کلکسیون کلکسیونرهای جهان - انجمن مجموعه داران ایران
Ad
Ad

آمار

بزرگ ترین کلکسیونر کفش در دنیا

 
“دارلین فلین” زن آمریکایی ساکن کالیفرنیا آمریکا بزرگ ترین کلکسیونر کفش در دنیا است. وی ۱۶۴۰۰ جفت کفش دارد
بزرگترین کلکسیونر کفش در جهان

بزرگترین کلکسیونر کفش در جهان

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۹-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

کلکسیونر پوسترهای سیاه و سفید

 

بوریس برومجاک از جمله کلکسیونرهای هنری آلمان است که طی سالیان متمادی،اقدام به جمع آوری پــوسترهای سیاه و سفید بر پایه تایپو گرافی کرده است. وی یکی از افراد تأثیرگذار در هنر گرافیک آلمان می‌باشد. موضوعی که به گفته خودش بیش از ده سال است که عاشق آن شده است. بوریس می‌گوید:« خیلی‌ها معتقدند کسانی که کلکسیون جمع آوری می‌کنند دیوانه‌اند! و من هم گاهی اوقات فکر می‌کنم که واقعاً دیوانه‌ام .» وی از انگیزه‌ها و مشوق‌های درونی‌اش درباره جمع آوری پوسترهایش چنین می‌گوید:« چیزی که من را در طولانی مدت خوشحال می‌کرد توسعه‌ی تدریجی پوسترهایم بود. ضمن اینکه در طول سفرهایم افراد بسیار دوست داشتنی و جالبی را در جاهای مختلف ملاقات می‌کردم و با آنها درباره ایده ها و علایقم صحبت می‌کردم. البته آنچه به من بیشترین لذت را به عنوان یک کلکسیونر می‌دهد این است که شخصاً می‌توانستم اقدام به جمع آوری پوستر از طراحان و صاحبانشان بنمایم.» البته موریس اذعان می‌کند که  انگیزه‌اش در طول این سال‌ها  در نوسان بوده و باید بارها و بارها به انحاء مختلف برای خودش ایجاد انگیزه می‌کرده است. وی اخیراً با برگزاری نمایشگاهی از مجموعه پوسترهایش در آلمان، اشیاق و علاقه شدیدخود را به جمع آوری پوستر‌های سیاه و سفید برای عموم به نمایش گذاشته بود. خودش درباره این نمایشگاه گفته بود:« با اولین نمایشگاه درLucerne پوسترهای من از نور روز و هوای تازه لذت بردند و در جایی قرار گرفتند که به آن تعلق دارند. ضمن اینکه خودم هم برای اولین بار صدها ایده‌ی مورد علاقه‌ام را بصورت یک‌جا می‌دیدم. » این نمایشگاه تنها شامل آنچه که من به‌ آن عشق می‌ورزم بود و نه هیچ چیز دیگر.

 027_1 030_1
070_1 075_1 078_1
086_1 088_1 090_1 094_2 097_1 102_2 
109_1 
114_1

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

کلکسیونر جعبه‌های پیتزا به کتاب گینس راه یافت

 برای اغلب مردم، کلکسیون معمولا با جمع‌آوری تمبرها، سکه‌ها و اشیای باارزش معنا پیدا می‌کند اما برای «اسکات وینر» شهروند ساکن نیویورک جمع‌آوری کلکسیون مفهوم دیگری دارد چرا که وی با جمع‌آوری جعبه‌های پیتزا، صاحب بزرگترین کلکسیون این جعبه‌ها شده است.مسئولان ثبت رکوردهای جهانی گینس در آستانه نهمین سالگرد انتشار کتاب رکوردهای جهانی گینس، با تایید خبر فوق «اسکات وینر» را دارنده بزرگترین کلکسیون جعبه‌های پیتزا معرفی کرده و رکورد گینس را به وی اعطا کردند.

به گزارش پایگاه اینترنتی گاتهامیست، «اسکات وینر» در این رکورد تعداد ۵۹۵ جعبه مختلف پیتزا را که از ۴۵ کشور مختلف جهان گردآوری کرده به نمایش گذاشت. وی از سال ۲۰۰۸ میلادی شروع به جمع‌آوری این جعبه‌ها کرد.

وی همچنین برای اینکه بتواند یک جعبه پیتزا به قطر ۱۳۷ سانتیمتر را به‌ دست آورد همراه با برادرش مجبور به پرداخت ۲۰۰ دلار شده تا آن را از لس‌آنجلس برایشان ارسال کنند.

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

شاهکار مونه در چمدان کلکسیونر مُرده

1409997613889_SUB-07GURLITT-tmagSF.jpg

یکی از تابلوهای «کلود مونه»، نقاش بزرگ فرانسوی در چمدانی متعلق به یک مجموعه‌دار معروف آثار هنری کشف شد خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، «کورنلیوس گورلیت»، مجموعه‌دار معروف آلمانی چند ماه پیش درگذشت، اما چمدانی که در بیمارستان جا گذاشت شامل یکی از تابلوهای دیده نشده از کلود مونه است این اثر هنری به مسئولین بنیاد «گورلیت» سپرده شده و کارشناسان در حال بررسی قدمت آن هستند. کارشناسان قصد دارند بدانند آیا این تابلو جزو کارهایی است که در زمان جنگ جهانی دوم توسط نیروهای نازی دزدیده شده یا نه.گورلیت ماه می در سن ۸۱ سالگی در بیمارستان درگذشت. وی مجموعه‌ای از یک هزار و ۲۸۰ اثر هنری را در آپارتمان خود در شهر مونیخ پنهان کرده بود. گورلیت این مجموعه ارزشمند را از پدرش به ارث برده بود که به عنوان دلال با نیروهای نازی معامله می‌کرد.

