیر کشته پنهان است؛ حتی در تضاد بین حقارت شهر و عظمت دشت. در همه اینها، گویی معنایی نهفته است؛ حالتی است که با شما نجوا می‌کند و می‌توان آن را حالت «خیامی» نامید.
خیام که نامدارترین سراینده «بی‌اعتباری دنیا» است، گویی تقدیر خواسته است که نیشابور تجسمی از شعرهای او باشد؛ گویی شهری با آن همه رونق و زیبایی و غنا، به ویرانه‌ای پهناور تبدیل شده است؛ تا در تأیید آن چه او گفته بود، بینه‌ای قرار گیرد.
نیشابور واقعی را در خارج شهر کنونی باید جست. من در آن جا، ساعت‌ها یله شدم؛ مانند کسی که بیرون از دنیای موجود، در میان خاطره‌ها راه می‌رود. حالت کسی را داشتم که از هوا مست شده است و سبکی و منگی خاصی در خود احساس می‌کند. چون بر خاک و سبزه پای می‌نهادم، گفتی حرکتی در آنها بود و ناله‌ای از آنها بر می‌خواست؛ گفتی روحی گنگ و فسرده و دردمند در زیر آنها پنهان مانده بود؛ احساسی وصف ناپذیر بود».۱۱
در زمینه شعری و شاعری نیز به تفاوت نگاه و طرز بیان دو شاعر بنگریم که شاعر نخست در موضوع توحید و خداشناسی و با ردیف شعری «توی تو»، شعری چندان شورانگیز نسروده است؛ در حالی که شاعر دوم و روحانی دانشمند، حاج میرزا حبیب خراسانی (۱۲۶۶ – ۱۳۲۷ ق)، در همان موضوع و با همان ردیف «تویی تو»، سروده‌ای عرفانی و شورانگیز را به ارمغان گذاشته است:
خدایا! ایزد منان تویی تو
خدای قادر رحمان تویی تو
تو موجودات عالم، خلق کردی
پدید آرنده کیهان تویی تو
سراسر بر جهان آفرینش
محیط و صاحب فرمان تویی تو
سزاوار ثنایی و ستایش
جهاندارنده و یزدان تویی تو
سریر پادشاهی در خور توست
به مخلوق جهان، سلطان تویی تو
امروز، امیر در میخانه تویی تو
فریاد رس ناله مستانه تویی تو
مرغ دل ما را که به کس رام نگردد
آرام تویی، دام تویی، دانه تویی تو
آن مهر درخشان که به هر صبح دهد تاب
از روزن این خانه به کاشانه، تویی تو
آن ورد که زاهد به همه شام و سحرگاه
بشمارد با سبحه۱۲ صد دانه، تویی تو
آن باده شاهد به خرابات مغان نیز
پیموده به جام و خم و میخانه، تویی تو
آن غل۱۳ که ز زنجیر سر زلف، نهادند
بر پای دل عاقل و دیوانه، تویی تو
ویرانه بود هر دو جهان نزد خردمند
گنجی که نهان است به ویرانه، تویی تو
در کعبه و بتخانه بگشتیم بسی ما
دیدیم که در کعبه و بتخانه تویی تو
آن راز نهانی که به صد دفتر دانش
بسیار از او گفته شد افسانه، تویی تو
بسیار بگوییم و چه بسیار بگفتیم
کس نیست به غیر از تو در این خانه، تویی تو
یک همت مردانه در این کاخ ندیدیم
آن را که بود همت مردانه تویی تو۱۴
از آن چه گفته شد، می‌توان برای کسانی که قلم به دست می‌گیرند و چیز می‌نویسند، سه عنوان زیر را در نظر گرفت و به کار برد:

الف) نویسا
نویسا کسی است که کار و حتی شغل او نوشتن و بسیار نوشتن است و دیگر هیچ؛ یعنی هیچ گونه فکری برای چگونگی معانی و محتوای نوشته و هیچ گونه ذوقی برای چگونگی الفاظ و شکل نوشته به کار نمی‌گیرد. اینان در واقع، نظیر همان میرزا بنویس‌های قدیمند که امروزه مثلاً در اداره‌ها، نامه‌های اداری را و در جلو دادگستری‌ها، دادخواست‌ها و شکایت‌نامه‌های قضایی را می‌نویسند. برخی از مؤلفان و کتاب‌نویسان عصر ما نیز میرزا بنویس هستند؛ اما میرزا بنویس شیک و مدرن امروزی.
ب) رونویسنده
رونویسنده کسی است که کاملاً چهره نویسنده به خود می‌گیرد؛ اما در واقع از نوشته‌های دیگران کپی‌برداری و رونویسی می‌کند؛ یعنی تکه‌ای از این نوشته ‌و تکه‌ای از آن نوشته را بر‌می‌دارد؛ سپس آنها را با چسب و قیچی و بدون هیچ گونه به کارگیری ذوق و ابتکاری در پیام و محتوای نوشته یا بیان و قالب آن، به یکدیگر می‌چسباند و مونتاژکاری و تکه‌نویسی می‌کند وحتی گاه به منابع و ماخذ رونویسی‌های خود هیچ اشاره‌ای نمی‌نماید.
گفتنی است کسی که قلم به دست می‌گیرد، اگر هم در زمینه محتوا و هم در زمینه چگونگی ارائه محتوا، مانند زنبور عسل عمل کند و از هر گلی شهدی برگیرد و در سرانجام، چیزی جدید، مانند عسل را تولید نماید، او نیز به نوعی نویسنده است ودیگر نمی‌توان او را رونویسنده دانست.
ج( نویسنده
نویسنده کسی است که حرفی نو یا نگاهی نو را با بیانی نو ارائه می‌کند و با کاربست روش‌ها و شگردهای گوناگون نویسندگی، برمخاطب خود تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم می‌گذارد؛ البته برخی برای نویسنده، درجه و سطحی نازل‌تر را نیز قائل شده و چنین گفته‌اند: «نویسنده کسی است که حرفی تازه یا نگاهی تازه را با استفاده از بازار قلم، ارائه می‌دهد؛ هرچند بیان و شیوه نگارش او تازه نباشد و یا این که حرفی یا نگاهی را هرچند تازه نباشد، اما با نگارشی تازه به قلم آورد»
به هر حال، نمی‌توان سخن ملک الشعرای بهار را که در زمینه شعر و شاعری است، به نویسندگی نیز تعمیم و تسری نداد و در این قلمرو، نادیده انگاشت. او گفته است: «هر شعری که شما را تکان ندهد، به آن گوش ندهید»۱۵٫ بنابراین، در نویسندگی نیز باید بگوییم: «هر نوشته‌ای که شما را تکان ندهد، به آن چشم ندوزید»

پی‌نوشت:

۱ . حافظ.
۲ . قدر مجموعه‌گل (برگزیده‌ای از غزل فارسی از آغاز تا امروز، همراه با شرح و توضیح)، به کوشش مرتضی کاخی، چاپ دوم، انتشارات فرزان، تهران ۱۳۷۶، ‌ص۵۸٫
۳ . پرویز ناتل خانلری، هفتاد سخن، چاپ دوم، انتشارات توس، تهران ۱۳۷۷، ج ۱ (شعر و هنر)، ص ۸۵٫
۴ . اندیشه، محمد حجازی، پیشگفتار، به نقل از: آیین نگارش، حسین آذران، چاپ اول، تهران، انتشارات شرق ۱۳۷۰، ص ۸۲٫
۵ . گلستان سعدی، تصحیح و توضیح از غلامحسین یوسفی، چاپ پنجم، انتشارات خوارزمی، تهران ۱۳۷۷، ص۱۶۰٫
۶ . غلامحسین یوسفی، برگ‌هایی در آغوش باد، چاپ سوم، انتشارات علمی، تهران ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۴۶۳٫
۷ . مثنوی معنوی (نسخه قونیه)، به کوشش محمدرضا برزگر خالقی، چاپ اول، انتشارات زوار، تهران ۱۳۸۰، ص ۵۵۱ .
۸ . احمد سمیعی، آیین نگارش، چاپ اول، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۶، ص ۱۸٫
۹ . حسن انوری، آیین نگارش (سال اول دبیرستان)، تهران انتشارات وزارت آموزش و پرورش، تهران ۱۳۵۷، ص ۹۷٫
۱۰ . مسامات: سوراخ‌های ریز پوست بدن.
۱۱ . محمدعلی اسلامی ندوشن، جام جهان‌بین (در زمینه نقد ادبی و ادبیات تطبیقی)، چاپ سوم، انتشارات ابن سینا، تهران ۱۳۴۹، ص ۲۱۶-۲۱۸٫
۱۲ . سبحه: تسبیح.
۱۳ . غل: قفل.
۱۴ . غلامحسین یوسفی، چشمه روشن (دیداری با شاعران)، چاپ چهارم، انتشارات علمی، تهران ۱۳۷۱، ص ۳۴۳٫
۱۵ . برگ‌هایی در آغوش باد، ص ۳۸۷٫

منبع: www.porseman.net و راسخون

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

انسان‌ پژوهشگر کیست؟

انسان‌ پژوهشگر کسی‌ است‌ که‌ لحظه‌ به‌ لحظه‌ به‌ سمت‌ و سویی‌ حرکت‌ می‌کند که‌ دیوارهای‌ جهل‌ خویش‌ را می‌شکند و در محدوده‌یی‌ تازه‌ قدم‌ برمی‌دارد و به‌ همین‌ علت‌ است‌ که‌ یک‌ احساس‌ رضایت‌ درونی‌ نسبت‌ به‌ خویش‌ خواهدداشت‌، زیرا احساس‌ می‌کند امروز او از دیروز او برتر است‌ و چنین‌ انسانی‌ است‌ که‌ می‌ تواند برای‌ جامعه‌ خویش‌ اثرگذار و ثمربخش‌ باشد. انسان‌ پژوهشگر باید به‌خاطر داشته‌ باشد،که‌ سرنوشت‌ آدمیان‌ به‌ هم‌ گره‌ خورده‌ است و هر روز که‌ می‌گذرد این‌ وابستگی‌ شدیدتر می‌شود ، لذا هرگاه‌ در جست‌وجوی‌ یافتن‌ پاسخ‌ سوالات‌ و حل‌ مشکل‌ خویش‌ است‌، هیچگاه‌ راه‌حلی‌ را برنمی‌گزیند که‌ سبب‌ شود مصیبتی‌ بر دیگران‌ تحمیل‌ شود،زیرا با این‌ نیت‌ انساندوستانه‌ است‌ که‌ آدمی‌ می‌تواند با صبر و شکیبایی‌ به‌ جست‌وجوگری‌ خویش‌ ادامه‌ دهد و بهترین‌ پاسخ‌ را بیابد،زیرا انسانی‌ که‌ در پی‌ سعادتمندی‌ دیگران‌ است‌،انگیزه‌یی‌ در او شعله‌ور می‌شود که‌ به‌ روح‌ جست‌وجوگری‌ او نیرو می‌بخشد. زیرا انسان‌ در این‌ شرایط‌،خود درونی‌ خویش‌ را باور دارد و به‌ انسانیت‌ خویش‌ افتخار می‌کند و همین‌ امر انگیزه‌یی‌ قوی‌ برای‌ به‌ حرکت‌ درآوردن‌ انسان‌ است‌.

 انسان‌ پژوهشگر کسی‌ است‌ که‌ رسالت‌ خویش‌ از زندگی‌ کردن‌ را مشخص کرده‌ و بر پایه‌ احساسات‌ دیگران‌ زندگی‌ نمی‌کند و او برای‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ خود،در جست‌ وجوی‌ کشف‌ بهترین‌ راههای‌ ممکن‌ است‌ و از پژوهش‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ خود استفاده‌ می‌کند. انسان‌ پژوهشگر تنها یک‌ دانشمند یا فرد دارای‌ تحصیلات‌ عالیه‌ نیست‌،همه‌ کس‌ می‌تواند به‌ این‌ مرحله‌ دست‌ یابد و چه‌ بسا فرد کم‌سوادی‌ که‌ به‌ واسطه‌ ذهن‌ جست‌وجوگر خود بتواند علم‌ و تجربه‌ خویش‌ را افزایش‌ داده‌ و به‌ نکات‌ مهمی‌ برسد که‌ یک‌ تحصیلکرده‌ قادر به‌ درک‌ آن‌ نباشد، اما برای‌ رسیدن‌ به‌ این‌ مرحله‌ باید زحمت‌ کشید. باید با علم‌ پژوهش‌ آشنا شد و راههای‌ درست‌ پژوهش‌ کردن‌ را با کمک‌ صاحبنظران‌ این‌ علم‌ و با مطالعات‌ مستمر فرا گرفت‌ و در این‌ مرحله‌ است‌ که‌ فرد درمی‌یابد هر قدمی‌ که‌ برمی‌دارد چقدر باید با دقت‌ و فراست‌ همراه‌ باشد.

 انسان‌ پژوهشگر باید مهارت‌ های‌ مربوط‌ به‌ خلاقیت‌ و تفکر خلاق‌ را فرا بگیرد تا بتواند با نوآوری‌ به‌ نکات‌ تازه‌یی‌ دست‌ یابد و به‌ گفته‌ اقبال‌ لاهوری‌ «وقتی‌ نیروی‌ زاینده‌ خلاق‌ فرد یا جامعه‌یی‌ از بین‌ می‌رود،زندگی‌ تکراری‌ و بی‌حاصلی‌ پدید می‌آید که‌ سبب‌ می‌شود این‌ انسانها راه‌ ساده‌ قراردادها و حصر فکری‌ را انتخاب‌ کنند»، که‌ این‌ خود محدودکننده‌ رشد جامعه‌ است‌.

انسان‌ پژوهشگر باید مهارتهای‌ ارتباطی‌ را فرا بگیرد و یاد بگیرد که‌ بخوبی‌ با دیگران‌ ارتباطی‌ صادقانه‌ برقرار کند آنچنان‌ که‌ میان‌ او و دیگر انسانها جریانی‌ از علم‌ و دانش‌ به‌ حرکت‌ درآید. به‌ گفته‌ حضرت‌ علی‌ (ع‌): «اندیشه‌ها را به‌ یکدیگر بزنید تا درستی‌ و حقیقت‌ زاده‌ شود»، با برخورد اندیشه‌ها، دانسته‌های‌ جدید شکل‌ می‌گیرد و با انتقال‌ آنها میان‌ انسانها، معماهای‌ پژوهش‌ حل‌ می‌گردد.

 انسان‌ پژوهشگر، فوت‌ کوزه‌گری‌ خود را به‌ دیگران‌ منتقل‌ می‌کند. امروزه‌ دیگر نمی‌توان‌ با یک‌ فوت‌ کوزه‌گری‌ زندگی‌ کرد، ما نیازمند هزاران‌ فوت‌ کوزه‌گری‌ برای‌ زندگی‌ کردن‌ هستیم‌ و پنهان‌ نگه‌ داشتن‌ دانسته‌های‌ ارزشمند در وجود آدمی‌ تنها منجر به‌ دفن‌ کردن‌ آنها می‌شود. انسانها با هدیه‌ کردن‌ تجربیات‌ گرانقدرشان‌ به‌ یکدیگر، زمینه‌ را برای‌ ایثارگری‌ در علم‌ و دانش‌ پدید می‌آورند و این‌ مرحله‌ سرآغاز پدید آمدن‌ جرقه‌های‌ خلاقیت‌ و نوآوری‌ در بین‌ جامعه‌ است‌ و همین‌ امر فرهنگ‌ پژوهشگری‌ را در جامعه‌ گسترش‌ می‌دهد.

انسانهایی‌ که‌ تفکرات‌ نو و بکر  خود را در مغز خویش‌ نگهداری‌ می‌کنند در اصل‌ به‌ مغز می‌آموزند که‌ دیگر نوآوری‌ نکند و به‌ گفته‌ «ارنست‌ دیمنه‌» از پایه‌گذاران‌ آموزش‌ و پرورش‌ فرانسه‌، «زمانی‌ که‌ فکری‌ نو در مغز باقی‌ می‌ماند و رها نمی‌شود، گویی‌ همچون‌ دانه‌یی‌ از یک‌ زنجیر است‌ که‌ از مغز اگر بیرون‌ نیاید، دانه‌های‌ دیگر زنجیر نیز با آن‌ بیرون‌ نمی‌آیند و به‌ عکس‌ هنگامی‌ که‌ فکری‌ نو به‌ بیرون‌ از مغز هدایت‌ می‌شود با خود دیگر دانه‌های‌ زنجیر را نیز به‌ بیرون‌ هدایت‌ می‌کند و دیگر زنجیره‌ افکار نو در مغز پنهان‌ نمی‌ماند.»

 زمانی‌ که‌ انسان‌ پژوهشگر تصمیم‌ می‌گیرد با نگاهی‌ دقیق‌ و گوش‌هایی‌ حساس‌ به‌ وقایع‌ توجه‌ کند، با گذشت‌ زمان‌، دیدگاه‌هایی‌ که‌ کسب‌ می‌کند سبب‌ می‌شود فاصله‌یی‌ میان‌ آموخته‌های‌ این‌ فرد با دیگر انسانها پدید آید و او با دقت‌ بیشتر به‌ پدیده‌های‌ اطراف‌ بنگرد. این‌ فاصله‌، فاصله‌ فکر و اندیشه‌ است‌ و همین‌ امر سبب‌ می‌شود که‌ دیگران‌ با نگاه‌ این‌ فرد به‌ رویدادهای‌ اطراف‌ خود نگاه‌ نکنند و به‌ همین‌ علت‌ چه‌ بسا نگاه‌ پژوهشگر و نظرات‌ او در دیدگاه‌ دیگران‌ مسخره‌ و غیرطبیعی‌ جلوه‌ کند و لذا در این‌ مرحله‌ است‌ که‌ سدهای‌ جهل‌ آدمی‌ شکسته‌ می‌شود و انسان‌ به‌ سوی‌ اندیشه‌ و فکر قدم‌ برمی‌دارد و قدرت‌ تحلیلگری‌ خود را افزایش‌ می‌دهد و در این‌ زمان‌ است‌ که‌ پژوهشگر باید صبور و شکیبا باشد و به‌ راه‌ خود ادامه‌ دهد.

انسان‌ پژوهشگر باید به‌ خاطر داشته‌ باشد، دانشمندان‌ بزرگ‌ کارهای‌ عظیم‌ خود را در زمانی‌ به‌ ثمر رساندند که‌ غرق‌ در استهزا و تحقیر دیگران‌ بودند لذا چنین‌ انسانی‌ باید خود را آماده‌ تحقیرها و استهزاها کند و این‌ امری‌ طبیعی‌ است‌ برای‌ کشف‌ راه‌های‌ نو و یافتن‌ پاسخ‌های‌ جدید.

 انسان‌ پژوهشگر باید به‌ خاطر داشته‌ باشد که‌ همگان‌ به‌ کاستی‌ها و ناتوانایی‌های‌ او پی‌ خواهند برد و چه‌ بسا ناتوانایی‌های‌ او را به‌ ریشخند بگیرند، لذا او باید با شهامت‌ به‌ راه‌ خود ادامه‌ دهد و به‌ رفع‌ نواقص خود بپردازد و در جهت‌ حل‌ معماها بکوشد و در برابر انتقادهای‌ دیگران‌ بردبار باشد.

 انسان‌ پژوهشگر باید با ابزارهای‌ مهمی‌ که‌ به‌ او در دسترسی‌ به‌ اطلاعات‌ کمک‌ می‌کنند آشنا بوده‌ و تلاش‌ کند با مهارتهای‌ مربوط‌ به‌ آنها آشنا باشد. یادگیری‌ یک‌ زبان‌ و آشنایی‌ با اینترنت‌ به‌ او کمک‌ می‌کند که‌ علاوه‌ بر کسب‌ تجربیات‌ از مردم‌ دیگر ملل‌، به‌ انتقال‌ افکار خویش‌ به‌ دیگران‌ بکوشد و از این‌ طریق‌ راه‌ جاری‌ شدن‌ اطلاعات‌ را از دیگران‌ به‌ سوی‌ خود هموار سازد.

 انسان‌ پژوهشگر همیشه‌ از تنبلی‌ در به‌ دست‌ آوردن‌ اطلاعات‌ به‌ دور است‌ و از تصمیم‌گیری‌ سریع‌ و عجولانه‌ خودداری‌ می‌کند زیرا این‌ تصمیمات‌ او را از راهیابی‌ به‌ درک‌ حقایق‌ بازمی‌دارد و اگر او به‌ اطلاعات‌ محدود خود بسنده‌ کند، چه‌ بسا به‌ پاسخ‌های‌ گمراه‌ کننده‌ دست‌ یابد که‌ خود می‌تواند مشکلات‌ فراوانی‌ در پی‌ داشته‌ باشد.

یک‌ انسان‌ پژوهشگر باید رفتاری‌ اخلاقی‌، متواضعانه‌ و صادقانه‌ داشته‌ باشد تا در نهایت‌ دیگران‌ در ارتباط‌ برقرار کردن‌ با او، علاقه‌مندی‌ نشان‌ دهند و همچنین‌ او را در دستیابی‌ به‌ اطلاعات‌ درست‌ یاری‌ کنند. چه‌ بسا انسان‌ها زمانی‌ که‌ از کسی‌ دل‌ خوشی‌ ندارند و یا از او بیزارند، با اطلاعات‌ غلطی‌ که‌ به‌ او می‌دهند، او را به‌ بیراهه‌ هدایت‌ می‌کنند و به‌ گفته‌ ارنست‌ دیمنه‌ «اگر می‌خواهید چیزی‌ اصیل‌ خلق‌ کنید، خودتان‌ باشید.»

 انسان‌ پژوهشگر در هر میهمانی‌ و ضیافتی‌ که‌ شرکت‌ می‌کند آن‌ را مکانی‌ می‌یابد برای‌ به‌ دست‌ آوردن‌ تجربیات‌ ارزشمند جدید و همچنین‌ انتقال‌ دانسته‌های‌ خود به‌ دیگران‌.

انسان‌ پژوهشگر باید الفت‌ و انس‌ شدید با کتاب‌ داشته‌ باشد و در فرصت‌های‌ مناسب‌ در کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌ها و نمایشگاه‌های‌ کتاب‌ گردش‌ کند و به‌ دنبال‌ کتابهایی‌ باشد که‌ به‌ حل‌ مشکلات‌ او کمک‌ می‌کنند.

 انسان‌ پژوهشگر باید از کلام‌ خویش‌ بخوبی‌ استفاده‌ کند. او باید به‌ خاطر بسپارد که‌ گفت‌وگوها زمینه‌ساز دانسته‌ها و تجربیات‌ هستند و او باید خود را از شر گفت‌وگوهای‌ بی ثمر و بی‌فایده‌ رها کند.

 انسان‌ پژوهشگر علاقه‌ فراوانی‌ به‌ ثبت‌ تجربیات‌ خویش‌ دارد و در هر فرصتی‌ می‌نویسد و سعی‌ می‌کند از طریق‌ نوشتن‌ تفکر کند و حتی‌ گاهی‌ اوقات‌ پاسخ‌ سوالات‌ خویش‌ را بیابد.

 السلی‌ رابینسون‌ می‌گوید: «بزرگترین‌ بیم‌ بشر از تغییر است‌، مردم‌ از افکار جدید، عادتهای‌ جدید، محیط‌ جدید و روش‌ جدید می‌ترسند، غافل‌ از آنکه‌ اساس‌ زندگی‌ تغییر و تنوع‌ است‌ و زندگی‌ بدون‌ آن‌ قابل‌ دوام‌ نیست‌، تنها راه‌ زندگی‌ بهتر و طولانی‌تر آمادگی‌ شما برای‌ قبول‌ تغییر و عمل‌ کردن‌ برای‌ تحول‌های‌ بزرگ‌ است‌ پس‌ خودتان‌ را عوض‌ کنید.»

از تغییرات‌ زمانه‌ نمی‌توان‌ فرار کرد، بلکه‌ باید به‌ مدد مغز و اندیشه‌، تغییرات‌ را در جهتی‌ قرار داد که‌ سبب‌ سعادتمندی‌ انسانها شود و این‌ تغییرات‌ نیازمند انسان‌های‌ پژوهشگر است‌ و به‌ گفته‌ سقراط‌: «جهان‌ بدون‌ تحقیق‌ و تفحص درخور زیستن‌ نیست‌.» بدون‌ شک‌ اگر انسان‌ پژوهشگر به‌ مرحله‌ تعالی‌ خویش‌ برسد، به‌ گفته‌ «لامارتین‌» که‌ می‌گوید: «افکار افراد متفکر خودبخود می‌اندیشد»، انسان‌ پژوهشگر  نیز خود به‌ تفکر تبدیل‌ می‌شود، انسانی‌ که‌ برای‌ جامعه‌ خویش‌ گوهری‌ است‌ گرانبها.

کلکسیون پژوهشگران

معرفی رشته های دانشگاهی

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

آنتیک

 فرهنگ فارسی معین

[ فر. ] (ص .) ۱ – دیرینه ، باستانی ، عتیقه (فره ). ۲ – (عا.) باارزش ، قیمتی . ۳ – (عا.) بسیار بد، سخت زشت و کریه .

————————————————————————————————————————————-

هموطنانی که در زمینه فروش و خرید و جمع آوری کلکسیون و مجموعه های  آنتیک فعالیت دارند میتوانند با دفتر انجمن تماس گرفته تا پس از بررسی و تکمیل فرم ، اسم و نام آنها در این فهرست درج گردد.

دفتر مرکزی انجمن مجموعه داران ایران

۰۲۱۴۴۰۷۴۴۶۴

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

خبرنگار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

J.

خبرنگار کسی است که با اتکا به ذوق و استعداد شخصی، پس از گذارنیدن دورهٔ آموزش تخصصی و همچنین با توجه به مسئولیت اجتماعی که این پیشه بر گردن او می‌گذارد، وظیفه بدست‌آوردن، آماده‌کردن، گردآوری و سامان‌دادن اخبار و انتقال آنها را با وسایل ارتباط جمعی (مطبوعات، رادیو، تلویزیون و خبرگزاری) به مخاطبان بر گردن دارد.

برپایهٔ اعلامیه سازمان یونسکو، خبرنگاران باید کوشش کنند تا اخباری که در اختیار عموم می‌گذارند درست، دقیق و معتبر باشد و در درستی اخباری که به دست می‌آورند، پژوهش و اندیشه کنند. خبرنگاران نباید حقیقتی را عمداً تحریف یا خراب کنند و نیز هیچ گونه مطلبی را نباید از دید مردم پنهان نگهدارند.

ویژگی‌های یک خبرنگار

  • خبرنگار باید رسانه‌ای را که در آن کار می‌کند، بشناسد. از ظرفیت و کارایی آن آگاه باشد. ماهیت رسانه و توان خبررسانی آن باید برای او روشن باشد. اگر از خبرنگاری بپرسند خبری را که تهیه کرده‌ای برای چه رسانه‌ای است؟ (رادیو، تلویزیون، یا مطبوعات) باید پاسخ دقیق او منطبق باشد با شناختی که از هر کدام از رسانه‌ها دارد. هر چه شناخت خبرنگار از رسانه‌ای که در آن کار می‌کند بیشتر باشد، دقیق تر عمل خواهد کرد. نگاه بی اعتنا و بیان سرد و مصنوعی برخی از خبرنگاران و در نتیجه گزارش خنثی یا کم اثر آنها ناشی از ضعف شناخت از توان رسانه‌است. امروز خبرنگاران بزرگ «رسانه» را «قدرت» می‌دانند و با این دیدگاه وارد عرصه خبر و خبرنگاری می‌شوند. بنابراین خبرنگار باید رسانه را بشناسد، بعد برای آن کار کند.
  • خبرنگار باید تفاوت «خبر» و «رویداد» را بداند و از سیر تحول یک «رویداد» به «خبر» آگاه باشد. اگر از خبرنگاری بپرسند «خبر چیست؟» او باید از جایگاه یک صاحب نظر و یک کارشناس خبر اظهار نظر کند؛ نه اینکه کلمات حفظ شده‌ای را باز گوید با این گمان که خبر را تعریف کرده‌است. خبرنگاری که خبر را نمی‌شناسد، چگونه می‌تواند به صحت و جامعیت آن پی ببرد؟ شناخت خبر مستلزم شناخت اوضاع سیاسی جهان و جامعه‌است.

چهره و لحن گفتار برخی از خبرنگاران در جلوی دوربین نشان از بیگانه بودن آنها با عمق خبری است که در صحنه آن قرار دارند. خبرنگار باید بداند که مخاطب و بیننده خبر تا چه اندازه برای شنیدن و دیدن گزارش خبری او حساس و هوشیار است. هر چه شناخت خبرنگار از خبر بیشتر و از نیازها و حساسیت‌های مخاطب آگاه باشد، در تهیه و تولید و نگارش و بیان خبر دقیق تر عمل می‌کند.

  • خبرنگار باید خبرگزاریهای مختلف جهان بویژه غول‌های خبری جهان را بشناسد. این شناخت به نگاه و فکر او وسعت می‌بخشد. وقتی به راز موفقیت خبرگزاریهای جهان پی برد و دانست که همه چیز در گرو عملکرد درست خبرنگاران آنها بوده‌است، به جایگاه و حساسیت کار خود بیشتر پی می‌برد.
  • مهارت ارتباطی از دیگر ویژگیهای خبرنگار است. ارتباط با همه چیز و همه کس، تقریباً بدون محدودیت. خبرنگار باید بتواند خود را با صحنه تصادف، زلزله، سیل، آتش سوزی، جنگ، جشن‌های ملی و مذهبی، مراسم ویژه، راهپیمایی‌ها و نمونه‌های مرتبط وفق دهد و مرتبط سازد. همچنین بتواند با کودک خردسال، نوجوان، جوان، پیر، کارگر و کارمند، هنرمند، قهرمان، دانشمند، افراد مثبت و منفی ارتباط برقرار کند. او باید بتواند هم با دختر خردسالی که تازه به مدرسه وارد شده گفتگو کند و هم با پیرزن ۹۰ ساله‌ای که در خانه سالمندان دوران سخت زندگی خود را سپری می‌کند، هم کلام شود. خبرنگار این مهارت ارتباط کلامی و غیر کلامی را باید بیاموزد در غیر اینصورت مصاحبه‌های مضحکی به دست خواهد داد.
  • آشنایی با نگارش و تنظیم خبر، خبرنگار را در نوشتن متن خبر یا مخابره آن موفق می‌کند. امروزه خبرگزاریها و رسانه‌ها و بخش‌های ممتاز خبری به کلمات و واژه‌ها و عبارت‌های خبری بسیار توجه دارند. بار روانی برخی از کلمات تأثیر ویژه دارند. نگارش درست و بدون غلط و رعایت زبان معیار و ایجاز در جمله بندی مهارتی است که خبرنگار باید با آن آشنا باشد. همراهی و هماهنگی کلمات و تصاویر، نگارش خبر را دقیق تر می‌کند. رعایت سه کلمه برای هر ثانیه تصویر و انتخاب بهترین و مؤثرترین کلمه به تصاویر خبری جذابیت می‌بخشد. تنظیم خبر نیز اولویت بندی مفاهیم خبری براساس اهمیت هر مفهوم است که خبرنگار در این زمینه بخشی از کار را برعهده دارد.
  • بیان مناسب، داشتن سلامت اندام گفتاری و صدای مناسب و لحن خبری و غیرمصنوعی از دیگر ویژگیهای خبرنگار است. تنفس درست، جنس صدا و استفاده درست از صدا و انتخاب لحن مناسب برای بیان، از مهارت‌های خبرنگاران آموزش دیده‌است. برخی از خبرنگاران صدای خبری مستقلی دارند که مخاطبان به آن صدا و شیوه بیان علاقه‌مند هستند. خبرنگار برای دستیابی به بیان نافذ خبری باید جدی باشد و تلاش کند.
  • چیرگی بر احساسات: خبرنگاران موفق رسانه‌های بزرگ در گزارش‌های خبری تسلیم احساسات خود نمی‌شوند. همدردی و همدلی با مخاطب با احساساتی شدن متفاوت است. فراموش نشود که حضور خبرنگار در صحنه خبر برای عینیت بخشیدن به خبر است؛ نه تحریک احساسات. مردم نیازی به دیدن صحنه‌های احساس خبرنگار ندارند؛ آنچه آنها می‌خواهند دقت، صحت و جامعیت خبر در اسرع وقت است.
  • بداهه گویی، مهارت ممتازگفتاری است که خبرنگار بر اثر مطالعات و تمرین‌های بیانی به آن می‌رسد. گاهی لازم است خبرنگار از متن آماده‌ای که تهیه کرده‌است جدا شود و از خود چیزی بگوید. این لحظات غافلگیر کننده که کم نیستند، مهارت زبانی خبرنگار یا عجز او را آشکار می‌کنند. خبرنگار باید برای اینگونه صحنه‌ها آماده باشد.
  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

کوهنوردی چیست؟

بیشتر کسانی که به طور جدی کوهنوردی میکنند از ابتدا به کوهنوردیی حرفه ای فکر نکرده اند بلکه به اشکال و بهانه های متفاوت به کوه کشیده شده و بعد با کوهنوردی واقعی آشنا شده اند. فکر میکنم جالب باشه بدونید کوهنوردی از کجا ها شروع میشه.
البته قبلش بهتره یه تعریفی از کوهنوردی داشته باشم:
کوهنوردی پوشیدن یه کفش کوه و بستن یه کوله پشتی سنگین و صعود به یک قله معروف وعکس یادگاری گرفتن برای اثبات صعود اون قله نیست .کوهنوردی آمیخته شدن با کوه ،لذت بردن از خوبیهاش و کنار اومدن ودست و پنجه نرم کردن با سختی ها و خشونتهاش .کوهنوردی این نیست که به هر ترتیبی شده به یه قله ای صعود کنیم واز این که کوهی را به زیر پا کشیدیم احساس غرور کنیم و فقط به فکر این باشیم که کلکسیون قله هایمان را تکمیل کنیم بلکه کوهنوردی سراسر کسب تجربه ،تعالی بخشیدن و پالایش روح،ذهن وجسم با بهره گیری از کوه است.کوهنوردی ورزشیست که قوانین ومقررات زیادی دارد و هیچکدام از اونها رو انسان وضع نمیکنه بلکه فقط کشفشون میکنه. پس یک کوهنورد هم کسی است که سعی میکنه قوانین ومقررات کوه را بشناسه و پس از هر بار کوهنوردی با کوله باری از تجربیاتی که در زندگی روزمره هم یارییش میکننددر حالی از کوه بازگردد که جسم و روحش سالمتر از قبل است

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

طبیعت‌گردی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
Llano del Muerto in Perquin El Salvador.jpg

Cedar of lebanon 003.jpg

Selva Lacandona.jpg

Fernando noronha.jpg

GnusAndZebrasInMaraMasai.jpg

اکوتوریسم یا بوم‌گردشگری یا به غلط طبیعت گردی، گونه‌ای از گردشگری است که در آن گردشگران برای دیدار از مناطق طبیعی نامسکون و دست‌نخوردهٔ جهان سفر می‌کنند و به تماشای گیاهان و پرندگان و ماهی‌ها و دیگر جانوران می‌پردازند.

خانه‌های روستایی آستارا

البته در اکوتوریسم صرفا دیدار مطرح نیست بلکه آموزش محیط زیست و نفع رسانی به جوامع محلی و غیره ضروری و واجب است.

به این‌گونه از گردشگران که به دیدار از بوم سامانه و طبیعت زنده می‌پردازند، نام اکوتوریست یا بوم گردشگر داده شده است. بسیاری از کشورها بخش هنگفتی از درآمد خود را از بوم گردشگران خارجی تأمین می‌کنند. “در ایران توسط فرهنگستان معادل طبیعت گردی نام گذاری شده است که با توجه به ظهور ژئوتوریسم در چند دههٔ اخیر در ایران و جهان این واژه با معادل سازی طبیعت‌گردی صحیح نخواهد بود و بهتر است اکوتوریسم را معادل بوم گردشگری نامید”.[۱]

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

ورزش چیست و ورزشکار کیست

هر کسی ورزش کرد ورزشکار نبوده است . زیرا در فرهنگ ما ورزشکار را حرمتی شگرف آمده است . و این واژه دلالت بر آدمی می کند که ورزش کرده یا می‌کند ، از ورزش شرف گرفته و شریف شده است ، ورزش ما راه به معبد داشته و هاله قدسی گرفته است و حرمت از نام مولای متقیان گرفته و این غیر از رکود شکنی، مدال گیری و کرسی نشینی و مانند اینهاست ، ورزشکار را نباید از روی درجات ورزشی رده بندی کرد . حق اینست که از روی کمالات انسانی درجه بندی کنیم ،‌ کسی را ورزشکار می نامیم که صفات راستی ، درستی ، شرافتمندی ، عزت نفس ، بزرگواری را دارد ، واژه ورزشکار ما به یقین و دقیق ، افلاکی است و از آن دیگران، خاکی است ، تلفیق فرهنگی در درازای زمان روی دو جنبه یاده شده ، یعنی شرافت و تقدس ،‌چنان کارگر شده که در ذهن هر یک از مردم این سرزمین احترام به ورزشکار با شنیدن نام او یا کلمه ورزشکار نوعی تداعی خود بخودی است ، همینکه می شنوی فلانی ورزشکار است به ذهنت می رسد که جوانمرد، شرافتمند، بزرگوار، بخشنده،‌ بلند نظر و فروتن و … هم است. حیف است ، دریغ و افسوس است که بدکاران گرچه ورزش نیز کرده باشند خود را ورزشکار بنامند و خود را در پناه قداست این واژه پنهان نموده و زشتکاری کنند .