مقامات آلمانی سال ۲۰۱۲ به جرم فرار از مالیات وارد خانه گورلیت شدند و این تابلوهای ارزشمند را مصادره کردند. آثار «پیکاسو»، «ماتیس» و «چگال» در میان این نقاشی‌های کم‌نظیر به چشم می‌خورند.

به گزارش بی.بی.سی، هنوز مشخص نشده چرا گورلیت چمدان خود را در بیمارستان جا گذاشته است. قدمت این اثر تازه کشف شده به سال ۱۸۶۴ برمی‌گردد که شباهت بسیاری به تابلوی «منظره‌ای در سن-ادرس» مونه دارد.

کلود مونه بنیانگذار سبک امپرسیونیسم در نقاشی فرانسوی بود. اصطلاح امپرسیونیسم از یکی از نقاشی‌های او با عنوان «امپرسیون» نشات گرفته است . وی از سال ۱۹۱۴ به بعد در دوره‌ای طولانی به کشیدن چنین تابلوهایی پرداخت.

در ۱۹۲۱ مجموعه‌ای از کارهایش مورد قبول دولت واقع گردید و موزه‌ی «نارنجستان» پاریس برای نگهداری آن‌ها بازسازی شد. مونه مهم‌ترین نماینده‌ی امپرسیونیسم به شمار می‌رود. آثار زیادی از وی به جای مانده است و در بسیاری از نگارخانه‌های مهم دنیا از آن‌ها نگهداری می‌شود که مهم‌ترین آن‌ها مجموعه «نیلوفرهای آبی» است که خلقش بیش از یک دهه از عمر این هنرمند را به خود اختصاص داد.

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

دفترچه خاطرات هیتلرجعل بزرگ قرن ۲۰

گورد هایدمن، خبرنگاری از مجله آلمانی Stern بود که علاقه زیادی به تاریخ آلمان نازی داشت. در یکی از روز های پاییز ۱۹۷۹، از هایدمن دعوت شد تا از نمایشگاه یک کلکسیونر خصوصی علاقمند به جنگ جهانی دوم، بازدید کند. در این نمایشگاه همه چیز وجود داشت، از نامه‌های محرمانه گرفته تا بعضی از نقاشی‌های هیتلر ولی چیزی که توجه هایدمن را جلب کرد دفترچه سیاه‌رنگی بود که صاحبش ادعا می‌کرد یکی از دفترچه‌های خاطرات آدولف هیتلر است.
صراط:، هایدمن شوکه شده بود. تا آن زمان هیچ‌کس حرفی از دفترچه خاطرات هیتلر نزده بود. افکار و احساسات درونی رهبر حزب نازی همیشه برای مورخان معما باقی مانده بودند. هایدمن می‌دانست که این کشف می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین کشفیات قرن بیستم باشد و اگر او بقیه این دفترچه خاطرات را به دست بیاورد، به بزرگ‌ترین خبرنگار قرن تبدیل می‌شود. ولی او می‌بایست اول صحت دفترچه را ثابت کند.

صاحب نمایشگاه ادعا می‌کرد که قرار بوده در پایان جنگ، این دفترچه خاطرات همراه با سایر وسایل شخصی هیتلر با هواپیما به مقر متحدین منتقل بشود اما هواپیما در روستای بورنرزدورف سقوط کرده است. هایدمن به روستای بورنزدورف سفر کرد تا ببیند این داستان حقیقت دارد یا نه. بر اساس گزارشات قدیمی واقعا در سال ۱۹۴۵ یک هواپیما در روستا سقوط کرده بود. همین طور هایدمن مطلع شد که ۲۷ جلد دیگر از دفترچه خاطرات هیتلر، در دست شخصی به نام دکتر فیشر است.

هایدمن موضوع را با روسایش در مجله Stern در میان گذاشت و آنها را تشویق کرد تا تمام دفترچه‌ها را بخرند. بالاخره هایدمن دکتر فیشر را پیدا کرد و دکتر فیشر هم حاضر به فروش دفترچه‌ها شد. مجله Stern، مدت ۱۸ ماه را صرف جمع‌آوری تمام دفترچه‌ها کرد. به طرز عجیبی هر چه قدر که مجله مشتاق خرید می‌شد، دفترچه‌های بیشتری پیدا می‌شدند! بالاخره در سال ۱۹۸۱ مجله ۶۲ جلد از دفترچه‌های خاطرات هیتلر را که بین سال‌های ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ نوشته شده بودند، به قیمت ۹٫۹ میلیون مارک (تقریبا ۴ میلیون دلار) خریداری شد.

اما قبل از انتشار داستان، صاحبان مجله باید به طور قطع از واقعی بودن دفترچه‌ها مطمئن می شدند. به خاطر مخفی نگه داشتن موضوع، کلا سه آزمایش روی دست‌خط هیتلر انجام شدند. هر سه آزمایش نشان دادند که دست‌خط دفترچه‌ها با دست‌خطر هیتلر کاملا مطابقت دارد.

بالاخره مجله Stern در ۲۵ آوریل سال ۱۹۸۳ داستان پیدا شدن دفترچه خاطرات هیتلر را منتشر کرد. روی جلد مجله تصویر یکی از همین دفترچه‌های سیاه‌رنگ چاپ شده بود و تیتر “دفترچه خاطرات هیتلر کشف شد” روی آن نوشته شده بود. روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های مختلفی از سراسر دنیا با Stern تماس گرفتند و خواستار خریدن حق و حقوق چاپ دفترچه خاطرات بودند. به نظر می‌رسید که مجله Stern قرار است به یکی از ثروتمندترین مجله‌های دنیا تبدیل شود!

اما بسیاری از مورخان حتی قبل از خواندن دفترچه‌ها به صحت آن شک داشتند. هیچ‌کس از نزدیکان هیتلر، حتی منشی شخصی‌اش، هرگز این دفترچه‌ها را ندیده بود و در گزارشات متعلقات هیتلر هم نامی از آنها برده نشده بود. بعد از منتشر شدن دفترچه‌ها، خیلی‌ها متوجه شدند که بسیاری از اتفاقات دفترچه خاطرات با واقعیات تاریخی مطابقت ندارند.