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

  سنگ نوردی چیست؟

تقریبا همه در مورد اینکه سنگ نوردی چیست توافق دارند. دست کم همه توافق دارند، کسی که به سنگ نوردی مشغول است چه کاری انجام می‌دهد. مرز میان صعود از کوه و سنگ نوردی، آن قدرها هم مشخص و متمایز نیست. در بیشتر جاها مسئله اصلی شیب جایی است که شخص بر روی آن قرار گرفته است. این شیب در اصل به شش گروه تقسیم می کنیم.

  1. حرکت و راه رفتن بر روی سطح صاف
  2. حرکت و راه رفتن بر روی سطح شیب‌دار
  3. سنگ‌نوردی بر روی سطحی شیب‌دار که انسان جهت حفظ تعادل، مجبور به استفاده کردن از دستهایش است.
  4. سنگ‌نوردی سبک که در بعضی از جاها ممکن است از طناب استفاده شود.
  5. سنگ‌نوردی آزاد سخت که همراه با استفاده از طناب و حمایتهای میانی است.
  6. سنگ نوردی مصنوعی

در اینجا اصطلاحات جدیدی مثل سنگ نوردی آزاد و سنگ نوردی مصنوعی به میان می‌آیند.

سنگ‌نوردی آزاد، به شیوه‌ای گفته می‌شود که در آن، از دست‌ها و پاها بر روی سنگ‌ها استفاده می‌شود. تغییر مکان و استراحت بر روی سنگ‌ها فقط با استفاده از گیره‌های طبیعی و سطوح ناهموار یا درزها و شکاف‌های روی صخره و سنگ انجام می‌شود. استفاده از طناب یا وسایل مصنوعی کار گذاشته شده، فقط به منظور جلوگیری از سقوط شخص سنگ‌نورد انجام می‌شود و در غیر این صورت، شخص هیچ‌گاه به آنها آویزان نمی‌شود. سنگ‌نوری مصنوعی، روشی است که در طی آن، شخص به طناب و ابزار آویزان هم می‌شود و وزن خود را روی طناب و سایر ابزار حمایت میانی وارد می‌کند. در این حالت، هیچ فرقی نمی‌کند که شخص سنگ‌نورد به طناب آویزان شده باشد تا استراحت کند یا اینکه شخص با استفاده از اسلینگ و متصل کردن خود از طریق آن به طناب، قصد تغییر مکان و صعود داشته باشد.

                                            اصطلاحات و تعاریف سنگ نوردی

هر سنگ و صخره مایلی از طرف یک غیر سنگ‌نورد شیب نامیده می‌شود. اما برای یک سنگ‌نورد و فنی کار، انواع شیب‌ها با انواع شکل‌ها تعاریف خاص خود را دارند.

دیواره: سنگ کاملاً عمودی

شیب: دیواره با شیب حدود ۶۰ درجه یا کمتر

شیب منفی: دیواره شیبی بیشتر از ۹۰ درجه

کلاهک با شیب منفی: یک شیب منفی که درجه آن ادامه پیدا کند

کلاهک کامل: شیب ۱۸۰ درجه و موازی با زمین

به طور کلی یک سنگ داری سطحی کاملا صاف و یک دست نیست، بلکه بر روی آن شکاف‌ها و نقاط ناهمواری وجود دارد.

طاقچه سنگی: یک طاقچه سنگی بر روی صخره

گیره بزرگ: طاقچه کوچکتر

گیره: درزها و شکافهای داخل سنگ که بسته به اندازه کوچک و بزرگی خود، نام های مختلفی دارند. گیره های ناخنی: گیره های کوچک

گیره انگشتی: مقداری بزرگتر از گیره ناخنی

گیره مشتی: بزرگتر از گیره انگشتی

لاخ بدنی: شکاف‌های واقعا عمیق که انسان می‌تواند، نصف بدن خود را درون آنها جا دهد،

تنوره: شکاف بزرگی که بتوان درون آن رفت و صعود کرد، درزها و شکاف‌هایی که در این تقسیم‌بندی‌ها نمی‌گنجد، شکاف‌هایی هستند که بین گیره‌های مشتی و گیره‌های بدنی قرار دارند. این شکاف‌ها که پردردسر هم هستند به نام لاخ دست و بازو شناخته می‌شوند.

یک نقطه اتصال بین دو دیواره کوچک می‌تواند اصولاً به دو شکل به نظر برسد. شکل اول به صورت یک زاویه داخلی، مثل زاویه‌ای که در یک اتاق بین دو دیوار وجود دارد و یا به شکل یک زاویه خارجی. زاویه داخلی اتاق معمولا کنج نامیده می‌شود و زاویه خارجی را تیغه یا گرده سنگ می‌گویند و اگر زیاد شیب‌دار نباشد، گرده ماهی خوانده می‌شود.

مجراها و بریدگی‌های روی دیواره‌ها به اسم‌های مختلفی خوانده می‌شوند، مثل معبر، دهلیز، تنوره.

برجستگی‌های روی سنگ‌ها به اسم‌های مختلفی خوانده می‌شوند: یک منقاری، صفحه سنگی است که به صورت موازی با دیواره سنگی قرار گرفته است. صخره برجسته تیز بر آمده از یک سنگ را که اندازه بزرگی داشته باشد، برج سنگی می‌گویند. اگر اندازه آن زیاد بزرگ باشد و حداکثر بالای ۵۰ متر، به نام شاخک یا سوزنی بزرگ خوانده می‌شود.

بر روی اکثر سنگ‌ها و دیواره‌ها، بیشتر از یک راه صعود به بالا وجود دارد. این راه‌ها به مسیر معروف هستند. و اکثر آنها نام اولین صعود کننده را بر روی خود دارند. جایی که یک مسیر شروع می‌شود، کارگاه اول و جایی که تمام می‌شود، انتهای مسیر نام دارد.

اغلب یک مسیر طولانی‌تر از طول طناب است و صعود باید در چند مرحله انجام شود. هر مرحله به یک طول طناب مشهور است. آن نقاطی که هر فرد بعد از طی یک طول طناب توقف می‌کند و هم طناب خود را حمایت می‌کند، کارگاه نام دارد. افرادی که با هم در یک طول طناب صعود می‌کننند و معمولا دو یا سه نفر هستند، کرده نامیده می‌شوند نفر اول که صعود می‌کند به نام سرطناب و نفر بعدی به نام حمایت‌چی خوانده می‌شوند.

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

مقدمه

غارنوردان همیشه درمعرض خطرند ، این خطرات در پاکسازی غارها چندین برابر شده و آنان را تهدید می کند موضوع ایمنی در کارهای فنی در ذهن عزیزان غارنورد نهادینه شده و هرفرد با گذراندن دوره های آموزشی ، تمرین و ممارست و استفاده از ابزار و لوازم استاندارد می تواند درصد خطرات و آسیب دیده گی را به حداقل برساند .

 

اما درخصوص خطراتی که آلودگی غارها غارنوردان و غارشناسان را تهدید می کند کمتر سخن رفته و حال که اعضا و علاقه مندان به بهانه روز غارپاک و اجرای کار زیبای زیست محیطی قصد جمع آوری زباله ها و آلاینده های مختلف غارها را دارند ضروری به نظر می رسید دراین خصوص هم ، باید ها و نباید هایی بعنوان دستورالعمل ارائه گردد تا درمواقع اجرای این کارخیر ، خطری متوجه غارنوردان و داوطلبین عزیز نشود .

لذا مواردی برای نحوه انتخاب تیم پاکسازی برای مسئولان و سرپرستان تیم ها و همچنین رعایت اصول ایمنی و سلامت شرکت کنندگان به شرح زیر توسط سرکار خانم دکتر مهدیه جعفری مسئول پژوهش کارگروه حفاظت از غارهای انجمن تهیه شده و تقدیم می گردد.

 

شایسته است مسئولین دفاتر ، نمایندگان انجمن و اعضا و سرپرستان تیم های اعزامی به غارها توجه ویژه ای به آنها داشته و دروهله اول مراقب سلامتی و رعایت بهداشت فردی خویش و تیم بوده تا آلودگی بیرون از غار به داخل و یا از غارها به خارج منتقل نشود .

دستورالعمل پاکسازی غار

 

  • سن افراد گروه باید بالای ۱۸ سال باشد.پ
  • افراد باید به تناسب درجه فنی غار و میزان آشنایی آنها با غار نوردی گروه بندی شوند.

 

  • ترجیحا از افرادی که تا کنون سابقه غار نوردی و یا کوهپیمائی و قدرت بدنی لازم را جهت اجرای برنامه دارند استفاده شود.(از حضور افرادی که داری آلر‍ژی( تنفسی، پوستی و……) هستند در برنامه خودداری شود)

 

  • در ابتدای برنامه کلیه نکات ایمنی، فنی و همچنین موارد دستورالعمل باید برای افراد گروه به طور کامل توضیح داده شود.

 

  • همه افراد گروه باید ملبس به لباس و کلاه مناسب غار نوردی باشند.

 

  • کلیه وسایل از جمله وسایل فنی مورد نیاز قبل از آغاز برنامه تهیه وکنترل شوند.
  • جهت بهره وری بیشتر و حفظ انرژی افراد، زباله­ها پس از پیمایش کامل مسیرتعیین شده از انتها به سمت خروجی غارجمع آوری شوند(انتها به ابتدا).

 

  • کلیه زباله ها حتی ته سیگار باید جمع آوری شوند.

 

  • به علت سختی مسیر غارها از گونی یا کیسه های بسیار محکم جهت حمل زباله استفاده شود.

 

  • استفاده از دستکش پلاستیکی (لاتکس ضخیم) بلند الزامی است.

 

  • استفاده از بیلچه کوچک جهت برداشت زباله به جای استفاده مستقیم از دست توصیه می­شود.

 

  • هنگام پاکسازی باید دقت شود تا به کف و یا دیواره غار آسیب نرسد.

 

  • به علت وجود اسپور هاگ در مکانهایی که انباشت زباله زیاد است استفاده از ماسک تنفسی توصیه می­شود.

 

  • هنگام آشامیدن آب و یا خوردن تغذیه در غار دستکش پاکسازی تعویض و از دستکش تمیز استفاده شود و یا از محلولهای ضدعفونی حاوی الکل استفاده شود.

 

  • هنگام پاکسازی جهت رفاه حیوانات داخل غار سکوت رعایت شود.

 

  • جهت برداشت زباله ها از شکاف های تنگ حتما از انبر بلند و یا وسایل مشابه استفاده شود.

 

  • از لمس کردن، برداشت و انتقال فضولات و جنازه حیوانات از داخل به بیرون غار، جدا خودداری شود.

 

  • در صورت یافتن اشیائی بجز زباله مانند ظروف قدیمی، استخوان و …. حتما سرپرست گروه مطلع شود..
  • کلیه زباله ها باید از غار بیرون آورده شوند و از قرار دادن کیسه های حاوی زباله در دهانه ورودی غار یا نزدیکی آن خودداری شود.

 

  • پس از خروج از غار، لباس ،کفش و دستکش غار در یک کیسه قرار داده شده و درب کیسه محکم بسته شود تا بعدا شسشو و ضدعفونی شوند.
  • دستکش پلاستیکی پاکسازی پس از برنامه داخل یک کیسه قرار گرفته و دور ریخته شود.

 

  • پس از اتمام پاکسازی و خروج از غار دستها و صورت با مایع شوینده و آب تمیز شسته شوند.

 

  • جهت حمل و انتقال زباله های جمع آوری شده از غار حتما قبلا با ارگان مربوطه هماهنگی­های لازم صورت گیرد تا زباله ها پس از خروج سریعا از اطراف غار خارج شوند. بهتر است زباله­های خارج شده از غار در محلی دور از سکونت انسان کاملا سوزانده شود.

 

  • فقط سرپرست برنامه حق تذکر به افراد گروه را دارد.
  • حفظ و رعایت شئونات اخلاقی در سراسر زمان اجرای برنامه از طرف کلیه افراد الزامی است.

 

  • پس از پایان برنامه جهت ثبت آمار و ارائه گزارش زباله ها توزین شوند. مشخصات غار، نوع زباله­های جمع­آوری شده،‌ تعداد و اسامی افراد شرکت کننده، هزینه و تجارب برنامه و نظر سرپرست به طور کامل گزارش شود تا در برنامه های بعد مورد نظر قرار گیرد.
  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

کلکسیون مقالات

محیط زیست به همه محیط‌هایی که در آن‌ها زندگی جریان دارد گفته می‌شود. مجموعه‌ای از عوامل فیزیکی خارجی و موجودات زنده که با هم در کنش هستند محیط زیست را تشکیل می‌دهند و بر رشد و نمو و رفتار موجودات تأثیر می‌گذارند.

حفاظت محیط زیست در قرن بیست و یکم به عنوان یکی از هشت هدف توسعه هزاره و یکی از سه پایهٔ توسعهٔ پایدار شناخته می‌شود.

 

تعریف

محیط زیست طبیعی عبارت ترکیبی از دانشهای متفاوت در علم است از مجموعه عوامل زیستی و محیطی در غالب محیط زیست و غیر زیستی (فیزیکی، شیمیایی) که بر زندگی یک فرد یا گونه تأثیر می‌گذارند و از آن تأثیر می‌بینند. امروزه این تعریف غالباً به انسان و فعایت‌های او مرتبط می‌شود و می‌توان محیط زیست را مجموعه‌ای از عوامل طبیعی کرهٔ زمین، همچون هوا، آب، اتمسفر، صخره، گیاهان و غیره، که انسان را احاطه می‌کنند خلاصه کرد.

تفاوت محیط زیست با طبیعت در این است که تعریف طبیعت شامل مجموعه عوامل طبیعی، زیستی و غیر زیستی می‌شود که منحصراً در نظر گرفته می‌شوند، در حالی که عبارت محیط زیست با توجه به برهم‌کنش‌های میان انسان و طبیعت و از دیدگاه وی توصیف شده‌است.

 

عوامل موثر در ایجاد زیست بوم‌ها

تنوع آب و هوایی، نوع خاک، اختلاف ارتفاع و نا همواری‌ها.

 

زیستگاه‌های جهان

سطح کرهٔ زمین به طور کلی به ۴ بخش تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از سنگ‌کره (لیتوسفر)، آب‌کره (هیدروسفر)، هواکره (اتمسفر) و بیوسفر. بعضی از دانشمندان یخ‌کره را نیز جزء این تقسیم‌بندی می‌دانند. هر کدام این بخش‌ها شامل اکوسیستمهایی گوناگون هستند که به طور کلی محیط زیست را تشکیل می‌دهند.

اکوسیستم‌های اصلی آبی

زیستگاه‌های مرز بین خشکی و دریا

زیستگاه‌های اصلی خشکی 

زیستگاه‌های اصلی هواکره

بیوسفر 

 

تأثیرات انسان بر محیط زیست 

بر اساس گزارش سازمان همکاری اقتصادی و توسعه در سال ۲۰۰۱، تقریباً تمامی عوامل تشکیل‌دهندهٔ محیط زیست تحت تأثیر فعالیت‌های انسان قرار گرفته‌اند.

 

خاک‌ها

مهم‌ترین آثار فعالیت‌های انسان بر خاک عبارت اند از مسمومیت و فرسایش که موجب تخریب و کاهش توان زمین‌های زراعی می‌شوند. به طور کلی فرسایش خاکپدیده‌ای طبیعی است که به وسیلهٔ عواملی چون باد، رواناب‌های سطحی و تغییرات دما انجام می‌گیرد. با این حال، فعالیت‌های انسان از جمله زراعت مفرط، آبیاریزمین‌های زراعی، محصولات تک‌کشتی، چریدن بیش از حد دام‌ها در مراتع، جنگل‌زدایی و بیابان‌زایی باعث از بین رفتن تعادل موجود میان روند تخریب و ایجاد خاک، و در نهایت آلودگی آن می‌شوند.

مسمومیت خاک می‌تواند در اثر افزایش نمک‌های خاک توسط ماشین‌آلات کشاورزی و یا آلودگی مستقیم آن توسط افراد یا کارخانه‌ها به ایجاد شود. در این صورت خاک ناحاصل‌خیز و حتی سمی برای برخی گیاهان می‌شود.

 

آب‌ها

طبق سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، مهم‌ترین تأثیرات فعالیت‌های انسان بر روی آبها در سه مورد خلاصه می‌شود: مصرف بیش از حد آب و از بین رفتن منابع آب، وآلودگی آب‌های سطحی و زیرزمینی.

امروزه تأمین آب شیرین برای بعضی کشورها یک بحران جدی محسوب می‌شود. بر اساس گزارش‌های این سازمان در سال ۲۰۰۱، در صورت عدم اقدامات مناسب، در سال ۲۰۳۰ ۳٫۹ میلیون نفر دچار این بحران خواهند شد. قابل توجه‌است که این بحران خود با روند کنونی افزایش جمعیت اوج نیز خواهد گرفت.

گرم شدن زمین نیز در از بین رفتن منابع آب به خصوص در مناطقی چون آسیای مرکزی، آفریقای شمالی و دشت‌های بزرگ ایالات متحده نقش می‌دارد.

کیفیت آب‌ها نیز بحران دیگری است که برخی کشورها در پیش رو دارند. میزان آلودگی برخی آب‌ها و روند افزایش آن در بسیاری از نقاط کرهٔ زمین بسیار نگران‌کننده می‌باشد. آب‌های سفره‌های زیرزمینی و رودها و دریاچه‌ها منابع مهم تأمین آب شیرین هستند که مستقیماً در معرض آلودگی توسط فعالیت‌های انسان قرار دارند. آلودگی دریاها نیز علاوه بر دخالت مستقیم انسان، تحت تأثیر آلودگی آب‌های شیرین و چرخهٔ آب می‌باشد.

 علل آلودگی آب‌ها ممکن است فیزیکی یا شیمیایی باشند:

 آلودگی فیزیکی همچون آلودگی گرمایی (مصرف آب برای خنک کردن دستگاه‌های صنعتی که موجب افزایش دمای آب و در نهایت از بین رفتن برخی گونه‌های گیاهی یا جانوری می‌شود) یا رادیواکتیو (در اثر حوادث هسته‌ای).

 آلودگی‌های شیمیایی بسیار گوناگون می‌باشند و می‌توانند در اثر ورود مواد شیمیایی حاصل از کارخانه‌ها، کشاورزی یا فاضلاب‌های شهری به درون آب باشد. مصرف مواد شیمیایی ضد آفت در کشاورزی از علل مهم آلودگی آب‌های زیرزمینی یا سطحی است که مستقیماً موجب مرگ بسیاری از گونه‌ها می‌شود. همچنین، مصرف کودهای نیتراتدار و فسفاتدار موجب افزایش این عناصر در آب‌ها می‌شود. در نتیجه، باکتری‌ها و جلبک‌های سطح آب که از این مواد تغذیه می‌کنند به سرعت رشد می‌کنند و زیاد می‌شوند و موجب کمبود اکسیژن محلول در آب و در نتیجه مرگ اغلب گونه‌های ساکن زیر آب می‌شوند

 آلودگی توسط فلزات سنگین چون جیوه، آرسنیک، سرب و روی نیز که حاصل از فعالیت کارخانه‌هاست طی زنجیره‌های غذایی انباشته می‌شود و جان بسیاری از جانوران و نیز انسان را تهدید می‌کند.

 آلودگی آب‌ها همچنین موجب بارش‌های اسیدی می‌گردد که برای محیط زیست سمی می‌باشند. آلودگی توسط هیدروکربنها (همچون نفت)، پلی‌کلروبی‌فنیلها (که سمی و سرطان‌زا هستند) و سایر مواد شیمیایی چون انواع داروها، مواد شوینده… نیز مثال‌های دیگری از آلودگی شیمیایی آب‌ها هستند.

 

هوا

آلودگی هوا عبارت است از ورود مستقیم یا غیر مستقیم هر عنصری توسط انسان که احتمال ایجاد اثرات نامطلوب بر سلامتی انسان و محیط زیست را داشته باشد. انواع آلودگی‌های هوا عبارت‌اند از:

گازهای شیمیایی سمی که غالباً حاصل واکنش‌های سوختن هستند:

اوزون، که وجودش در لایه‌های پایینی هواکره تأثیرات خطرناکی بر سلامتی جانداران دارد.

گازهای حاصل از سوختن چون دی‌اکسید گوگرد، اکسیدهای ازت، مونوکسید کربن، سولفید هیدروژن و بعضی گازهای گلخانه‌ای.

گرد و غبار و ذرات معلق در هوا

گازهای گلخانه‌ای همچون دی‌اکسید کربن، متان و فلوئوروکربنها.

فلزات سنگین همچون آرسنیک، سرب، روی، مس، کروم، جیوه و کادمیوم که در اثر فعالیت‌های صنعتی وارد هوا می‌شوند.

 

پیمان کیوتو

پیمان کیوتو پیمانی است بین‌الملی به منظور کاهش صدور گازهای گل‌خانه‌ای، که عامل اصلی گرم‌شدن زمین در دهه‌های اخیر محسوب می‌شوند. این پیمان کهپیمان‌نامهٔ ریو را تکمیل و ترمیم می‌کند در چارچوب سازمان ملل متّحد شکل گرفت.

طی سالهای اخیر با افزایش گازهای گلخانه‌ای نظیر متان، دی اکسید کربن، بخار آب و اکسید نیتروژن در جو زمین، دمای کره در حال افزایش می‌باشد که این امر باعث ایجاد تغییرات ناخوشایند در محیط زیست خواهد شد.

از این رو در سال ۱۹۹۷ طی پیمانی معروف به کیوتو کشورهای صنعتی متعهد شدند که ظرف ده سال آینده میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را ۵٪ گاهش دهند و به کشورهای در حال توسعه کمک‌های مالی برای افزایش ضریب نفوذ استفاده از انرژی‌های تجدید پذیر نظیر انرژی خورشیدی و بادی، اعطا نمایند. البته CFC که از گازهای صنعتی می‌باشد نیز از جمله گازهای گلخانه‌ای محسوب می‌شود، این گاز در گذشته بطور وسیع در کندانسورهای یخچال و بمنظور خنک کردن درون یخچال بکار می‌رفت، اما امروزه به دلیل ایجاد اثر گلخانه‌ای، استفاده از آن در بسیاری از کشورها ممنوع شده‌است.

- منبع، پورتال آسمونی  http://www.asemooni.com/science/earth/what-is-the-environment#ixzz3F9rmyLbm
  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

میراث فرهنگی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 

 

نقاشی یک میراث فرهنگی در رم

میراث فرهنگی به کلیهٔ آثار باقی‌مانده از گذشتگان گفته می‌شود که دارای ارزش فرهنگی باشد. این آثار می‌تواند دربرگیرندهٔ آثار ملموس (مانند بناهای باستانی) یا آثار ناملموس (مانند آداب و رسوم یک منطقه) باشد که امروزه در حفظ آن برای آیندگان می‌کوشند.

میراث فرهنگی منحصربه‌فرد، غیر قابل جایگزینی و در میان نسل‌ها از ارزش و احترام برخوردار است. چیزهای کوچک‌تر ازجمله آثار هنری و دیگر شاهکارهای فرهنگی در موزه‌ها و گالری‌های هنری گردآوری می‌شوند در حالی که برخی دیگر هم‌چون بناهای باستانی در مجموع یک میراث فرهنگی شناخته می‌شود.

محتویات

  • ۱ اهمیت حفظ آثار
  • ۲ گونه‌های میراث
    • ۲٫۱ ویژگی‌های فرهنگی
    • ۲٫۲ میراث ناملموس (معنوی)
    • ۲٫۳ میراث طبیعی
    • ۲٫۴ چشم‌انداز فرهنگی
  • ۳ جنبش میراث جهانی
  • ۴ جستارهای وابسته
  • ۵ پانویس
  • ۶ منابع

اهمیت حفظ آثار

میراث بر جای مانده از گذشتگان در مطالعهٔ تاریخ بشر موثر هستند. حفظ آن‌ها نیازهای گذشتگان را بازگو می‌کند و در پس هر یک داستانی نهفته است. از دیدگاهی دیگر حفظ آثار می‌تواند به اعتبارسنجی خاطرات گذشتگان کمک کند.

امروزه روش‌های رایانه‌ای می‌تواند با دقت بسیاری شکل و ظاهر آثار اکتشافی را به دست آورد و داده‌های بسیاری را از شیوهٔ زندگی گذشتگان ارائه کند.

متأسفانه بیش‌ترین خطری که آثار باستانی را تهدید می‌کند از سوی گردشگران است. مواردی از قبیل دست زدن به آثار یا حتی نوری که برای دیدن آن‌ها مورد نیاز است و دیگر خطرهایی که در راه شناساندن و قابل درک ساختن آثار ایجاد می‌شود. در واقع این خطر، این حقیقت را که همهٔ آثار کشف شده در یک روند دگرگونی پیوسته قرار دارند تقویت می‌کند، بنابراین آن‌چه می‌کوشیم ثابت بماند در اصل در حال دگرگونی است و هرگز آن‌چه که در ابتدا بوده نخواهد بود.

دگرگونی مشابهی نیز در ارزش آثار برای هر نسل وجود دارد و چیزی که آنان را با گذشته پیوند می‌دهد. آن‌چه برای یک نسل میراث فرهنگی شناخته می‌شود، ممکن است توسط نسل بعدی حذف شود تنها برای این‌که توسط نسل پسین‌تر احیا گردد.

گونه‌های میراث

ویژگی‌های فرهنگی

ویژگی‌های فرهنگی (شاخصه‌های فرهنگی) دربرگیرندهٔ میراث فرهنگی فیزیکی یا ملموس هستند مانند بناها و مکان‌های تاریخی، آثار باستانی، مجسمه‌ها، کتاب‌ها، اسناد، آثار هنری، ماشین‌ها و دیگر ساخته‌هایی که گمان می‌رود برای آیندگان ارزشمند باشند. این چیزهایی را دربرمی‌گیرد که برای باستان‌شناسی، معماری، علم و فناوری یا یک دانش ویژه قابل توجه باشد.

میراث مادی، به نوبهٔ خود، شامل میراث منقول (که به آسانی از جایی به جای دیگر قابل انتقال است) و میراث غیر منقول (که قابل انتقال به جای دیگری نیستند) می‌شود. در گذشته و به ویژه در قوانین ملی کشورها میان میراث منقول و غیر منقول، تفاوت زیادی وجود اشت و ارزش تاریخی بیش‌تر به یادمان‌ها، اشیای عتیقه و کارهای هنری معطوف بود. لیکن در سده‌های اخیر، اهل فن بر کم‌رنگ کردن مرز میان میراث منقول و غیر منقول و یکپارچه‌سازی تمام وجوه میراث تمایل بیشتری نشان داده‌اند.[۱]

جنبه‌ها و رشته‌های حفظ میراث ملموس عبارتند از:

  • بایگانی‌شناسی
  • حفظ و مرمت
    • حفاظت هنری
    • حفاظت معماری
    • حفاظت فیلم
    • حفاظت گرامافون
  • حفاظت دیجیتال

 

نقالی، یک میراث معنوی ثبت جهانی شده از سوی ایران

میراث ناملموس (معنوی)

نوشتارهای اصلی: میراث فرهنگی و معنوی بشر و فهرست میراث فرهنگی و معنوی یونسکو

میراث فرهنگی ناملموس به جنبه‌های غیر فیزیکی یک فرهنگ گفته می‌شود و اغلب آداب و رسوم جامعه در یک دورهٔ زمانی را دربر می‌گیرد یا راه و روش رفتار در جامعه که معمولاً قوانین رسمی عمومی برای کارکرد در یک فضای فرهنگی خاص هستند. به عبارت دیگر میراث معنوی شامل بخشی از فرهنگ ماست که به شکل شفاهی و سینه به سینه به ما به ارث رسیده است.[۲]

این موارد شامل ارزش‌های اجتماعی، سنت‌ها، آداب و رسوم و روش‌ها، باورهای زیبایی شناسانه و معنوی، بیان هنری، زبان و دیگر جنبه‌های کارکردهای انسانی است. به طور کلی حفظ میراث معنوی دشوارتر از حفظ میراث فرهنگی مادی است.

میراث معنوی یا به عبارت دیگر میراث غیرملموس بخش اساسی فرهنگ هر جامعه را تشکیل می‌دهد. تمامی آثار به جا مانده از فرهنگ‌های مختلف، معرف اندیشه و فرهنگ معنوی حاکم بر آن جوامع می‌باشد. در حقیقت معنویات بشر به صورت آثار مادی، فرهنگی و تاریخی تجلی می‌یابد و جنبهٔ ملموس میراث معنوی را ایجاد می‌نماید. میراث فرهنگی، حقیقت فرهنگی هر ملت است و رکن اساسی آن به شمار می‌رود که در حقیقت همان جوهر یا اصل فرهنگ هر قوم را تشکیل می‌دهد. توجه به میراث معنوی از این نظر حائز اهمیت است که در مقابل یکسان‌سازی فرهنگی در جهان می‌تواند مقاومت نماید. با حمایت از فرهنگ‌های گوناگون و توجه به آن‌ها می‌توان در مقابل جهانی شدن ایستادگی نمود و از هویت فرهنگی حفاظت کرد. [۳]

جنبه‌های حفظ میراث ناملموس عبارتند از:

  • فولکلور
  • تاریخ شفاهی
  • حفظ زبان

میراث طبیعی

 

چشم‌انداز فرهنگی توس، نامزد ثبت جهانی یونسکو

میراث طبیعی نیز بخش مهمی از میراث جوامع است که دربرگیرندهٔ حومهٔ شهر، محیط زیست طبیعی از جمله گیاهان و جانوران به عنوان «تنوع زیستی» و عناصر زمین شناسی (از قبیل کانی شناسی، ژئومورفولوژی، فسیل شناسی و…) به عنوان «تنوع زمین» است. این گونه از مناطق میراثی، با جذب گردشگران خارجی و داخلی، اغلب به عنوان بخش مهمی از صنعت گردشگری یک کشور ایفای نقش می‌کنند.

جنبه‌های حفظ میراث طبیعی عبارتند از …

چشم‌انداز فرهنگی

میراث فرهنگی هم‌چنین ممکن است به چشم‌اندازهای فرهنگی گفته شود. میراث‌های طبیعی که دربرگیرندهٔ ویژگی‌های فرهنگی از قبیل بناهای باستانی نیز باشند.

افزون بر این، یکی دیگر از وجوه بسیار مهم میراث، یعنی ارتباط میان میراث و جامعه، امروز جایگاه ویژه‌ای یافته است. به این ترتیب که میراث فرهنگی اعم از انواع مادی و غیر مادی آن بایستی در ارتباط با ارزشهای فرهنگی جامعه تولید کننده آن، مطالعه و بررسی شود.

جنبش میراث جهانی

ثبت جهانی آثار نتیجهٔ نگرانی جهانی از حفاظت میراث فرهنگی و طبیعی بود که در کنفرانس یونسکو در ۱۹۷۲ به تصویب رسید. بناهای یادبود، گروه‌هایی از بناها و مانند آن باید دارای ارزش جهانی زیادی از نظر تاریخ، هنر یا علم باشند تا صلاحیت قرار گرفتن در طبقه بندی جهانی را به دست آورند.

به عنوان مثال، میراث فرهنگی زیر آب توسط کنوانسیون حفاظت از میراث فرهنگی زیر آب یونسکو محافظت می‌شود. این قرارداد یک سند قانونی است که کمک به کشورهای عضو برای بهبود حفاظت از میراث فرهنگی زیر آب است.

افزون بر این، یونسکو آغاز به تعیین شاهکارهای میراث شفاهی و ناملموس بشریت کرده است.

سندها و پیمان‌های بین‌المللی در این زمینه عبارتند از:

  • منشور آتن، ۱۹۳۱
  • پیمان روریخ، ۱۹۳۵
  • کنوانسیون لاهه برای حفاظت از میراث فرهنگی هنگام وقوع جنگ، ۱۹۵۴
  • منشور ونیز، ۱۹۶۴
  • منشور بارسلونا، ۲۰۰۲
  • ایکوموس
  • کمیتهٔ بین‌المللی سپر آبی مدیریت بلایای طبیعی و انسانی

کلکسیون مقالات بزودی قرار داده خواهد شد

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

حیوان خانگی چیست:

کلیه حیواناتی که به عنوان همدم انسان در منزل نگهداری می شوند را حیوانات خانگی به شمار می آورند. حیوانات خانگی را می تواند در دو گروه حیوانات خانگی متداول (Traditional Pet)(شامل: سگ، گربه، پرندگان زینتی و ماهیان آکواریومی) و حیوانات خانگی غیر متداول (Exotic pets) (شامل: خرگوش، همستر، لاک پشت، ایگوآنا، انواع مار، موش سوری، میمون، جوجه تیغی و ..) تقسیم نمود. حیوانات خانگی غیر متداول در واقع حیوانات وحشی و یا آزمایشگاهی هستند که به دلیل ظاهر جذاب و یا گاهی متفاوت بودن در منزل نگهداری می شوند. امروزه نگهداری از برخی حیوانات خانگی غیر متداول مانند لاک پشت، خرگوش، جوجه تیغی، همستر و ایگوآنا در ایران و در بیشتر نقاط جهان متداول شده است به گونه ای که اغلب تولید کنندگان محصولات حیوانات خانگی نیز لوازم و خوراکی‌های مخصوص این حیوانات را نیز تولید نموده اند.
از آنجایی که نگهداری از هر نوع حیوان خانگی نیازمند رعایت شرایط نگهداری و نوع تغذیه خاص می‌باشد توصیه می‌شود که پیش از تهیه هر حیوان خانگی با دامپزشک مشورت نمایید تا اطلاعات کاملی در مورد تغذیه و بیماری‌ها و مراقبت‌های لازم کسب نمایید. حیوانات خانگی غیر متداول نیازمند نگهداری و تغذیه خاص خود هستند و تغذیه آنها مانند انسان و یا سایر حیوانات خانگی می تواند صدمات جبران ناپذیری به سلامتی آنها وارد نماید. به همین دلیل حتماً در صورت نگهداری از آنها اطلاعات کامل را از دامپزشک مطالبه نمایید.

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

هنرهای دستی :

هنرهای دستی از هنگام خلقت بشر وابسته به شرایط طبیعت به وجود آمده است، به منظور بر آورده کردن احتیاجات انسانها از قبیل پوشش، حفاظت و غیره…

نمونه های اولیه آن بوجود آمده و به مرور زمان توسعه یافته و با توجه به شرایط محیط تغییراتی در صنایع دستی ایجاد گردیده و با توجه به خصوصیاتی مانند احساسات، پسندهای هنری و فرهنگی اجتماع انعکاس یافته و نام « سنتی» به خود گرفته است .

هنرهای دستی سنتی را می توان به قالی بافی، زیلو بافی، گلیم بافی، جاجیم و گبه بافی، پارچه بافی، ساخت ادوات تحریری، چینی سازی، سرامیک،  کار دستی، گلدوزی، زر بافی، کنده کاری، کارهای دستی چرم، ساخت آلات موسیقی، کارهای سنگی، مسگری، سبد سازی، سفالگری، کارهای معدنی، نمدسازی، بافندگی، کارهای روی چوب ( منبت کاری ) و… تقسیم کرد.
مواد اولیه بافندگیها از هنرهای دستی سنتی کشورمان را پشم، پرز، پنبه، مو و ابریشم تشکیل می دهد.
بدین صورت مواد اولیه را بوسیله بافتن، ریسندگی و یا با راه های دیگری بصورت نخ در آورده و یا الیاف ها را با متدهای مختلف مثل فشردگی و غیره به همدیگر وصل کرده و با بدست آوردن مجموعه ای از هر گونه جنسی مثل پارچه، بافتنی، قالی، گلیم، زیلو، جاجیم، نمد و غیره تولید می نمایند.
اشیاء بافتنی از زمانهای بسیار قدیم مرسوم و در بیشتر مناطق به عنوان منبع در آمد خانواده ها بوده و این صنایع دستی هنوز هم ادامه دارد.

تمامی تمدنهایی که از قدیم بوده اند اثرهای هنری بوسیله سنگهای قیمتی و یا فلز و سنگ و یا به طور جداگانه تولید شده است. مهمترین متدهای متغیر که همراه با سلجوقیان رواج پیدا کرده زینت آلات ترکمنی است. در دوران امپراطوری عثمانی، به موازات توسعه امپراطوری ساخت جواهر آلات نیز رونق یافته و اهمیت پیدا کرده است.
در عصر برنز، مس و قلع ترکیب و در دوران بعد از تولید برنز روی فلزهائی مثل مس ، طلا و نقره نیز با متد کوبیدن و ریخته گری کار شده است.