بالاخره دولت آلمان غربی مداخله کرد و آزمایشات مختلفی روی کاغذ، چسب و جوهر استفاده شده انجام داد. معلوم شد که همه مواد اولیه دفترچه بعد از جنگ جهانی دوم و بعد از مرگ هیتلر تولید شده‌اند و از زمان نوشته شدن متن تنها چند سال می‌گذرد. دفترچه‌هایی که مجله Stern میلیون‌ها فرانک صرف خرید آنها کرده بود، تقلبی بودند!

تحقیقات نشان داد که نام اصلی دکتر فیشر در اصل کانرد کوجو بوده است. کانرد کوجو فردی بود که با جعل کردن مقادیر زیادی از نامه‌ها و مدارک دوران آلمان نازی، ثروت کوچکی برای خودش رقم زده بود. بالاخره معلوم شد که چرا تست دست‌خط هیتلر تقلبی بودن دفترچه‌ها را نشان نداده بود. مجله Stern برای تست از یکی از نامه‌های جعلی کوجو استفاده کرده بود!

هایدمن و کوجو دستگیر شدند و هر کدام به چهار و نیم سال زندان محکوم شدند. کوجو ادعا کرد که هایدمن از تقلبی بودن دفترچه‌ها خبر داشته و بیشتر ۹٫۹ میلیون مارک را بالا کشیده است اما هایدمن می‌گفت که اصلا از جعلی بودن آنها خبر نداشته و تمام ۹٫۹ میلیون مارک را به کوجو داده است. به هر حال بیشتر این پول به دست صاحبان مجله Stern بازنگشت. شاید اگر کمی اشتیاق خود را کنترل می‌کردند و آزمایشات بیشتری انجام می‌دادند، نه تنها این همه پول از دست نمی‌دادند، بلکه آبروی مجله را هم نمی‌بردند!

 
منبع: مشرق
  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

هدیه باستانی آمریکایی‌ها به ایران ۱۴ سال قدمت دارد!

بازهم ناصداقتی از طرف امریکایی ها

بر اساس تحقیقات یک متخصص امور اشیای عتیقه آمریکایی و کارشناس موزه مترو پلیتن، شیردال اهدا شده از سوی دولت آمریکا به ایران در جریان سفر اخیر رئیس جمهور وهمراهانش به نیویورک، در سال ۱۹۹۹ میلادی ساخته شده و به دلیل تقلبی بودن آن، توسط وزارت امنیت داخلی آمریکا توقیف شده بود.
صراط: شیردال جامی مرکب از چند حیوان است که در جریان سفر رئیس جمهور به نیویورک، به رئیس سازمان میراث فرهنگی اهدا شده بود. پس از آن محمدعلی نجفی، در جمع خبرنگاران از آن رونمایی کرد و گفت که احتمال دارد این جام ۲۷۰۰ سال قدمت داشته باشد بنابراین باید برای بررسی تاریخ دقیق ساخت آن، کارشناسان ایرانی تحقیقات بیشتری انجام دهند. همان روز پایگاه خبری هنری نیوز در گفتگویی با شهرام زارع، یکی از باستان شناسان کشور، اعلام کرد که این شی تقلبی است. با این حال مسئولان سازمان میراث فرهنگی عنوان کردند اصل و فرع بودن این شی اهمیتی ندارد. مهم حسن نیتی است که آمریکاییها نشان داده اند اما کارشناسان ایرانی می گویند از آنجا که اشیای تاریخی زیادی از ایران در آمریکا وجود دارد، این حسن نیت می توانست با اهدای یک شی اصل نشان داده شود.

محمد بهشتی مشاور ارشد سازمان میراث فرهنگی نیز بر این باور است که”آمریکایی ها موظف به بررسی اصل و یا تقلبی بودن این شی نبوده و نیستند. همانطور که هنگام اهدای اشیای توقیف شده افغانستان به مسئولان این کشور، ایران بررسی نکرد که کدامیک از آنها اصل و کدام یک تقلبی بوده است.”

با این حال نیم نگاهی به مقاله منتشر شده متخصص امور اشیای عتیقه در موزه متروپلیتن نشان می دهد که تقلبی بودن این شی قبلا تایید شده است و شاید بهتر بود که همان روز اول مسئولان سازمان میراث فرهنگی اظهار نظری درباره تاریخی بودن این شی نمی کردند و پیش از هر گفتگویی اولویت ها در مناسبات میان کشورها را توضیح می دادند. اما سایت “تبلت مَگ”، در مطلبی به نقل از یک کارشناس اشیای عتیقه به بررسی تقلبی بودن شیردال پرداخته است.

بر اساس مقاله مستدلی که به تازگی توسط اسکار وایت ماسکارلا موزه دار بازنشسته موزه هنر متروپولیتن منتشر شده، آمده است که بر اساس تجربه ده‎ها سال کار نویسنده، تعداد زیادی -حتی هزاران- هنرهای دستی و عتیقه‎هایی که در موزه‎های سراسر دنیا از خاور نزدیک به نمایش گذاشته شده است، تقلبی هستند.

 در بخشی از این گزارش با چاپ تصویر شیردالی که به ایران “اهدا” شد آمده است:

به تازگی جام شیردال از نقره و جعلی با هوشمندی به سه قیف مجهز شده است که یکی از  این سه قیف از نظر باستانی در جای نامربوطی قراردارد، اما در جهان( جهان هنر) مدرن درست است. این یک تلاش ناموفق توسط خالق مدرن ( سازنده شی تقلبی) است تا آن را شبیه به اشیاء قدیمی ایرانی کند (احتمالاً مربوط به اکتشاف از غار کلماکره ایران). وی در این زمینه موفق شد، اما بیشتر شبیه به (هنر) ایرانی مدرن شده است. این شیردال که به قیمت یک میلیون دلار توسط پائولا کسی -یکی از معتمدان هنری موزه متروپولیتن- خریداری شده بود، توسط وزارت امنیت داخلی آمریکا (به دلایل فنی قانونی) توقیف شد و بعد از آن، پول خرید توسط فروشنده (H. Aboutaam) بازگردانده شد.

در ادامه این مطلب آمده است: این شیء که توسط وزارت خارجه آمریکا نیز ادعا شده بود که ۲۷۰۰ ساله است، تقلبی و مربوط به ۱۹۹۹ بوده است. شیردال برای اولین بار در گالری اشیاء ایرانی در ژنو دیده شده بود و در سال ۲۰۰۲ توسط یک کلکسیونر متمول نیویورکی -که یکی از معتمدان موزه متروپولیتن است- خریداری شد.

وی که از اصالت آن اطمینان نداشت، موقع خرید از دلال مربوطه مدارک شیردال را درخواست کرده بود که در پاسخ گزارشی دریافت کرد که سه متخصص تایید می کردند این شیء مربوط به ۷۰۰ سال قبل از میلاد مسیح و کشف شده در غرب ایران است.

اما هنگامی که شیردال در سال ۲۰۰۳ به نیویورک آورده شد، دلالان ایرانی- سوئیسی توسط وزارت امنیت داخلی آمریکا به جرم تقلب در تعیین منشا عتیقه‎ها دستگیر شد. یکسال بعد وی اعتراف کرد به دروغ گفته است که شیردال مربوط به سوریه بوده درحالی که این شی متعلق به ایران است. وی به همین دلیل به یکسال تعلیق و ۵ هزار دلار جریمه محکوم شد. خریدار که همان پائولا بود، پول خود را پس گرفت و شیء توقیف شد.

شیردال تا پاییز امسال در انبار کوئینز (انبار وزارت امنیت داخلی آمریکا) قرار داشت. این شیء از دسترس محققین خارج شده بود و تنها یک عکس از آن موجود بود که ماسکارلا را به این نتیجه رساند که این شی تقلبی است.

در این مقاله آمده است: “هر کسی که آشنایی سطحی با هنر باستان خاور نزدیک یا مشابه با آن را داشته باشد، با اولین نگاه به اصل بودن شیردال مشکوک می شود.”

 
منبع: مهر
  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش
استاد نقاش و مجسمه‌ساز گفت: اساتید به ما یاد دادند برای آموختن هنر باید دوزانو در خدمت استاد نشست و تلمذ کرد؛ آنچه امروز کمتر در دانشگاه های ما دیده می شود.

گلایه استاد نقاش از نحوه آموزش هنرجو‌ها

 

وقتی در عکس‌ها هیبت پرمحاسن او را دیده بودم، فکر می‌کردم از آن دست هنرمندانی است که اصطلاحا برای مصاحبه با خبرنگاران، سخت راه می‌دهد.

 
با همین تصور خام گوشی تلفن را برداشتم و با نا امیدی تقاضای مصاحبه با او را مطرح کردم. حتی آن روز هم متوجه نشدم، اما وقتی روز مصاحبه فرا رسید، احساس کردم با هنرمندی خوش اخلاق طرف هستم. همین باعث شد اواسط مصاحبه به قدری با او احساس راحتی کنم که حتی گاهی جاها به او بگویم حرف هایش کلی است و از این به بعد طوری به سوالاتم جواب دهد که بتوانم حداقل تیتر مصاحبه ام را استخراج کنم.

تاها بهبهانی از هنرمندان پیشکسوت و از بزرگان نقاشی و مجسمه سازی کشور است که وقتی مصاحبه با او تمام شد، از شخصیت او دو چیز در ذهنم ماند؛ نخست صبوری و دوم بزرگی هنرمندانی که به نسلی غیر از نسل من تعلق دارند. او سال ۱۳۲۶ در تهران متولد شده و نزدیک ۴۰ سال است به پرندگان روی بوم های نقاشی و فلزات مجسمه ها جان می بخشد. آثار او همچنان که در این مصاحبه خواهید خواند، لبریز از مضامین عرفانی است. این مضامین عرفانی از علاقه بی حد و حصر بهبهانی به ادبیات کهن ایران سرچشمه می گیرد.

آثار این هنرمند پیشکسوت در کلکسیون ۵۵ مجموعه دار در نقاط مختلف جهان نگهداری می شود. تاکنون سه فیلم هم از زندگی و آثار بهبهانی ساخته شده است. جلد اول کتاب «پرندگان تاها» شامل آثار این هنرمند از سال ۵۱ تا ۷۲ منتشر شده و جلد دوم آن نیز در دست انتشاراست.

درباره مسائل مختلفی در این گفت وگو با بهبهانی به صحبت پرداختیم. از آن روزهایی که در کودکی برای آموختن نقاشی به کلاس های شاگردان کمال الملک می رفت تا تغییرات دنیای هنر و نگاه امروز دنیا به هنر شرق. تاها بهبهانی در این مصاحبه بیش از هر چیز بر غنی بودن ادبیات کهن ایران و همچنین وطن دوستی اش تاکید کرد​ تا آن حد که گفت هیچ چیز را به طعم خوش مردن در ایران ترجیح نمی دهد.

در کارنامه هنری شما عناوینی همچون نقاش، مجسمه ساز، طراح صحنه، کارگردان تلویزیون و تئاتر به چشم می خورد. خودتان کدام یک از این زمینه ها را بیشتر دوست دارید؟

هنرها مثل حلقه زنجیر به هم متصلند و هنرمند به اقتضای زمان و مکان می تواند وسیله بیان خود را تغییر دهد. هنرمندی که به چند هنر متصل است، زمانی که می تواند با جمع کار دسته جمعی کند به آن سمت و سو می رود و زمانی که موقعیت اجتماعی ایجاب نمی کند کار هنری دسته جمعی داشته باشد، به کار فردی می پردازد. ​ در اصل قضیه تغییری نمی کند، بلکه زمان و مکان وسیله بیان را تغییر می دهد.