مس بیشتر از فلزهای دیگر مورد استفاده قرار گرفته است. کار بر روی فلزها با روشهایی مثل کوبیدن، سیم کاری، حکاکی، قلمکاری، کار با چکش، زرگری، ‌نقره کاری و غیره انجام می پذیرد. علاوه بر مس هنرهای دستی با فلزهائی چون برنج، طلا و نقره امروزه با ظرفیت بالا و طرحهای گوناگون در حال تولید است. مس که امروزه بیشترین موارد استفاده را دارد بوسیله قلع سفید کاری شده به شکل گسترده ای در ساخت لوازم آشپزخانه مورد استفاده قرار می گیرد. هنر معماری که منشاء آنها بیشتر ساختمانهای مسکونی است با توجه به شرایط جغرافیائی مناطق طراحی شده است. کار بر روی چوب نیز وابسته به معماری مورد بحث در دوران سلجوقیان توسعه یافته و به مرحله مخصوص به خود رسیده است. در دوران سلجوقی آثار چوبی بیشتر  معماریهایی نظیر محراب در مسجد و در پوش کمد و… را بوجود آورده است. این معماری در دوران عثمانی به شکل ساده در آمده و بیشتر اشیاء روزمره مثل سه پایه، میز کوچک، آلات تحریریه، کشو،‌ صندوق، قاشق، تخت، قایق و غیره، یا آثار معماری مثل پنجره، کمد، شیروانی،‌ میزهای کوچک آئینه دار، میزهای کشودار، سقف، محراب، منبر، تابوت یا صندوق قبر ساخته شده است.

چوب های مورد استفاده در این اثر ها بیشتر از درختان گردو ، سیب ، گلابی ، سدر ، آبنوس و مانند اینها بوده است. اشیاء چوبی که با متدهایی مثل رنگ آمیزی، کنده کاری، برجسته کاری، تراشیدن، روکش و پختن چوب تولید می شد، امروز هم مورد استفاده قرار می گیرد.

اینگونه آثار بخصوص در استفاده از عصا چوبدستی و مشابه با توجه به ماده اولیه آن ارزش داشته و استفاده از ین آثار صدها سال ادامه داشته و در قرن نوزدهم توسعه بیشتری یافته است. قسمت های دسته عصا و چوبدستی از اشیاء و یا فلزاتی چون نقره، طلا،‌ استخوان و صدف و قسمت بدنه آنها از چوب درختانی مثل گیلاس ، گردو ، آبنوس ، بامبو و غیره ساخته می شود.

ساختن آلات موسیقی از قدیم تاکنون ادامه دارد. این آلات با استفاده از چوب درختان، نباتات و پوست، روده، موی، استخوان و شاخهای حیوانات ساخته شده و به صورت سیم دار، کمان دار، ضرب و ساز و غیره تقسیم بندی می شوند.
یکی دیگر از شاخه های هنر توسعه یافته وابسته به معماری، هنر چینی است. چینی توسط سلجوقیان وارد شده است. هنرمندان و صنعت کاران سلجوقی دائما هنرهای نقاشی و مجسمه سازی را مورد استفاده قرار داده خصوصا در بوجود آوردن تصاویر حیوانات موفق بوده اند. هنر سرامیک در قرن چهارده در انیرنیک، قرن پانزده در کوتاهیا و در قرن هفده در چاناک کاله شروع و در این مناطق با رنگ، نقشه و فرم مخصوص به خود به هنر چینی و سرامیک دوران عثمان الگوی جدیدی را وارد نموده است. هنر چینی و سرامیک ترکیه در بین قرون ١٩ – ١۴با خلاقیت فوق العاده خود در سطح دنیا به شهرت رسیده است.

نمونه های بسیار بارز هنر شیشه، امروزه روشنی بخش توسعه تاریخی شیشه را بوجود آورده است. تزیینات پنجره های شفاف در مدل و فرمهای مختلف در دوران سلجوقی توسعه یافته است.
در معماری سنتی تزیین نمای بیرونی و درونی در کارهای سنگی هم جای مهمی دارد. بیشترین موارد استفاده کارهای سنگی غیر از معماری سنگهای قبور می باشد. متد و روش های منبت کاری، حک و

کنده کاری و کار برجسته روی سنگ انجام می گیرد. عنصرهای مورد استفاده در تزیین اثر های نمونه ای هندسی، و نباتی همراه با نوشته و نحوه موجودیت در هنرهای نقاشی و مجسمه می باشد. هنرهای مجسمه سازی حیوانی کم می باشد اما در دوران سلجوقی مجسمه های انسان بیشتر دیده می شود.

http://www.gototurkey.ir/elsanatlar.cgi

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

طب سنتی

(سامان خالصی-کارشناس ارشد تغذیه)

علم الأدویه یا گیاه شناسی داروئی و طب سنتی که امروز از آن با نام مفردات پزشکیو ‏فارماکوگنوزی یاد می شود در باورها و اعتقادات درمانی مردم و نیز در متون قدیمی طب سنتی ‏ایران برگرفته از کتب معتبر و دانشمندان نام آوری چون ابن سینا، زکریایرازی، اهوازی ‏ارجانی و … می باشد که اصول طبابت آن بر چهار طبیعت مزاج آدمی یااخلاط اربعه ‏بنام : بلغم ، صفرا ، سودا ، خون و همچنین بر گرمی و سردی استوار بودهاست و بر این اساس ‏تشخیص و درمان صورت می گرفته است.‏

‏ در طب تطبیقی و تلفیق عقاید قدما با پزشکی جدید، اخلاط اربعه با نام ‏PH خونیا اسیدیتیک ‏و بازیک؛ و گرمی و سردی با واژه های پرکالری و کم کالری خوانده میشوند. ولی هیچکدام از ‏این تعبیرات بازگو کننده جامعی به شمار نمی روند و غذاهایگرم و سرد در اعتقاد عامه ی مردم ‏ایران به عنوان غذاهای پرکالری و کم کالری نمیباشد، زیرا خوراکی هایی مانند گردو ، نارگیل  ، کاکائو  ، ‏ خرما  ،‌ کنجد  ، گوشت شتر ، گوشت کبوتر جزء غذاهای گرم و خوراکی هائی مانند هلو  ، ‏هنداونه ، خیار  ، توت فرنگی  ، جو ، برنج ، گوشت گاو ، ماهی  ومرغ به نام غذاهای سرد ‏شناخته می شوند. برخی غذاها نیز مثل شیر  وم است  گوسفند ، نان گندم ، گوشت بره و … ‏غذاهای معتدل و به عبارتی نه گرم و نه سردشناخته می شوند و این گروه از غذاها اثر ‏متابولیسمی و حالت خاص در افراد گرم مزاجو سرد مزاج ایجاد نکرده و به هر دو گروه ‏سازگار است.‏

 خوراکی هایی مانند گردو، نارگیل ، کاکائو ، ‏خرما ،‌کنجد ، گوشت شتر ، گوشت کبوتر جزء غذاهای گرم و خوراکی هائی مانند هلو ، ‏هنداونه ،خیار ، توت فرنگی ، جو ، برنج ، گوشت گاو ، ماهی و مرغ به نام غذاهای سرد ‏شناختهمی شوند.

در طب سنتی، خوراکی های سرد ارزش غذایی منفی در شخص ایجاد کرده و خوردن آنها سبب‏رخوت ، سستی ، ضعف عمومی ، رنگ پریدگی ،‌ بی حالی ، کم حوصلگی، کاهش نیروی ‏جنسی ،پرخوابی و … می شود. برعکس خوردن غذاهای گرم باعث بالا رفتن فشارخون ،‏برافروختگی چهره ،‌ کمخوابی  ، جوشصورت  واحتمالاً کهیر و جوش های چرکی خواهد شد.‏

در طب سنتی ایران هر فرد حالت و طبیعت مزاج یا ارگانیسم بدن خود را نسبت بهغذاهای سرد ‏یا گرم تشخیص می دهد و در مصرف آنها رعایت اعتدال را می نماید تا دچارعوارض گوارشی ‏و … نگردد.‏

عدم هماهنگی بین مزاج و غذا – طبق اعتقاد طب سنتی ایران – موجب اختلال در اندامهای ‏داخلی مثل قلب و ریه شده و شخص احساس بیماری می نماید. امروزه با پیشرفت پزشکی و ‏کشف علت بیماری ها، این عقاید سنتی کنار گذاشته شده و کمتر مورد استفاده قرار میگیرند.

 

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

علم جفر

علی(ع) از علمی به نام علم «جفر» اطّلاع داشته است و از طریق آن توانسته از تمام مسائل عالم با خبر شود. اکنون پرسش این است: اوّل- آیا چنین علمی که فقط حضرت علی(ع) از آن مطّلع باشد، وجود داشته است؟ دوم- اگر چنین علمی وجود داشته است، از کجا به دست علی(ع) رسیده؟
از دیرباز شنیده بودیم، علی(ع) از علمی به نام علم «جفر» اطّلاع داشته است و از طریق آن توانسته از تمام مسائل عالم با خبر شود. اکنون پرسش این است: اوّل: آیا چنین علمی که فقط حضرت علی(ع) از آن مطّلع باشد، وجود داشته است؟
دوم: اگر چنین علمی وجود داشته است، از کجا به دست علی(ع) رسیده؟
پاسخ: برای پاسخ‌گویی به این مسائل ضرورت دارد مطالب در چندین بخش توضیح داده شود:
در ابتدا ذکر این نکته لازم است که اسلام مرکّب از دو امر است: ۱٫ کتاب آسمانی قرآن که محصول یک «نزول» است؛ ۲٫ بخشی از کتاب‌های جفر که محصول یک «عروج» است.
قرآن کریم حدود ۶۳۰۰ آیه است و کتب موجود در علم جفر حدود ۱۰۴ کتاب.

بیان اجمالی معنای جفر

جفر یعنی «پوست قوچ وحشی» که تمام کتب انبیای سابق و کتبی که با املای رسول خدا(ص) و دست خطّ شریف علی بن ابی طالب(ع) نوشته شده است، در این پوست نگه‌داری می‌شود و در حقیقت واژه جفر در فارسی به «انبان» و در آذری به «تغارچه» ترجمه می‌شود و اینکه شنیده می‌شود، علی(ع) از علم جفر مطّلع بوده؛ یعنی اینکه این علی(ع) و اولاد معصوم علی(ع) هستند که از محتوای کتب موجود در آن انبان (جفر) مطّلع هستند و به تفصیل در این خصوص توضیح خواهیم داد.
تاکنون دوازده جلد کتاب تحت عنوان جفر در دسترس عموم قرار گرفته که غالباً دارای جداولی بسیار پیچیده هستند. هر یک از این دوازده کتاب به عنوان جفر تلقّی شده است، ولی مطمئنّاً هیچ ربطی به جفر علی(ع) ندارند. هر چند پاره‌ای از جداول می‌تواند در بین کتب موجود در جفر باشد، امّا این کتاب‌ها مطمئنّاً جفر نیستند و قطعاً اطّلاع از پاره‌ای از رموز آن جداول اطّلاع از جفر تلقّی نمی‌شود و اکنون جفر در محضر آقا امام عصر(عج) است.
البتّه دو علم، به نام «علم حروف» و «علم اعداد» وجود دارد و کسانی که از آن علوم اطّلاع داشته‌اند تا حدّی می‌توانستند از طریق آن علم، اطّلاعات ساده‌ای را از هر کس که می‌خواستند کشف کنند ولی آن علم، علم جفر نیست.

جایگاه جفر نزد اهل بیت(ع)

امام صادق(ع) فرمودند: «در خانه ما مجموعه‌ای وجود دارد که با وجود آن، ما اهل بیت به احدی از انسان‌ها احتیاج نداریم. این مردم جهان هستند که به شدّت به ما اهل بیت، به خاطر آن مجموعه نیاز جدّی دارند و در بین آن مجموعه کتابی است با املای شخص رسول خدا(ص) و دست خطّ شریف علی(ع) که شامل صحیفه‌ای است که تمام حلال و حرام در آن بیان گردیده است. مسائل را طوری روشن کرده است که شما اصحاب وارد منزل ما می‌شوید، بدون اینکه بدانید که ما اهل بیت می‌دانیم شما به کدام دستور آن عمل کرده‌اید و به کدام دستور عمل نکرده‌اید!»۱

جفر، کتاب امنیّتی

امام صادق(ع) در روایت دیگری فرمود: «اگر نبود اینکه قبلاً مطالب و مسائلی را لو دادید کتابی به شما می‌دادیم که با وجود آن و به برکت آن تا روز قیام امام عصر(ع) به احدی نیاز پیدا نمی‌کردید که مسئله را از او بپرسید.»۲

جامعیّت محتوای کتب موجود در جفر

امام صادق(ع) خطاب به اصحاب خود فرمودند: «ای وای به حالتان که نمی‌دانید جفر چیست؟ آن از نظر بزرگی و کوچکی یک پوست متوسط است که مربوط به یک قوچ (وحشی) است. تمام آن پر از املای رسول خدا(ص) از زبان خودش و بدون واسطه و دست‌خطّ علی(ع) است. هیچ حادثه‌ای یا شیئی در جهان نیست که حکم آن در آنجا ذکر نشده باشد. حتّی دیه یک خراش کوچک.»۳

جفر یا دستور العمل حکومتی

امام باقر(ع) با دست شریف خود به یک خانه بزرگ اشاره فرمود. سپس خطاب به اصحاب خود فرمود: «بدانید در این خانه یک صحیفه‌ای است به صورت طومار به طول هفتاد ذراع تمام مطالب آن با خطّ علی(ع) و املای رسول خدا(ص) بوده، در صورت تشکیل حکومت به امامت یکی از ما (یعنی یکی از ائمه) فقط مطابق دستورات و احکام آن صحیفه عمل خواهیم کرد و کوچک‌ترین تخطّی از آن صحیفه نخواهیم کرد.»۴

محتوای هر یک از کتب موجود در جفر

ابوبصیر می‌گوید: خدمت امام صادق(ع) رسیدم. عرض کردم: فدایت شوم مطلبی را می‌خواهم از حضرت‌عالی بپرسم، امّا می‌ترسم کسی در این خانه صدای مرا بشنود، چون مطلب بسیار سرّی است. امام با دست شریف خود پرده در یکی از اتاق‌ها را بالا زد و فرمود: «نه مشکلی نیست، بفرمایید.» عرض کردم: شیعه‌ها نقل می‌کنند رسول خدا(ص) هزار باب (هزار فصل) علم به علی(ع) یاد داده که هر کدام از آن باب‌ها دارای یک هزار باب دیگر است (که جمعاً تفریعات موجود پیش علی(ع) به یک میلیون بالغ می‌شود). امام صادق(ع) فرمود: «ای ابومحمّد به خدا، کاملاً درست است و به خدا قسم، اصل ریشه علوم و علم مخصوص اهل بیت(ع) همین است.» سپس امام دقایقی سکوت کرد و سر به پایین انداخت. بعد فرمود: «آن علم است، امّا نه علمی که بین مردم متداول است.» سپس اضافه فرمود: «ای ابامحمّد! «جامعه» پیش ما است (آیا می‌دانی جامعه یعنی چه؟) اصلاً اهل سنّت نمی‌دانند جامعه یعنی چه؟» من عرض کردم: آقا، آخر من هم نمی‌دانم جامعه یعنی چه؟! فرمود: «جامعه یک صحیفه‌ای است که به شکل طومار پیچیده شده که ۷۹ ذراع طول دارد. البتّه مطابق طول ذراع رسول خدا(ص) و املای شفاهی از زبان خود رسول خدا(ص) است. این کتاب توسط علی(ع) نوشته شده و شامل تمام احکام حلال و حرام است، حتّی دیه خراش بسیار کوچک.» سپس امام فرمودند: «اجازه می‌دهی دقیقاً بگویم کوچک‌ترین خراش چیست؟» عرض کردم: من در خدمت شما هستم. امام با دست مبارک خود مرا لمس نمود، سپس فرمود: «دیه این هم در آن صحیفه آمده است.» در حالی که احساس کردم امام ناراحت است، عرض کردم: این از مقوله علم است؟ فرمود: «البتّه علم است امّا نه علم معهود و متعارف بین مردم.» سپس امام مدّتی حرف نزد. بعد خودش اضافه فرمود: «البتّه جفر هم پیش ما است، ولی اهل سنّت از کجا می‌دانند جفر چیست؟ آیا پوست گوسفند است یا پوست شتر!» عرض کردم جفر چیست؟ فرمود: «یک پوست یا ظرف پوستی قرمز (سفید) رنگی است که تمام علوم انبیا و اوصیا در آن نگهداری می‌شود.» عرض کردم: پس این را می‌گویند علم؟ فرمود: «به خدا این از مقوله علم است امّا نه آن علمی که مدّ نظر عرف است (که با تعلیم و تعلّم کم و زیاد شود و در مرور زمان تغییر و تحوّل یابد).»۵

جفر، سند حقّانیت امامت و خلافت اهل بیت(ع)