فکر می کنید خودتان با کدام یک از این هنرها بهتر توانسته اید حرفتان را بزنید؟

من برای هریک از این هنرها زحمت بسیار کشیده و سفرها کرده ام. همه آنها برای من قابل احترام و علاقه هستند، ولی تصور می کنم آنجا که بتوانم خودم به تنهایی این بار را به دوش بکشم راحت تر و آسوده ترم. برای همین این سی و اندی سال به نقاشی و مجسمه سازی روی آورده ام.

همان طور که خودتان بیان کردید، بیشتر شما را به عنوان نقاش و مجسمه ساز می شناسند. چرا اغلب نقاشان همدوره شما دستی هم در زمینه مجسمه سازی دارند و اتفاقا مجسمه سازان خوبی هم هستند؟

ما هنرآموزانی بودیم که باید مجسمه سازی را در کنار نقاشی یاد می گرفتیم. مجسمه سازی وارد بعد سوم می شود و شناخت بعد سوم کمک خوبی است برای درک بهتر نقاشی. آنجا که روی کاغذ طراحی می کنی، با دو بعد سر و کار داری و تخیل شما برای بعد سوم تربیت نشده است. مجسمه سازی نقش شما را به شکلی که طول و عرض و ارتفاع دارد و می شود دور آن چرخید، نمایش می دهد. اینجاست که هنرمند نقاش که مجسمه سازی هم می داند باید طرح اجرایی این نقش سه بعدی را هم بداند که در چه ارتفاعی و چه متریالی ساخته می شود.

باید بداند استحکام، قدرت و ماندگاری آن در برابر مسائل جوی چگونه باید باشد. در نتیجه وقتی درباره آتلیه داوینچی مطالعه می کنید، می بینید هم نقاش است، هم مجسمه ساز و هم معمار و کسانی که در آتلیه او کار می کردند با سنگ و سفال و کار روی شیشه و متریال های مختلف آشنا می شدند. در نتیجه اینجا هنرمند دیگر یک بعدی نیست، بلکه هنر را از زوایای مختلف و با متریال های مختلف عرضه می کند.

چرا نسل جوان نقاش، کمتر قابلیت ساخت مجسمه دار​د؟

با آن که امکانات ما شاید یک صدم امکانات جوانان امروز نبود، ولی انگیزه به وجود آوردن و خلق اثر با تمام تنگناها ما را وادار به کار می کرد، بی آن که در آن زمان بدانیم آینده چه می شود و چه بازاری در انتظار ماست. در حالی که امروز بازار کار هنر روشن است و تقاضا برای آثار خوب بسیار ولی بسیاری نمی خواهند رنج توام با لذت این آموختن را به خود بدهند. مجسمه سازی که طراحی نداند مثل آهنگسازی است که نت را نمی شناسد.

شما نقاشی را در مکتب شاگردان کمال الملک آموختید. از آن روزها بگویید. از فضایی که باعث شد شما در سیزده سالگی شاگرد ممتاز استاد علی اکبر نجم آبادی از شاگردان استاد کمال الملک شوید. چه کسی شما را برای شرکت در آن کلاس ها تشویق کرد؟

من در ده سالگی شاگرد پدرم دکتر بهبهانی، استاد دانشگاه و ادیب و خطیب بودم. پدرم به دلیل دوستی با استاد نجم آبادی که هر دو در دانشگاه تدریس می کردند، برای تعلیم نقاشی مرا نزد ایشان فرستاد. استاد با متانت، وقار و صبر و حوصله ای که از خصوصیات تمام شاگردان استاد کمال الملک بود، آنچه را که در توان داشتند با خلوص نیت به من آموختند.

بعدها نیز نزد استاد رفیع حالتی که از دانش آموختگان روسیه آن زمان بودند، مقدمات کار مجسمه سازی را آموختم. آنها به ما یاد دادند برای آموختن هنر باید دوزانو در خدمت استاد نشست و تلمذ کرد؛ آنچه امروز کمتر در دانشگاه های ما دیده می شود.

تدریس نقاشی از آن دوره تا امروز چه تغییراتی داشته است؟

تدریس نقاشی مثل تعلیم موسیقی است. همان طور که در موسیقی هنرجو باید نت و هارمونی و قواعد زیبایی شناسی در صدا و مابقی اصول و مبانی را بداند، نقاشی هم برای خود قواعدی دارد که به عنوان پایه کار همیشه ثابت است. مگر این که بخواهیم با وارد کردن عقاید سیاسی یا اجتماعی خاص، این روند را تغییر دهیم که نتیجه اش​بیراهه رفتن است.

شما که در مکتب نقاشان واقع گرا نقاشی آموختید، چطور بتدریج به سمت نقاشی انتزاعی سوق پیدا کردید؟

پیروان مکتب کمال الملک صرفا نقاشان واقع گرا بودند. در حالی که بعد از گذشت چند نسل شاید بتوانیم بگوییم کسانی که مکاتب جدید هنری را به این کشور وارد کردند همان شاگردان و هم​نسلان پیروان مکتب کمال الملک بودند که با تدریس در دانشگاه ها و هنرستان ها جنبش های جدید هنری را نیز معرفی کردند.

من مکاتب مختلف را تجربه کردم و البته هیچ وقت نقاش انتزاعی نبوده ام. من همواره خواسته ام یک هنرمند معناگرا باشم و همیشه از این که به هنر با دید فرمالیستی نگاه کنم، گریزان بوده ام و می توانم بگویم از هنر بی محتوا گریزانم. من همواره به مکتب سوررئالیسم علاقه داشتم و در دهه ۴۰ توانستم این مکتب را با چاشنی ادبیات عرفانی خودمان به عنوان مکتب متافیزیک سوررئالیسم مطرح کنم و تا امروز نیز در این مکتب پافشاری کردم و شاگردانی که تربیت کرده ام، بیشتر علاقه مندان ​ مکتب متافیزیک سوررئالیسم هستند که شاید جماعتی بالغ بر ۴۵۰۰ نفر می شوند.