امام حسن مجتبی(ع) در ضمن یکی از استدلال‌ها و مناظراتی که با معاویه داشتند، فرمودند: «امّا معاویه! قضیه از این قرار است که در اسلام احکام و مسائل گوناگونی وجود دارد که حقیقتاً امّت اسلامی در بخش قابل ملاحظه‌ای از آن مسائل و احکام، کوچک‌ترین اختلافی ندارد. مانند: شهادت به لا إله إلّا الله و محمّداً رسول الله و اینکه نماز در پنج وقت یومیّه واجب است و اینکه زکات واجب است، روزه ماه رمضان و حج بیت الله الحرام واجب است و امثال اینها که بسیار زیاد است و همچنین تمام امّت اتّحاد و اتّفاق نظر دارند بر حرام بودن کارهایی مانند دزدی، دروغ گفتن، قطع رحم و احکام محرّم زیادی که قابل شمارش نیست. بنابراین در این قبیل مسائل بین امّت اسلامی اختلافی نیست. مشکل جای دیگر است. [رسول خدا(ص)] بارها و بارها فرمودند: «اسلام روی پنج پایه قرار دارد: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و چهار پایه از آن روی یک پایه اساسی قرار دارد.»
امّت در چهار پایه اوّل مشکل ندارد امّا مشکل در پایه پنجم است، چون تمام احکام عمده اسلامی روی پایه ولایت آن احکام و مسائل قرار دارد. وقتی پایه اساسی را خراب کنی پایه‌ها و احکام دیگر نیز دچار تخریب می‌شود. امّت درباره سنّت‌هایی که از جمله آنها ولایت است، اختلاف کردند، یکدیگر را کشتند، تقسیم به فرقه‌های متعدّد شدند. یکدیگر را لعن کردند، همه و همه سر ولایت بود (که عنصر پایه‌ای ۴ پایه دیگر بود) و مسلّماً آن کسی لایق ولایت و رهبری امّت است که تابع کتاب خدا و سنّت رسول خدا(ص) باشد و اگر امّت به آن چهارم پایه اوّل که مورد اتّفاق امّت است، عمل می‌کردند و مشکل ولایت و رهبری را به اهل آن واگذار می‌کردند، مسئله حل می‌شد و آن کسی خوشبخت گردید که خدا به او توفیق درک این معنا را داد که فهمید امامان واقعی چه کسانی هستند و معدن علم کجاست.] رسول خدا(ص) حقیقتاً حقّ مطلب را ادا کردند آنجا که فرمودند: «خدا رحمت کند کسی را که حق را تشخیص دهد و پس از فهم حقیقت یا حرف بزند که غنیمتی است یا سکوت کند که سلامتی است.»
امّا معاویه! ما اهل بیت یک منطق روشن داریم؛ ما می‌گوییم: امامان از خانواده ما هستند و خلافت اسلام شایسته احدی جز اهل بیت نیست. این مطلب هم در قرآن آمده، هم در سنّت رسول خدا(ص)، و قطعاً «علم» هم در خانه ما است و ما فقط شایسته چنان علمی هستیم و علم یک مجموعه کاملی است که با تمام فروعاتش پیش ما است.
هیچ حادثه‌ای تا روز قیامت در جهان اتفاق نمی‌افتد، مگر اینکه با تمام فروعاتش پیش ما است. هیچ حادثه‌ای تا روز قیامت در جهان اتّفاق نمی‌افتد مگر اینکه با تمام جزئیاتش پیش ما به صورت مکتوب و مدوّن موجود است، آن هم با املای مستقیم رسول خدا(ص) و دست خطّ شریف علی(ع).
حال ای معاویه! اکنون عدّه‌ای خیال می‌کنند نسبت به امامت، از ما مقدّم‌اند؟! حتّی شخص شما ای معاویه، تو که پسر هند هستی مدّعی شده‌ای که قضیه از این قرار است که عمر شخصی را فرستاد پیش علی(ع) و گفت: عمر می‌گوید من می‌خواهم قرآن را تدوین کنم. تا حالا هر چه از قرآن نوشتی، برای من بفرست و شایع کرده‌ای که علی هم در پاسخ فرموده سر مرا می‌توانی ببری ولی آن نوشته‌ها را به تو نمی‌دهم. چون در قرآن مراد از «والرّاسخون فی العلم» من هستم و شایع کرده‌اید که سپس عمر ناراحت شده و گفته پسر ابوطالب خیال می‌کند تمام علم فقط پیش او متمرکز شده و بس (من نیازی به تو ندارم) سپس عمر اعلام کرده هر کس از قرآن چیزی نوشته بیاورد پیش من. سپس هر کس از قرآن آیه‌ای می‌خوانده و یک شاهد هم همراه می‌آورده که قرائت هر دو موافق یکدیگر بوده آن را تدوین می‌کرده و الّا آن را جزو قرآن تلقّی و ثبت نمی‌کرده است! و گویی این امر باعث شده مردم بگویند بخش زیادی از قرآن از بین رفته است. به خدا اینها دروغ است. ای معاویه! واقع قصّه این است که تمام قرآن پیش ما به صورت کامل تدوین شده و موجود است. تو با ترویج این اباطیل می‌خواهی تمام مشکلات ناشی از بی‌اطّلاعی خودتان را به عدم همکاری علی(ع) نسبت بدهی و جهالت قُضات و کارگزاران خود را برگردن او بیندازی. کاری کرده‌ای که عدّه‌ای فکر می‌کنند معدن علم و خلافت در خارج از خانه ما قرار دارد.»۶

پی‌نوشت‌ها:

۱٫ اصول کافی، ج ۱، ص ۲۴۱٫
۲٫ بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۱۳٫
۳٫ بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۴۶، ح ۸۳٫
۴٫ بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۲۳، ح ۱۲٫
۵٫ همان، ص ۳۹، ح ۷۰٫
۶٫ همان، ج ۴۴، ص ۹۷٫

سید حسین موسوی زنجانی
منبع: ماهنامه موعود شماره ۱۱۲

 

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

رژیم های لاغری ، رژیم های چاقی – رژیم گیاهخواری چیست

رژیم های گیاه خواری می توانند سودمند باشند اما به شرط این که درست و دقیق برنامه ریزی شده باشند. گیاه خواران با یک برنامه ی غذایی مناسب می توانند خطر بیماری هایی چون چاقی، فشار خون بالا، یبوست و سرطان کولون (بخشی از روده ی بزرگ) را کاهش دهند و در صورتی که گیاه خواران برنامه ی ضعیفی داشته باشند خطر بیماری هایی چون پوکی استخوان، نرمی استخوان، کم خونی مربوط به آهن و ویتامین B12 و کندی رشد در کودکان را می توان انتظار داشت . گیاه خواران به گروه های زیر تقسیم بندی می شوند :

ـ گیاه خوار محض(Vegans): گیاه خوارانی که گوشت قرمز، ماهی، مرغ، تخم مرغ و لبنیات نمی خورند.
ـ لاکتووگان (vegetarians Lacto) :گیاه خوارانی که لبنیات هم می خورند.
ـ اووگان (Ovovegetarians) : گیاه خوارانی که تخم مرغ هم می خورند.
ـ لاکتواووگان (Lacto-ovovegetarians) : گیاه خوارانی که تخم مرغ و لبنیات هم می خورند .
ـ نیمه گیاه خوار (Semi-vegetarians) : گیاه خوارانی که ماهی و مرغ هم مصرف می کنند، ولی گوشت قرمز را مصرف نمی کنند .
اگر شما می خواهید مانند گیاه خواران نوع اول هیچ محصول غذایی با منشأ حیوانی را نخورید باید بدانید که حتما نیاز به تکمیل این نوع رژیم دارید و این کار فقط به شرطی مورد تأیید است که برای حفظ سلامتی، مواد مغذی لازمی را که در محصولات با منشاء حیوانی وجود دارد به نوعی تأمین کنید. از این رو ملزم به دریافت مواردی از جمله :
انرژی کافی، پروتئین، کلسیم، ویتامین D‎ ، آهن و ویتامین B12 هستید .
در زنان، به خصوص زنان باردار، شیرده و هم چنین کودکان، نیاز به برنامه ریزی دقیق تری وجود دارد و ویتامین ها و املاح بیشتری به صورت مکمل های غذایی برایشان پیشنهاد می شود، البته این برنامه ریزی حتما به وسیله ی یک کارشناس و متخصص علوم تغذیه باید محاسبه و انجام شود. بدین وسیله می توان با محاسبه ی میزان مصرف قابل قبول انرژی، ضمن تأمین مواد مغذی ضروری بدن، در چنین شرایطی به یک رژیم صحیح و الگوی مناسب مصرف دست یافت.
گیاه خواران ضمن استفاده از سبزیجات و میوه جات، به دلیل مصرف نکردن گوشت، حتما باید از جانشین های گوشت بهره مند شوند که عبارتند از: حبوبات (مانند عدس و لوبیا)، مغزها(مانند گردو و فندق) و تخم مرغ.
نکته ی خیلی مهم برای این دسته از مردم و طراحان برنامه ی غذایی ایشان، اعتدال در مصرف و آشنایی با نوع و ارزش غذایی مواد مصرفی است.
لازم به توضیح است که در دنیا، دسته ها و گروه های مختلفی از جمله گیاه خواران، خام خواران و غیره وجود دارند و دانشمندان بر اساس تحقیقات، نظرات مختلفی ارائه می کنند، در نتیجه بعضی را تأیید و برخی را رد می کنند.
اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم و بر اساس آخرین تحقیقات و بدون جانبداری از گروهی خاص اعلام نظر کنیم، باید بگوییم بدن انسان با پیچیدگی های فراوان خود ، نیازمند تأمین انرژی و حفظ سلامتی خود برای تداوم حیات است و در واقع برای دستیابی به این مهم نیازمند تأمین تمامی املاح، آب، الکترولیت ها، ویتامین ها، کربوهیدرات ها، چربی ها و پروتئین ها می باشد، لذا بهتر است از تمام گروه های غذایی (به شرط رعایت اعتدال در مصرف) استفاده کند.
لازم به توضیح است که استفاده از بعضی مواد غذایی خاص، به تنهایی پاسخ گوی تمامی نیازهای بدن نیست. همان گونه که عامه ی مردم فکر می کنند با رژیم های لاغری غیر علمی و قلابی، به سرعت لاغر می شوند ـ که گاهی اینچنین نیز هست- اما غافل از آن که به دلیل عدم محاسبات دقیق برای تامین انرژی مورد نیاز بدن ، ضمن مواجه کردن بدن با گرسنگی شدید، دچار عوارض گوناگون و انواع بیماری ها و سوء تغذیه می شوند و یا با ایجاد اختلال در سیستم های مختلف بدن و به ویژه سیستم دفاعی بدن، زمینه ی ابتلا به بیماری ها را هموار می سازند. در صورتی که کسی بخواهد بر اساس سلیقه ی خود، نوع خاصی از تغذیه مانند گیاه خواری را پیش بگیرد، باید بداند که ترجیحا چنین رژیم هایی برای کودکان، زنان باردار و زنان شیرده پیشنهاد نمی شود، مگر به شرط تأمین انرژی لازم برای رشد و نمو و تأمین مواد مغذی یاد شده. البته چنین رژیم هایی برای کسانی که بخواهند به صورت مقطعی وزن خود را کاهش دهند و به وزن ایده آل برسند، مناسب می باشد. البته لازم است پس از پایان این مرحله ی مقطعی، تحت نظر یک کارشناس مجرب تغذیه وزن ایده آل خود را با یک رژیم متعادل حفظ کنند.
به هر حال هیچ رژیم جادویی ای وجود ندارد و برنامه ی غذایی باید بر اساس محاسبات صحیح و علمی و رعایت اعتدال در مصرف انواع مواد غذایی باشد (هم ضمن داشتن یک برنامه ی فعالیت بدنی و ورزشی مناسب).

جبران کمبودهای رژیم گیاهخواری
یکی از مهم ترین مسائل در رژیم گیاهخواری، تامین پروتئین لازم است. همانطور که می دانیم بیشتر پروتئین، در منابع حیوانی است. پروتئین جزو اساسی هر گونه رژیمی می باشد ، طوری که اگر رژیمی فاقد پروتئین باشد، رژیم صحیحی نیست و فرد رژیم گیرنده را دچار کمبود پروتئین می کند و بیماری های حاصله از این نوع کمبود پیدا می شود.
پس یک فرد گیاهخوار چگونه پروتئین دریافت می کند؟
گذشته از آن یک گیاهخوار احتیاج به ویتامین B12، آهن و کلسیم نیز به همان اندازه پروتئین دارد، آنها را به چه صورت می تواند دریافت و ذخیره کند؟
اگر گیاهخواران یک رژیم متعادل و متنوع گیاهی برای خود بسازند، که در این رژیم انواع دانه ها، میوه جات و سبزیجات به مقدار کافی باشد، می توان گفت که آنها سالم ترین رژیم ها را استفاده می کنند.
پروتئین
احتیاج به پروتئین در زنان ۴۵ گرم در روز و در مردان ۵۵ گرم در روز می باشد. بیشتر

غذاها

دارای پروتئین می باشند، به طوریکه اگر رژیم متعادل و متنوعی داشته باشید، می توان گفت شما بیش از حد پروتئین دریافت می کنید!
بنابراین واضح است که گیاهخواران به اندازه کافی پروتئین در اختیار دارند، اما همانطور که گفته شد اگر رژیم سالم که دارای تعادل و تنوع باشد.
اگر شما از گروه گیاهخواران Lacto-ovo هستید (لبنیات و تخم مرغ را مصرف می کنید)، به راحتی می توانید از تخم مرغ و لبنیات، پروتئین مورد نیاز بدن خود را تامین کنید.
اما اگر جزو گیاهخواران محض هستید، در اینجا برخی از منابع پروتئینی را معرفی می کنم: دانه سویا، دانه گندم، همبرگری که به جای گوشت، سویا دارد، عدس، نخود، آجیل و مغزها، برنج و تمام غلات.
کلسیم
کودکان برای تکامل رشدشان به کلسیم نیاز دارند، بزرگسالان هم به این ماده غذایی محتاجند. سیگاری ها به کلسیم بیشتری محتاجند، زیرا بدن آنها قدرت بسیار کمی برای نگهداری کلسیم دارد.
در طول زندگی دو عامل مهم برای استحکام و قوی شدن استخوان ها وجود دارد: مصرف کلسیم و ورزش کردن.
این روزها کمتر کسی پیدا می شود که نداند، لبنیات یکی از منابع کلسیم است. اما کلسیم، منابع دیگری هم دارد از جمله: اسفناج، شیر سویا، آب پرتقال غنی شده با کلسیم، کلم، دانه ها، بروکلی، بادام، هویج، خردل، مارچوبه، تره فرنگی، آلو بخارا و غیره.
قبل از نوشیدن شیر سویا و آب پرتقال، حتما آنها را هم بزنید تا مطمئن باشید که کلسیم در ته ظرف باقی نمانده باشد.
آهن

نوشیدن چای

یا قهوه با غذا یا بعد از غذا، جذب آهن را محدود می کند. به همین خاطر انجمن سلامت پیشنهاد می کند که حداقل تا ۳ ساعت بعد از خوردن هر وعده ی غذایی، چای یا قهوه ننوشید.
برای اینکه آهن کافی در بدن داشته باشید، می توانید از سویا، عدس، اسفناج، نخود، سیب زمینی، تخمه کدو حلوایی، آجیل، چغندر، خرما، گلابی، آلو، هلو و کشمش استفاده کنید.
ویتامین C نیز برای افزایش جذب آهن بسیار مفید می باشد. بنابراین بهتر است با

غذاها

ی دارای آهن، آب پرتقال یا آب لیمو نیز میل کنید و یا آن را بر روی غذای خود بریزید.
ویتامین B12
کمبود این ویتامین چه در گروه گیاهخوار و چه در گروه غیر گیاهخوار بسیار کم است. اما اگر کمبود ایجاد شود، خطرات بسیار جدیی در بردارد.
گیاهخواران راجع به این ویتامین باید چند نکته بدانند:
بدن انسان توانایی ذخیره کردن ویتامین B12 را برای سال ها دارد. اگر شما به تازگی جزو دسته گیاهخوارن شده اید، برای دهه بعدی، ذخیره بدنتان کافی خواهد بود. اما بهتر است مرتبا مقدار این ویتامین در خون کنترل شود.
جلبک دریایی و مخمر از بهترین منابع ویتامین B12 می باشد. مخمر را به تمام

غذاها

می توان افزود. پزشکان توصیه می کنند، برای همه افراد مخمر خوب است و بهتر است همه آن را حداقل ماهی یک بار مصرف کنند.
کسانی که سیگار می کشند، مقدار زیادی از مواد مغذی را از دست می دهند. بنابراین، این اشخاص احتیاج به مواد مغذی بیشتر و از جمله این ویتامین دارند.
مادران باردار نیز به این ویتامین نیاز دارند. خانم های گیاهخوار و باردار هرروز مکمل این ویتامین را باید مصرف کنند.
به خاطر داشته باشید که رژیم گیاهخواری یکی از انواع رژیم های غذایی است که در آن نیز باید تعادل و تنوع رعایت شود.
تحقیقات نشان داده است که در گیاهخواران، مقدار کلسترول خون کاهش می یابد.همچنین با استفاده از این رژیم می توان خطرات ناشی از سرطان کولون(سرطان روده بزرگ)، بیماری قلبی و فشار خون بالا را کم کرد.
موفق و سلامت باشید.

وب سایت تبیان-شبکه اجتماعی تبییان

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

تاریخچه استفاده انسان از گیاهان دارویی :
سابقه درمان بیماری ها با گیاهان دارویی به قدمت تاریخ زیست انسان بر روی کره زمین است. انسان به حکم تجربه ، علم و اندیشه ، جانوران بنا به مقتضیات خود در طول عمر حیات در کره زمین به کمک گیاهان دارویی خود را مداوا کرده و می‌کنند. گیاهان دارویی در باغ خدا می‌رویند. در دشت ها ، مراتع وسیع ، جنگل ها و … پیدا می‌شوند. به دست کسی کاشته نشده و به همت کسی هم آبیاری نشده اند و هزاران سال است که بدین منوال در چرخه حیات بوده و طبیعت را آرایش می‌دهند.
رابطه گیاهان دارویی و بیماری

هر خاکی و هر آب و هوایی ، بستر انواعی از گیاهان دارویی است. بنابراین همه چیز در همه جا نمی‌روید و حکمت خلقت در این است که هر جا بیماری هست ، قطعا نوع گیاه دارویی آن نیز یافت می‌شود. از طرفی همه گیاهان داویی در یک فصل خاص نمی‌رویند. هنوز کسی رابطه بین شیوع بیماری در یک فصل یا یک زمان و وفور گیاهان دارویی در آن فصل را جستجو نکرده است ، ولی می‌دانیم که بسیاری از بیماری ها در فصل خاص شیوع پیدا می‌کنند و بعضی از گیاهان دارویی شناخته شده و ناشناخته نیز در همان فصل به وفور یافت می‌شوند.

ترکیبات مهم گیاهان دارویی :

هر ماده که در گیاهی پیدا می‌شود دارای نقش خاصی در گیاه می‌باشد. ماده می‌تواند در ساختمان گیاه برای انجام اعمال حیاتی به کار رفته باشد یا می‌تواند در ساختار خواص فیزیکی و شیمیایی گیاه نقش داشته باشد. طبقه بندی ترکیبات مهم گیاهان دارویی این گونه است :

روغنهای عطری : مواد عطری ، درمان بخش ، تمیز کننده ، ضد عفونی کننده ، محرک اشتها ، هضم کننده غذا ، ضد درد ، ضد نفخ معده و روده و ضد اسپاسم عضلانی می‌باشند.

آلکالوئیدها : انواع مواد مخدر از جمله مرفین ، کدئین و کوکائین در شمار آلکالوئیدها هستند. هر کدام از این مواد نقش مخصوص و معینی در درمان بیماری ها دارند.