آیا تصور نمی کنید​ هنر دنیا، امروز به سمت و سوی هنر انتزاعی می رود؟

امروز دنیا فکر نو می خواهد و کاری ندارد که این تفکر نو از کدام قاره یا کشور بیرون می آید. شما اگر صاحب فکر نو باشید همه دنیا طرفدار کار شماست. برای همین است که​ در بسیاری از موزه های دنیا بیشتر با تنوع هنر مواجهید تا آثار یک مکتب هنری خاص.

گویا در مجسمه سازی سبک شما متفاوت است و معمولا روش ویژه ای نسبت به دیگر مجسمه سازان دارید.

کار مجسمه سازی من با برنز است و کار با برنز پروسه ای است که شاید قدمتش به ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح می رسد. آنچه امروز ما به عنوان مجسمه های برنزی می سازیم، در آن سال ها شکل و قوام یافته است. کار مجسمه سازی امروز ایران با آنچه در اروپا یا آمریکا اتفاق می افتد، تفاوتی ندارد. مواد و آلیاژ کار همه یکسان است. حتی عیار آلیاژ ما یک عیار استاندارد شده است. آنچه می تواند کار ما را از دنیا متفاوت سازد، پشتوانه غنی فرهنگی و ادبی کشور ماست که در مقابل فرم حرف های تازه دارد. روش ساخت مجسمه در کارهای من همان ریخته گری برنز با خاک و ماسه است که در دنیا متداول است و تنها تفاوت کار من با آنها در نوع پوشش هایی است که روی برنز می نشیند.

به نظر می رسد طی تقریبا یک دهه اخیر توجه به اقتصاد هنر بیشتر شده است. به عنوان مثال در این سال ها شاهد حضور جدی ایران در حراج های منطقه ای بوده ایم یا در داخل کشور شاهد برگزاری چند دوره حراج تهران و اکسپو بوده ایم. به نظر شما چه عواملی در توجه به اقتصاد هنر نقش داشته و سبب شده قیمت آثار هنری رشد پیدا کند؟

من بیشتر اینها را در قالب یک جبر زمانی و مکانی می بینم. هنر ایران به دلیل ناآگاهی بسیاری از مسئولان در دوره های مختلف در یک انزوا و سرخوردگی فرو رفت. همین ناآگاهی باعث شد توجه بازارهای جهانی به هنر ایران با تاخیر چند دهه ای اتفاق بیفتد و اگر امروز به هنر ایران توجه می شود نتیجه استعداد درخشان، توان بالا، بردباری و شکیبایی هنرمندان بسیاری است که خون دل خورده اند تا بتوانند چنین بستری را برای آیندگان فراهم کنند.

باتوجه به استقبال حراج های منطقه ای مثل کریستی و ساتبی و حتی حراج بونامز یا حراجی تهران، فکر می کنید آیا هنر معاصر ایران در مسیر درستی حرکت می کند؟

هنر ایران همیشه مسیر واقعی خود را طی کرده است و این را حداقل در نیم قرن گذشته به صورت مستند می توانیم مورد بررسی قرار دهیم. حال در طول این سال ها، گاهی با به راه افتادن برخی جریان ها، التهاباتی شکل می گیرد که بعضی واقعی و بعضی زودگذر است​ ولی آنچه هنرمند ایرانی را سرپا نگه می دارد، قدرشناسی مردمان قدردان این سرزمین است که هیچ وقت هنرمند خود را تنها نمی گذارند و این در طول چهل و اندی سالی که به کار هنر مشغولم، به من ثابت شده است.

به این دلیل پرسش قبل را مطرح کردم که بپرسم آیا نگران​ نیستید هنرمندان ما بیش از توجه به ذات هنر و علایق خود، به سلیقه دلالان هنری و بازارهای بین المللی چشم بدوزند؟

شاید همیشه ما تصور نادرستی از کسانی داریم که ​ خارج از کشورمان هستند و به هنر کشورمان علاقه نشان می دهند. همیشه این علاقه را با سوء ظن می بینیم. یادمان باشد فرشمان را دیگران به ما معرفی کرده و بسیاری از ظرافت های هنرهای دستی مان را دیگران به ما خاطرنشان کردند. شاید هنر امروز نقاشی و مجسمه سازی مان را نیز آنها زودتر دریافته اند و این بازار می تواند برای خود ما نیز تجربه جذاب و جالبی باشد. غافل نباشیم هنرمند شرقی بودن امروز یک امتیاز است.

در میان نقاشان و مجسمه سازان و حتی دیگر هنرمندان، با چه کسانی در طول زندگی ارتباط بهتر و صمیمانه تری داشته اید؟

من کار هنر مدرن را با منوچهر شیبانی شروع کردم. او شخصیتی والا و گرانبها بود که در زمینه تئاتر و اپرا هم بسیار توانا و کارکشته بود. همیشه یادش را گرامی می دارم. هنرمندان بسیاری را مورد احترام قرار می دهم. هنرمندانی مثل ایران درودی و حسین محجوبی که هر دوی این نازنین ها بسیار پاک و خوش سرشت هستند. همین طور هنرمندی مثل مرحوم ترقی جاه و دیگران را ستایش می کنم. خوشبختانه همیشه در مسیر نشست و برخاست من هنرمندانی بوده اند که هنر واقعی ایران را می شناختند و از بازار کاذب و دلالی و اقتصاد کاذب هنر دور بودند.

گرانترین کارهایی که از شما خریداری شده، اکنون​ کجا نگهداری می شود؟

۵۵ کلکسیونر در سراسر دنیا آثارم را خریداری کرده و نگهداری می کنند. اسامی ۳۵ نفر از آنها در کتاب «پرندگان تاها» که مربوط به سال های ۵۱ تا ۷۲ است، آمده و بقیه در جلد دوم این کتاب که در دست چاپ است.

آیا آثاری بوده که وقتی فروختید، دلتان بسوزد؟

بله.

کدام کارهایتان را آنقدر دوست داشتید که دلتان نمی آمد بفروشید و وقتی فروختید حسرت خوردید؟

بسیاری از هنرمندان برای گذران زندگی یا دستیابی به موقعیت هایی که بتوانند فکرهای بعدی خود را روی بوم یا به صورت مجسمه نمایش دهند، مجبور بوده اند آثاری را که بسیار دوست داشته اند به مخاطبانی که در پی آن آثار بوده اند، بفروشند. این از جهتی حسرت دارد و از جهتی هنرمند را به ذوق و شوق می آورد که می تواند کالایی داشته باشد که آن اثر یا کالا، کلیدی باشد برای رفتن به سمت و سوی ایده های تازه. از میان کارهایی که واقعا دوست داشتم و فروختم یکی تابلوی «با که گویم که در این پرده چه ها می بینم» بود، یکی دیگر اثری با عنوان «در عشق تو من توام، تو من باش» و دیگری تابلویی با نام «کیست در دیده که از دیده برون می نگرد.»

برای خلق این تابلوها تقریبا چقدر وقت صرف کردید؟

برای خلق یک اثر هنری نمی توانید زمان تعیین کنید. زمان خلق یک اثر به طول عمر هنری هنرمند برمی گردد. درواقع خلق یک اثر از سال های پررنج تجربه و مشقاتی که ​ کشیده است، تغذیه می کند.

آیا تا به حال خودتان هم برای خرید آثارهنری پول پرداخته اید؟ اثر چه کسی بوده است؟

بله، من چون علاقه شدیدی به هنرمندان نائیو دارم، در بسیاری از سفرهایم از هنرمندان نائیو آفریقایی خریدهای خوبی کرده ام.

به زعم شما، هنر نقاشی و مجسمه سازی بعد از انقلاب با پیش از آن، چه تفاوت هایی پیدا کرده است؟

مجسمه سازی قبل از انقلاب هنر نوپایی بود و تعداد مجسمه سازانی که کار می کردند، شاید از انگشتان یک دست تجاوز نمی کرد​. اما امروز با جماعت زیادی از هنرمندان رو به رو هستیم که به عنوان مجسمه ساز مشغول ​کارند و دارای انجمن و صنف هستند. البته نقاشان هم به اندازه امروز نبودند ولی باز تعدادشان از مجسمه سازان بیشتر بود. من تصور می کنم این اقتضای زمان است. چون از تاریخ تشکیل یک دانشگاه جامع برای هنر زمان زیادی نمی گذرد و برخلاف کشورهای صاحب سابقه، ما در این زمینه کشور نوخاسته ای هستیم.

چه شد بعد از گذراندن دوره های مختلف در خارج از کشور به ایران بازگشتید؟ از این حیث این سوال را مطرح می​کنم که جوانان بسیاری امروز سودای مهاجرت در سر می پرورانند.

ریشه های نقاشی و مجسمه های من در بطن ادبیات کشوری است که در آن متولد شده ام. علاقه من به هنر گذشته ایران و ادبیات این کشور، همیشه مانع از سکونت طولانی من در کشورهای دیگر بود. زمانی که متوجه شدم پیکاسو در اوج شهرت و قدرت می گوید که «مردم بدانید من پیکاسوی اسپانیایی الاصل در کشور فرانسه غریب و تنها هستم»، این موضوع را دریافتم که هنرمند باید به اصل خود برگردد، حتی اگر فضا و موقعیت زندگی برایش زیاد مطلوب نباشد. سودای مهاجرت تنها در کشور ما نیست.

بعد از ظهور انقلاب رسانه ای که جوانان دنیا با یکدیگر ارتباط برقرار کردند، بستن درها به روی جوانان امکانپذیر نیست. در همین سفرهاست که آنها پخته تر و آبدیده تر می شوند. بسیاری از کسانی که سودای مهاجرت دارند، ممکن است بعد از چندی به موطن خود برگردند و خاک وطن را سرمه چشم کنند.

شما متعلق به نسلی هستید که هنرمندان هم نسل شما، یا چشم از جهان فرو بسته اند یا در خارج از کشور زندگی می کنند. از این موضوع احساس تنهایی نمی کنید؟

شاید باورتان نشود، کسانی که در کار خلق اثر هنری هستند، نه سن خود را می فهمند، نه گذران این جهان جهنده را. این است که بسیاری از هنرمندان طول عمر خود را قبول ندارند. چون هر روز فکری تازه و ایده ای نو آنها را مشغول می کند که سرمستی حاصل از آن، هرگونه افسردگی و دلمردگی را از بین می برد.

نگاه شما نسبت به مقوله مرگ چیست؟

من از بچگی همیشه به مرگ فکر کرده ام و شاید با کارهایی که در نوجوانی انجام دادم، بیشتر به دنبال فلسفه و شناخت مرگ بوده ام. بعدها که با آثار مولانا و عطار آشنا شدم و ابوسعید ابوالخیر را شناختم، مرگ برای من بخشی از زندگی شد. بخشی از واقعیت زندگی شد و بخش از خوشی زندگی. من طعم خوش مردن در وطن را به هر چیز دیگری ترجیح می دهم.

این میزان ارادت شما به ادبیات کهن فارسی از کجا سرچشمه می گیرد؟

من در یک خانواده فرهنگی بزرگ شدم. در خانواده ای که پدربزرگ های من و مخصوصا پدرم بر ادبیات و فرهنگ کشورمان تسلط فراوانی داشتند.

ظاهرا قرار است باغ موزه ای هم راه اندازی کنید. در این باره صحبت کنید.

من با آگاهی به کم و کاستی جریانات هنری کشورم، با عزم راسخ برای این که بتوانم بستری برای هنر جوانان و آیندگان فراهم کرده باشم، چند سالی است کمر همت به ساخت یک باغ موزه بسته ام و امروز که با شما صحبت می کنم، آنچه را داشته ام برای این هدف در طبق اخلاص گذاشته ام.

مرارت های بسیار کشیده و نامردمی های بسیار دیده ام. تاکنون هیچ روزنه خوشایندی از سوی هیچ مسئولی برای این امر بزرگ به روی من باز نشده است و خوشحالم می توانم در آینده بگویم یک تنه این کار بزرگ را به ثمر رساندم. به امید روزی هستم که این باغ موزه جایگاهی برای نمایش آثار تمام کسانی بشود که به این کشور عشق می ورزند و به این کشور پشت پا نزده اند.

منبع: جام جم

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

خانه یک کلکسیونر اتومبیل

- تصاویری زیبا از خانه یک کلکسیونر ماشین است که ماشینهای بسیار زیبا و گران قیمت را در آن قرار داده است.

 

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش
زوج کلکسیونر، از گالری «اسکاتسدیل» برای فروش غیر مجاز تابلوی اندی وارهول شکایت کردند.
- “کورت‌هوس نیوز″ (Courthouse News) زن و شوهر آریزونایی از گالری هنر اسکاتسدیل (Scottsdale art gallery) برای فروش نقاشی “اندی وارهول” (Andy Warhol) متلق به آنان بر خلاف خواسته‌شان شکایت کرده‌اند.
هنگامی که زوج کلکسیونر هنری “امی کولر” (Amy Koler) و “استفان میر” (Stephen Meyer) در سال ۲۰۰۹ تصمیم گرفتند از آریزونا به شهر سنت پترزبورگ واقع در فلوریدا، نقل مکان کنند، آن‌ها مجموعه‌ای از آثار هنری را در خانه آریزونا خود نگه داشته بودند. آن‌ها تصمیم گرفتند تا اثر هنری وارهول به نام “کفش‌های قرمز″ (Red Shoes)، را که در سال ۲۰۰۵ از شرکت هنر آمریکا (AFAE) “American Fine Art Editions, Inc” به قیمت ۶۵۰۰۰ دلار خریداری کرده بودند، در گالری نگه‌داری کنند.

با توجه به شکایت، این بوم، از مجموعه آثار اندی وارهول به نام “women’s shoes sprinkled with diamond dust” امضای آقای وارهول در پشت اثر و مهر تایید صحت از بنیاد اندی وارهول را داشته است. کولر و میر می‌گویند که آن‌ها به پیشنهاد مدیریت گالری، آقای فیلیپ و کارمند او جف دیپولد تصمیم به قرار دادن اثر در گالری AFAE شدند. یک توافق‌نامه‌ای نیز مبنی بر این که AFAE می‌تواند اثر هنری را نمایش دهد و از آن برای کمک به فروش در بازار برای دیگر آثار مشابه استفاده کند، نیز صورت گرفت. متهمان می‌دانستند که شاکیان خواستار حفظ مالکیت قطعه و “به فروش نرسیدن” اثر می‌باشند.

در طول سال‌ها، این زن و شوهر با دیپولد در تماس بوده‌اند، و تمایل خود را برای حفظ این اثر هنری گوشزد می‌کردند. مدیر گالری نیز، به نوبه خود، هرگز ذکر نکرده بود که ممکن است قطعه را به فروش برساند. با این حال، آن‌ها طی سفر خود به اسکاتسدیل آریزونا در اوایل سال جاری، کشف کردند که گالری فوق الذکر تابلوشان را فروخته است.

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش
فارس: یک تابلوی نقاشی که سال ۱۹۳۹ همزمان با آغاز جنگ جهانی دوم توسط «آدولف هیتلر» کشیده شده است، در آلمان به حراج می‌رسد.

به گزارش میل آنلاین، این تابلوی نقاشی توسط یک کلکسیونر که نامش فاش نشده است، در آلمان به حراج گذاشته خواهد شد.

این تابلو سال ۱۹۳۹، همزمان با آغاز جنگ جهانی دوم، توسط «آدولف هیتلر» کشیده شده و امضاء این دیکتاتور نیز در گوشه سمت چپ آن به خوبی قابل رؤیت است.

کارشناسان این تابلو را ۶ هزار پوند قیمت‌گذاری کرده‌اند و حدس می‌زنند که «هیتلر» پس از آنکه آن را کشیده ژانویه همان سال برای همسر «هرمان ایسر»، یکی از متحدین قدیمی خود فرستاده تا از این طریق تولدش را تبریک بگوید. 

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش
آقا رضا خیاط، مردی با خلق و خوی عجیب است، همه او را در ابرکوه می شناسند، تنها عشقش انقلاب است و این عشق را با تهیه کلکسیونی از جنس انقلاب به نمایش گذاشته است.به گزارش خبرنگار مهر، آقا رضا خیاط از جمله افرادی است که بدون اینکه به منافع ظاهری انقلاب فکر کند از جان و دل انقلاب را دوست دارد و کلکسیونی جالب از جنس انقلاب را جمع آوری کرده است.
سیدمحمد حسینی، پیرمرد ۷۲ ساله ابرکوهی که مردم ابرکوه او را آقارضا خیاط می خوانند به خبرنگار مهر گفت: از شروع انقلاب اسلامی و با توجه به این که وسایل ارتباط جمعی فراگیر نبود، شروع به ضبط کردن سخنرانی های مختلفی که از رادیو پخش می شد، کردم.
۵ هزار نوار ضبط شده خاطرات من از انقلاب است-او با علاقه ای که داشته است تاکنون پنج هزار نوار از سخنان امام، رهبری، خطبه