مواد پروتئینی : مواد پروتئینی از ترکیب اسیدهای آمینه ایجاد شده‌اند. بدن انسان قادر به سنتز نصف اسیدهای آمینه نیست و این مواد باید توسط تغذیه گیاهی و جانوری وارد بدن شوند.

مواد تلخ مزه : بسیاری از گیاهان دارای مزه تلخ مزه هستند ، مانند کاسنی که خواص دارویی و درمانی دارد. مواد تلخ مزه غیر سمی ، محرک اشتها بوده و تحریک کننده بسیاری از اندام ها ، مانند کبد و کیسه صفرا برای فعالیت بیشتر هستند.

فلاونوئیدها : فلاونوئیدها مواد موثری هستند که عمدتا در گیاهان عالی یافت می‌شوند. این مواد انواع سموم در بدن را خنثی می‌کنند.

تاننها : خاصیت ضد درد دارند و لثه‌ها و پوست دهان را محکم و تمیز می‌کنند. اثر مثبت روی جدار معده و روده‌ها دارند.

مواد لعاب‌دار : وظیفه لعاب آن است که مایعات را به مواد دارویی متصل می‌کند. این مواد موجب کاهش کلسترول خون می‌شوند. گیاه پنیرک ، ختمی و بارهنگ ، سرشار از مواد لعاب‌دار هستند.

سایر مواد : از دیگر مواد موجود در گیاهان دارویی‌ می‌توان به ویتامینها ، اسیدهای گیاهی و قندها اشاره کرد.

تهیه و تبدیل گیاهان دارویی :

هر گیاهی در طبیعت دارای روند رشدی ویژه خود می‌باشد. خواص گیاهان در فصول ، هفته‌ها و اوقات روز و شب متغیر است. به عنوان مثال ، بعضی از گیاهان به هنگام صبح و بعضی به موقع عصر و شب معطر می‌شوند. بنابراین از نظر خواص دارویی ، زمان مناسب برداشت محصول دارای اهمیت خاصی است. قسمت های مختلف گیاه نیز دارای اثرات متفاوت هستند.

در بسیاری از موارد ماده موثر عمدتا در برگ ، شکوفه ، ساقه ، ریشه ، بذر یا میوه است. همیشه گل ها را قبل از ظهر ، یعنی زمانی که شبنم یا رطوبت شبانه از بین رفته است جمع آوری می‌کنند. هنگامی که جمع آوری برگ مورد نظر است ، بعد از ظهر و قبل از غروب آفتاب ، کار جمع آوری انجام می‌شود. بعضی از گیاهان باید در ظروف سربسته و یا در کیسه کتانی نگهداری شوند. کسانی که ذخیره سازی می‌کنند باید مرتبا از نمونه‌ها بازدید کرده و از آفات و امراض احتمالی آگاه باشند.

تهیه پودر گیاهان دارویی :

درطول تمام ایام سال ، تهیه گیاه تر و تازه میسر نیست. لذا گیاهان جمع آوری شده را بعد از خشکیدن باید به صورت پودر درآورده و حتی‌المقدور در شیشه‌های دهان گشاد نگهداری کرد. پودر می‌تواند شامل اندام های گیاهی باشد که جداگانه نگهداری می‌شود.

گیاهان دارویی مهم :

گل سرخ ، بومادران ، الکیل کوهی ، برگ بو ، لیموترش ، وانیل ، نعنا ، فلفل سیاه ، جعفری ، میخک ، پرتقال ، هل ، کافور ، زنبق و بابونه از گیاهان دارویی مهم هستند.

منبع : سایت اینترنتی رشد

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

انواع مزاج در طب قرآنی

مزاجها

افراد از نظر نوع مزاج به چهار دسته تقسیم می شوند: ۱)افراد صفراوی مزاج ۲) افراد سوداوی مزاج ۳) افراد بلغمی مزاج ۴) افراد دموی مزاج

صفراوی صفرا ترشحات

کبد

است که رنگ آن زرد که جزء آتش بوده گرم و خشک است و گرما زیاد تولید می کند.ph~8.5  است بیماری صفرا کسانی که صفرا زیاد تولید می کنند – سر درد – شقیقه نبض میزند -زردی سفیدی چشم – سیاهی رفتن چشم – سرگیجه – طعم دهانشان تلخ شده  ترش کردن گلو وقتی صفرا داخل معده بیاید –تشنگی- سوزش جگر زیر دنده راست آنها خیلی گرم است و حداقل دو درجه تب دارند و لبهای آنها دچارخشکی بوده پوست سرشان ترک خورده و می سوزد و بعنوان شوره و حتی ریشه مژه و دور پلک سوخته و پوسته پوسته می شود – پوست زبر – رنگ ادرار زرد تیره –ابرو میریزد – علاقه زیاد به آب یخ و یخ – تند خو بهانه گیر -موها تکه تکه میریزد. – دیدن خواب هولناک افتادن از بلندی جنگ و ستیز علت:

غذاها

ی چرب و شیرین صفرا را زیاد می کند. غذای مضر برای صفرا مزاج ها: پرخوری – بعد از غذای مختصر دوباره غذا خوردن – آش رشته – ماکارونی سیر (مطلقا نخورید مزاج

کبد

گرم و تر است و سیر تبدیل به آتش شده و بیمار حالش بد می شود)-شیرینی  درمان:

انار

و شاتوت بهترین دارو است – زرشک – تمشک – زردآلو – هلو – خیار کاهو – هویج – روغن زیتون – کنجد – سیب – گلابی – سوپ جو – کدو خورشتی – خوراک قارچ – کدو حلوایی – اسفناج – گشنیز – نخود فرنگی – عدس – ماش – جو دو سر – لیمو عمانی

سوداوی سودا سرد و خشک از جنس خاک و رسوب خون است و PH=6 است و در طحال تولید می شود و طحال را فعال می کند. PH  خون باید بالای ۷ باشد و اگر به ۷ برسد به حالت اغماء و غش می رود) اگر سودا زیاد شود طعم دهان شور می شود – بوی عفونت دهان و کابوس می بیند و دچار افسردگی و خستگی – خود خوری – فکر زیاد بدون آنکه بداند – لاغری – بی نشاطی – یبوست شدید هفته ای یک بار– مدفوع قیری و سیاه – سوزش هنگام دفع ادرار – ادرار تیره خاکستری می شود – حالت تهوع– حس تاریکی چشم و شب کوری – تیرگی رنگ پوست و صورت – سوزش معده– خارش زیاد بدن وترک خوردن پوست – قلنج معده علت غذا های مانده و بیات و شور و نمک سود سودا را زیاد می کند غذای مضر برای سوداوی مزاج ها عدس – نوشابه با غذا – ماهی دودی – غذای مانده و بیات – نمک سود – خیار شور – گوشت پیر (رنگ قرمز تیره) – پنیر نباید بخورند درمان خوردن غذای گرم و تر – ملین – سوپ جو (با پاچه گوسفند – کمی زنجبیل   زعفران) بعد از سلامتی عسل و قدومه شیرازی مرتب استفاده کنید – توت با آب گرم طهارت کند- –

انجیر

– خرما – کشمش – هل – دارچین – زیره  زعفران بلغمی بدن علیه خودش انقلاب می کند و رماتیسم مفصلی می آورد .مثل کشک و آب یا سفیده تخم مرغ است ومربوط به سیستم لنفاوی یا سیستم ایمنی یا است.از جنس آب وسرد و تر است و کسانی که سردی زیاد بخورند (ماست ترشی)بلغم فعال می شود. وزیر چشم پف کرده – مزه دهانشان ترش می شود – پوست شل و ول و سفید و آبکی می شود – پوست مقطعی سفید می شود (برص) و موها زود سفید می شود و مو – لک قهوه ای در سفیدی چشم و سردی دست وپا و پا درد و زانو درد – لرزش دست و پا (پارکینسون) دیر هضم شدن غذا – درد معده – تنگی نفس موقع خوردن غذا – قلنج می کنند و دوست دارند ماساژ بدهند و درد کمر و بین شانه ها و گرفتگی ماهیچه پشت گردن – کسل و خواب آلود – جاری شدن آب از دهان در خواب – دچار تپش قلب وقتی از خواب بیدار می شود – رقیق بودن آب بینی – ترشح بینی – سرفه زیاد – فراموشی – دفع ادرار زیاد همراه با فشار ضعف مثانه . علت:

غذاها

ی لبنیات و ترشی و سرکه بلغم را زیاد می کند. غذای مضر برای بلغمی مزاج ها: لبنیات – ترشی – لیته – شور – سیب زمینی – عدس – قارچ – گوشت گاو و گوساله – گوشت سفید(برای رماتیسمی ها بد بوده و درد را زیاد می کند)- چای – قهوه – نسکافه – میوه ترش و کال – نارنگی – کیوی – گرمک(سرد است) – خیار پوست کنده – لیمو شیرین – سوپ جو با زنجبیل درمان: گوشت (شتر – گوسفند – کبوتر – سار – گنجشک) –

ادویه

جات (هل – دارچین – زنجبیل – زیره – زعفران – زنیا – سرنجان – خولنجان – سیر- موسیر – خردل) – سبزیجات(

کرفس

– نعناع – ریحان – جعفری – ترخون – مرزه) – کلم – مارچوبه – هویج – کدوحلوایی – لیمو ترش – گندم – نخود – گردو هندی – قدومه شیرازی دموی  از جنس هوا و گرم وتر است وبرای رساندن غذا واکسیژن به سلولها است.و اگر زیاد شود مزه دهان شیرین می شود- سر سنگین شده – – چرت زدن  کم حواس –کش آمدن آب دهان – زبان قرمز می شود مثل آنکه رب

انار

یا زرشک خورده باشد و بدن دچار خارش و دمل و جوش ریز بیشتر در گردن بین کتف شده از لثه خون می آید و مضطرب میشود. علت :پرخوری وخوردن بیش از حد خون را زیاد می کند  غذای مضر برای دموی مزاج ها: پر خوری – بادنجان – غذای نشاسته ای – آب یخ –شیرینی – غذای ممنوعه درمان: ناشتا (خاک شیر – بالهنگ – تخم ریحان – تخم مل – قدومه شیرازی – بالنگو – اسفرزه) یکی از اینها را در آب بریزید حجمش زیاد می شود و بخورید حرکات دودی روده را زیاد کرده و روده براحتی کار می کند – استفاده از ترشی طبیعی فصل (شاتوت – زرشک – لیمو ترش – آب نارنج – مرکبات) – سوپ جو – نان جو – سالاد با روغن زیتون و آب لیمو قبل از غذا – جوانه ها – سبزی – میوه

اسلام و سلامت – وب سایت طب قرآنی

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۱-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

مفهوم و محتوای طب اسلامی و طب سنتی و نگاهی به برخی خصوصیات آنها

دکتر محمد مهدی اصفهانی
رییس مرکز تحقیقات علوم قرآن، حدیث و طب
دانشگاه علوم پزشکی تهران
====================

مقدمه :
اگر چه در آثار منتشره شده بخصوص آثار غربیان مفهوم طب اسلامی غالباً مترادف با طب دوران تمدن اسلامی است و حتی در میان شخصیت های پزشکی این دوران، پزشکان غیر مسلمان نیز یافت می شوند اما آنچه که ما در این مقاله درصدد ارائه آن هستیم معرفی طب اسلامی با مفهومی جدا از دانش پزشکی متداول در دوران تمدن اسلامی (یعنی آنچه که فعلاً بیشتر به عنوان طب سنتی یا طب دانشمندانی مانند رازی و ابن سینا می شناسیم) می باشد. اگر چه واقعاً کلمه طب سنتی نیز برای طب دوره تمدن اسلامی ، واژه مناسبی بنظر نمی رسد زیرا میان طب عوام و فولکور با طب مدون دوران تمدن اسلامی تفاوت های بسیار ، تاجیک ها از کلمه طب نیاکان برای این منظور استفاده می کنند. عده ای نیز بر استفاده از واژه طب ایرانی اصرار می ورزند.
بهرحال نگاهی به طب اسلامی با دو مفهوم ذکر شده (مفهوم خاص- مفهوم متداول) و منشاء پیدایش آنها تا حدودی می تواند ما را به مقصود برساند.

منشاء دانش پزشکی
خداوند آفرینده جهان هستی و قانونگذار حقیقی و خالق نظام تشریع است.
از مطالعه در کتاب تکوین می توان به دانش پزشکی راه یافت. اگر چه شواهد و قرائن و روایات قابل استناد معتنابهی وجود دارد که از نقش انبیاء الهی (از حضرت آدم علیه السلام تا حضرت خاتم صلی ا… علیه و اله) در پیدایش ، تدوین و تکامل دانش پزشکی سخن می گوید.
اما بهرحال ساختار فلسفی و چارچوب رفتار پزشکی را می توان از آموزه های دینی (کتاب تشریع) استنباط و تدوین نمود. حال اگر همزمان و هماهنگ با تحقیق در نظام آفرینش و دستیابی به نظامات و یافته های قابل استفاده در پزشکی، از آموزه های دینی ناظر بر رفتار پزشکی غفلت نشود در حقیقت طب الهی یا در خصوص بحث ما، طب اسلامی شکل می گیرد.

نگاهی دوباره به منشاء طب اسلامی و طب دوران تمدن اسلامی
با توضیحات ارائه شده در مقدمه، در حقیقت طب اسلامی ساختار و چارچوب اندیشه ای اثر بخش و پویا در پزشکی و دانش های وابسته به آن است که سرچشمه اصلی آن بطور مستقیم یا غیر مستقیم قرآن کریم، سنت پیامبر اکرم و ائمه معصومین علیهم السلام و استنباطات فقهی مبتنی بر مدارک چهارگانه (قرآن ، سنت، اجماع و عقل) است.
در چنین ساختاری دانش پزشکی محصول افاضات و رهنمودهای اسلامی (قرآن کریم و روایات پیامبر و معصومین علیهم السلام) و تلاش عقل و تجربه آدمیان در شناسائی روابط و قوانین حکمت آمیز کتاب تکوین است.

بنابراین عجیب و دور از انتظار نیست که در طب اسلامی با الهام از اصول کلی و بنیادی اندیشه اسلامی، ضمن بهره گری از دستاوردهای گذشته و حال و آینده تمام جهان، در چارچوب یک تفکر و جهان بینی همه سونگر و ملحوظ داشتن حیات دنیوی و اخروی آدمی، همواره اجزاء و ارتباطات سیستم پزشکی با معیارهای مشخص اسلامی بازنگری و در جهت اهداف والا وکمال جویانه بهگزینی و سامان بخشی گردد و به عنوان یک واقعیت انکار ناپذیر در همین حال از نظر دور نخواهیم داشت که در زمینه تامین و ارتقاء سلامت، پیشگیری از بیماریها و حتی مواردی درمان آنها انبوهی از رهنمودهای قرآنی و روائی وجود دارد که نظرات کاملاً ابتکاری و نوآوری درباره مفاهیم سلامت، بیماری ، عوامل بیماری زا، ارتقاء سلامت، ویژگی های پزشکان و صاحبان مشاغل بهداشتی- درمانی ، آموزشی و پژوهش مداوم و مسئولانه و صدها عنوان دیگر ارائه می نماید.
اما طب سنتی ما و ملل اسلامی در حقیقت برگرفته از طب یونانی (طب مکاتب پزشکی کنید ، کوس و اسکندریه) ، طب مکتب پزشکی سریانی (طب حران ، اورفا، ادسا، رها، … ) و طب ایرانی (طب آریائی ، طب اقوام ایرانی، مکتب پزشکی جندی شاپور) ، طب هندی ، طب عربی ، طب ملل مختلف دور و نزدیک و تجارب ، نوآوریها و کشفیات دانشمندان سرزمین های اسلامی بویژه سرزمین ایران بزرگ است که در سایه قوانین، احکام و رهنمودهای پزشکی اسلام تغییر و تکامل یافته است.

لذا علیرغم تاثیر پذیری این دانش پزشکی از آموزشهای اسلامی ، اطلاق عنوان طب اسلامی بر آن ناصواب و غیر قابل دفاع است و نویسندگان کتب اصلی این دوران نظیر محمدبن زکریای رازی، علی بن عباس مجوسی اهوازی، ابن سینا، جرجانی، ابن مندویه، ابن بیطار و صدها شخصیت برجسته دیگر نیز هرگز چنین ادعایی نکرده اند و غالباً صادقانه به مآخذ آثار خود در متن تالیفاتشان بکرات اشاره نموده اند.

نقش اسلام در رشد و شکوفائی دانش پزشکی
الف : نقش غیر مستقیم
• در هم شکستن نظام طبقاتی  عمومی شدن آموزش
• تأکید بر علم آموزی
• دانش گمشده مومن
• شفابخشی کاری خدائی است  دانش پزشکی تهیه مقدمه و اسباب برای تحقق این کار خدائی است
• طبابت ریشه در آموزشهای وحی دارد ـ معجزه انبیاء
• تامین سلامت یک ارزش دینی و یک خواسته اساسی در ادعیه است
• پزشکی و بهداشت مقدمه لازم برای تحقق یک واجب الهی است
ب: نقش مستقیم:
• اعلام تسخیر قوای زمین و آسمانهابرای انسان
• ارزش وجودی انسان و ضرورت حفظ حیات , سلامت و کرامت او
• وجوب کفائی پزشکی ( وجوب مقدمه واجب)
• ضمانت در خدمات پزشکی  دانش پیشرو ـ دقت ـ مهارت ـ رفتار مسئولانه و پیش بینی های لازم
•تمام بیماریها قابل درمان هستند  تشویق به پژوهش و امید جدی به موفقیت
•ارتباطات متقابل میکروکاسموس و ماکروکاسموس ( انسان و کائنات)
•ارتباطات روح و جسم
•ویژگی های لازم و پسندیده برای ارائه کنندگان خدمات پزشکی:
•ویژگیهای خلقی و رفتاری فردی و حرفه ای •تقوا و بازآموزی•نوآموزی • پژوهش • خیرخواهی
• تعمیم آموزشهای کاربردی • تلاش • نظم • مهارت و حذاقت •ادای امانت • جلب اعتماد • بصیرت
• وثوق •رفق • رسیدگی خوب • رازداری• توکل • تعبدوپای بندی به مکارم و محاسن و احکام و …

خلاصه و نتیجه
طب اسلامی به مفهوم خاص خود پاسخگوی نیاز امروز و فردای جامعه بشری است و طب سنتی ما نیز می تواند در قالب طب اسلامی یعنی با رعایت چارچوب رفتار پزشکی همچنان شاداب و پرطراوت بخش های وسیعی از نیاز انسانها را پاسخگو باشد.
طب جدید نیز در صورت عبور از صافی طراحی شده در قالب طب اسلامی می تواند پیشرو، انسانی و در خدمت مردم سراسر جهان قرار گیرد.
گنجینه عظیم طب سنتی و اسلامی ما در قرن بیست و یکم میلادی که لحظه لحظه هایش با پیشرفت های علمی همراه است، هنوز می تواند به بسیاری از سئوالات بی جواب دانش روز و دردهای درمان نشده آدمیان پاسخ دلنشین ، موثر و راهگشا بدهد لذا عاقلانه ترین و منطقی ترین شیوه در پزشکی بهره گیری همزمان از مجموعه دانش گذشته، حال و آینده بشر اما در قالبی الهی- انسانی و مبتنی بر جامعیت و نگاه همه سونگر به حیات انسان ، هدف آفرینش و امتداد زندگی دنیوی او است.
منابع:
۱- اصفهانی- محمد مهدی- ملاحظاتی درباره ویژگیهای طب سنتی و سیر تحول آن – ۱۳۸۵
۲- اصفهانی- محمد مهدی- ارائه مبانی نظری طب اسلامی – ۱۳۸۴

منبع :

سایت مرجع طب سنتی tandorostan.org

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۱-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

طب سوزنی چیست؟ فواید و خطرات طب سوزنی کدام اند؟

طب سوزنی (Acupuncture) یکی از اشکال، طب چینی بوده که قرن هاست برای درمان مشکلات مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. طب سوزنی براساس این نظریه استوار شده که انرژی (در طب سنتی چینی به انرژی چی/Chi می گویند)، در داخل و بیرون بدن و درون راههای که به آنها کانالهای انرژی می گویند جریان دارد. طب سوزنی شامل فروکردن سوزن های بسیار نازک در پوست و برروی نقاط استراتژیکی و حیاتی بدن می شود و بیشتر برای درمان درد مورد استفاده قرار می گیرد.

پزشکان طب سوزنی کار معتقداند زمانی فرد بیمار می شود که چیزی مسیر حرکت انرژی (chi) را بلوکه کرده و یا تعادل آن را برهم زده باشد. آنها معتقداند طب سوزنی کمک می کند که مسیر بلوکه شده برداشته شود و یا تعادل انرژی در بدن به شکل اول برگردد. برخلاف این نظر، بیشتر پزشکان غربی معتقداند که طب سوزنی با فشار برروی نقاط خاص باعث تحریک اعصاب، ماهیچه ها و بافت های همبند می شود. این تحریک ها باعث افزایش ترشح مسکن های طبیعی بدن و  همچنین افزایش جریان خون در بدن می شود.

(بیشتر…)

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۱-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

کلکسیون شخصی آقای حافظ نظری

گالری شخصی

کلکسیون شخصی آقای نظری

کلکسیون شخصی حافظ نظری

کلکسیون

کلکسون شخصی آقای نظری

کلکسیون

کلکسیون شخصی

کلکسیون خانگی

کلکسیون خانگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۱-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

مرتضی صمیمی فرد

کلکسیونر مرتضی صمیمی فرد

مرتضی صمیمی فرد

   

      آقای مرتضی صمیمی فرد متولد ۱۳۵۷ از شهر زنجان.

    نامبرده از کودکی علاقمند به اشیاء تاریخی داشته و دارای سابقه چندین ساله در زمینه های مختلف مجموعه داری که موجب گردآوری کلکسیون های بی نظیر در کشور گردیده است.

    مرتضی صمیمی فرد گرچه جوان بوده ولی توانسته است باهزینه شخصی خود نزدیک به هفت سال بامشارکت سازمان میراث فرهنگی اقدام به تاسیس موزه خصوصی نموده و در طی این سالها قریب ششصدهزارنفر از مجموعه ایشان بازدید نموده اند .

    اشیاء مجموعه های وی شامل : اسکناسهای ایرانی و خارجی ، سکه و مدال ، تمبر ، روزنامه ، ادوات نظامی ، کتب ونسخ خطی ، عکس ها و مهر و اشیاء قدیمی ، قفل و کبریت و ادوات پزشکی می باشد.

   صمیمی فرد علاوه بر مجموعه فوق دارای کلکسیون بی نظیر از گونه های جانوری تاکسیدرمی شده و گونه های گیاهی و کانی ها و سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی و فسیل با قدمت میلیون ها سال قبل می باشد.

   نامبرده عضو انجمن مجموعه داران بوده و دارای مجوز مجموعه داری از سازمان میراث فرهنگی می باشد،نام ایشان در ردیف مجموعه داران مشهور ایران آورده شده است.

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۰-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

دعاهای مخصوص سحرهاى ماه رمضان مى‏خواندند:
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ بَهَائِکَ بِأَبْهَاهُ وَ کُلُّ بَهَائِکَ بَهِیٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِبَهَائِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ جَمَالِکَ بِأَجْمَلِهِ وَ کُلُّ جَمَالِکَ جَمِیلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِجَمَالِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ جَلالِکَ بِأَجَلِّهِ وَ کُلُّ جَلالِکَ جَلِیلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِجَلالِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عَظَمَتِکَ بِأَعْظَمِهَا وَ کُلُّ عَظَمَتِکَ عَظِیمَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعَظَمَتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ نُورِکَ بِأَنْوَرِهِ وَ کُلُّ نُورِکَ نَیِّرٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِنُورِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ رَحْمَتِکَ بِأَوْسَعِهَا وَ کُلُّ رَحْمَتِکَ وَاسِعَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِرَحْمَتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ کَلِمَاتِکَ بِأَتَمِّهَا وَ کُلُّ کَلِمَاتِکَ تَامَّهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکَلِمَاتِکَ کُلِّهَا.
خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق زیباترین مرتبه از زیبایى‏ات،و همه مراتب زیبایى‏ات زیباست،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه‏ مراتب زیبایى‏ات.خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق نیکوترین مرتبه از جمالت،و همه مراتب جمال تو نیکوست،خدایا از تو درخواست‏ مى‏کنم به حق همه مراتب جمالت.خدا از تو درخواست مى‏کنم به حق برجسته‏ترین مرتبه از جلالت،و همه مراتب جلال تو برجسته است‏ خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب جلالت.خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق بالاترین مرتبه از عظمتت،و همه مراتب‏ عظمتت عظیم است،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب عظمتت.خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق نورانى‏ترین‏ مرتبه از نورت،و همه مراتب نور تو نورانى است،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب نورت.خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق گسترده‏ترى‏ مرتبه از رحمتت،و همه مراتب رحمتت گسترده است،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب رحمتت.خدایا از تو درخواست‏ مى‏کنم به حق کامل‏ترین مرتبه از مراتب کلمات،و همه مراتب کلماتت کامل است،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب کلماتت.
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ کَمَالِکَ بِأَکْمَلِهِ وَ کُلُّ کَمَالِکَ کَامِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکَمَالِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ أَسْمَائِکَ بِأَکْبَرِهَا وَ کُلُّ أَسْمَائِکَ کَبِیرَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِأَسْمَائِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عِزَّتِکَ بِأَعَزِّهَا وَ کُلُّ عِزَّتِکَ عَزِیزَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعِزَّتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مَشِیَّتِکَ بِأَمْضَاهَا وَ کُلُّ مَشِیَّتِکَ مَاضِیَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَشِیَّتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ قُدْرَتِکَ بِالْقُدْرَهِ الَّتِی اسْتَطَلْتَ بِهَا عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ کُلُّ قُدْرَتِکَ مُسْتَطِیلَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِقُدْرَتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عِلْمِکَ بِأَنْفَذِهِ وَ کُلُّ عِلْمِکَ نَافِذٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعِلْمِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ قَوْلِکَ بِأَرْضَاهُ وَ کُلُّ قَوْلِکَ رَضِیٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِقَوْلِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مَسَائِلِکَ بِأَحَبِّهَا إِلَیْکَ وَ کُلُّهَا [وَ کُلُّ مَسَائِلِکَ‏] إِلَیْکَ حَبِیبَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَسَائِلِکَ کُلِّهَا.
خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق کامل‏ترین مرتبه از کمالت و همه مراتب کمالت کامل است،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب کمالت.خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق بزرگ‏ترین مرتبه از نامهایت،و همه مراتب نامهایت بزرگ است،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب نامهایت‏ خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق عزیزترین مرتبه از عزّتت و همه مراتب عزّتت عزیز است،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب عزتت‏ خدایا از تو درخواست میکنم به حق نافذترین مرتبه اراده‏ات و همه مراتب اراده‏ات نافذ است خدایا از تو درخواست میکنم به حق همه مراتب اراده‏ات‏ خدایا از تو درخواست میکنم به حق قدرتت که بر همه موجودات احاطه دارد و همه قدرتت بر تمام موجودات احاطه دارد خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب قدرتت،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق نافذترین مرتبه از مراتب علمت و همه مراتب علمت نافذ است، خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب علمت.خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق پسندیده‏ترین مرتبه از گفتارت،و همه مراتب گفتار تو پسندیده است‏ خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب گفتارت،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق محبوبترین مرتبه از خواسته‏هایت نزد تو،و همه مراتب خواسته‏هایت محبوب است‏ خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب خواسته‏هایت.
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ شَرَفِکَ بِأَشْرَفِهِ وَ کُلُّ شَرَفِکَ شَرِیفٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِشَرَفِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ سُلْطَانِکَ بِأَدْوَمِهِ وَ کُلُّ سُلْطَانِکَ دَائِمٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِسُلْطَانِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مُلْکِکَ بِأَفْخَرِهِ وَ کُلُّ مُلْکِکَ فَاخِرٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمُلْکِکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ عُلُوِّکَ بِأَعْلاهُ وَ کُلُّ عُلُوِّکَ عَالٍ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعُلُوِّکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ مَنِّکَ بِأَقْدَمِهِ وَ کُلُّ مَنِّکَ قَدِیمٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَنِّکَ کُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ آیَاتِکَ بِأَکْرَمِهَا وَ کُلُّ آیَاتِکَ کَرِیمَهٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِآیَاتِکَ کُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَا أَنْتَ فِیهِ مِنَ الشَّأْنِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ أَسْأَلُکَ بِکُلِّ شَأْنٍ وَحْدَهُ وَ جَبَرُوتٍ وَحْدَهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَا تُجِیبُنِی [بِهِ‏] حِینَ أَسْأَلُکَ فَأَجِبْنِی یَا اللَّهُ.
خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق شریف‏ترین مرتبه از شرفت،و همه مراتب شرف‏ تو شریف است،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب شرفت.خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق پایدارترین مرتبه از سلطنتت‏ و همه مراتب سلطنت تو پایدار است،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق مراتب سلطنتت.خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق باافتخارترین مرتبه از فرمانروایى‏ات و همه مراتب فرمانروایى‏ات با افتخار است،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب فرمانروایى‏ات.خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق‏ برترین مرتبه از برترى‏ات و همه مراتب برترى‏ات برتر است،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب برترى‏ات.خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق دیرینه‏ترین‏ مرتبه از کرمت،و همه مراتب کرمت دیرینه است،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب کرمت.خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق گرامى‏ترین‏ مرتبه از نشانه‏هایت،و همه مراتب نشانه‏هایت گرامى است.خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق همه مراتب نشانه‏هایت.خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق‏ آنچه از جاه و جبروت که در آنى،و از تو مى‏خواهم به حق هر جاه به تنهایى و به حق هر جبروت به تنهایى،خدایا از تو درخواست مى‏کنم به حق آنچه اجابت مى‏کنى مرا به آن هنگامى که از تو درخواست مى‏کنم پس مرا اجابت کن اى خدا.
آنگاه هر حاجت که دارى‏ از خدا بخواه،که به یقین براورده خواهد شد.

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۹-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش
به گزارش فارس، عکسی که سال‌ها بر روی صفحه ویندوز xp وجود داشت، ‌برخلاف تصور خیلی از افراد، فتوشاپ نیست، بلکه یک عکس واقعی است که به گفته عکاسش، حتی هیچگونه دستکاری فتوشاپی هم نشده است.
چارلز اُ-ریر، عکاس آمریکایی موسسه نشنال جیوگرافیک، در ۲۴ جون سال ۱۹۹۶، این عکس را از تاکستان‌های حاشیه جاده فرمانت، در دره سونوما در شمال کالیفرنیا گرفت.
در سال ۲۰۰۱ وقتی ویندوز اکس پی معرفی شد، این عکس هم بخشی از پروژه تبلیغاتی این سیستم عامل بود.
  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۸-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

یک معمار ، یک فرد آموزش دیده در برنامه ریزی، طراحی و نظارت بر ساخت و ساز ساختمان است، عملکرد یک معمار که به آن معماری گویند به معنای پیشنهاد یا ارائه خدمات حرفه ای در ارتباط باطراحی و ساخت ساختمان یا گروهی از ساختمانها ست و یا فضایی در اطراف سایت ساختمان که هدف عمده آن اشغال یا استفاده توسط انسان است.از نظر وازه شناسی واژه معمار از واژه لاتین architectus مشتق شده است که خود آن از واژه arkhitekton اقتباس شده است

در واقع معمار، مانند همه افراد دیگر، تخیلاتی دارد ولی با این تفاوت که می‌تواند این تخیلات خود را به عرصه ظهور برساند. تفاوت معماران نیز در قدرت تخیل، و همچنین توانایی آنان برای تحقق بخشیدن به آن است. معماری علمی است که با تکیه بر مضامین علمی و حرکت در مسیرخلاقیت هنری سعی در بهبود شرایط زندگی برای آحاد جامعه دارد و در واقع یک معمار، باید در تمامی زمینه‌های علمی و هنری خبره باشد تا بتواند اثری در خور توجه از خود بجا بگذارد.

از نظر حرفه ای تصمیمات یک معمار می تواند بر امنیت عمومی تاثیر بگذارد و در نتیجه معمار باید تحت آموزش های تخصصی شامل آموزش پیشرفته و عملی (کارآموزی) برای کسب مجوز تجربه عملی قرار بگیرد.الزامات عملی، فنی، و علمی برای تبدیل شدن به یک معمار، صلاحیت این دادگاه ها متفاوت است.(پایین را ببینید) واژه معمار و معماری نیز در رشته های معماری منظر، معماری دریایی و اغلب فن آوری اطلاعات (برای مثال یک معمار نرم افزار) ها استفاده می شود. در بسیاری از حوزه های قضایی، حرفه ای و تجاری جهان استفاده می شود از اصطلاح “معمار”، در خارج از واریانت های مربوط به ریشه لغات ذکر شده، از نظر قانونی محافظت شده است.

معماری در عمل

معماری کسب و کاریست که در آن دانش فنی، مدیریت، و درک درست کسب و کارهمپایه طراحی مهم می باشد.یک معمار ماموریتی از مشتری را میگیرد؛ این ماموریت ممکن است شامل تهیه گزارش امکان سنجی، ساخت ممیزی، طراحی یک یاچندین ساختمان سازه ها، و فضاهای میان آنها باشد.معمار در توسعه لوازمی که مشتری ها از ساختمان می خواهند شرکت می کند.در طول پروژه (برنامه ریزی به تصرف)، معمار تیم طراحی را هماهنگ مینماید مهندسان سازه، مکانیکی، الکتریکی و متخصصان دیگر، توسط معمار مشتری و یا معمار سپرده می شوند، که باید اطمینان حاصل شود که کار هماهنگ برای ساخت طرح است.

نقش طراحی

معمار استخدام شده توسط یک مشتری برای ایجاد یک مفهوم طراحی است که مطابق با الزامات که مشتری مسئول است و امکانات لازم و مناسب را برای استفاده وی فراهم کند کلکسیون طراحی.

نقش سند نویسی

معماران اسناد فنی و یا اسناد “کارگر” (نقشه های ساخت و ساز و مشخصات)، را آماده می کنند که معمولا هماهنگ و مکمل است با کار انواع تخصص ها [به عنوان مثال، با تخصص های متنوع مثل مهندسین مکانیکی، لوله کشی، برق، عمران، سازه، و غیره.] و برای خدمات ساختمان و برای اخذ مجوز (اجازه توسعه و ساختمان) که نیازند است به انطباق با ساختمان، زمین لرزه، و مربوط به مقررات فدرال و محلی می باشد.

نقش ساخت

معماران به طور معمول پروژه رابه مناقصه از طرف مشتریان خود قرار می دهند.

عمل و تخصص های جایگزین

در دهه های اخیر ما شاهد افزایش تخصص های درون این حرفه بوده ایم. معماران بسیاری بر انواع پروژه های خاصاز قبیل (مراقبت های بهداشتی، خرده فروشی، خانه های عمومی و مهارت های فنی و یا روش های تحویل پروژه) متمرکز شده اند.

معماران برجسته

از معماران برجسته ایرانی می‌توان از:هوشنگ سیحون-سیدهادی می‌رمیران- آرشیتکت رضا یوسفی – آرشیتکت سحر کریمی – آرشیتکت حسین امانت – آرشیتکت کوروش فرزامی – آرشیتکت عبدالحمید اشراق – آرشیتکت عبدالعزیز فرمانفرمائیان – آرشیتکت داراب دیبا – آرشیتکت فرامرز شریفی – آرشیتکت کامران دیبا – محسن فروغی – صارمی- منوچهر مزین- محمدرضا سپهرزاد- بهرام شیردل- رضا دانشمیر – مهندس آرمین دانشگر -فریار جواهریان – مرتضی صدیق – ایرج کلانتری-حسین احمد یزدی و… نام برد که برخی از ایشان هم اکنون در قید حیاتند.

سبکهای معماری

از سبک‌های معماری هم می‌توان سبک‌های زیر را نام برد که هر معمار در ابتدا برای خود سبکی را انتخاب و طرح‌هایش را طبق ایدئولوژی همان طرح‌ها گرایش می‌داد. البته لازم به ذکر است برخی از معماران در طول زمان سبک‌های آنان تغییر کرده و یا هم زمان به چند سبک طرح می‌زدند. الف) سبک‌های غربی که در حال حاضر بسیار رواج دارد مدرن پست مدرن‌های تک (تکنولوژی بالا) اکو تک (تکنولوژی با حداکثر استفاده از منابع ارگانیک) پرش کیهانی دیکانستراکشن و….

ب) سبک‌های غربی که در گذشته بسیار رواج داشت و پله‌ای برای سبک‌های کنونی شد فوتوریسم باروک نئو باروک گوتیک و….

ج) سبک‌های یونانی دوریک یونیک کرنتی و….

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۸-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش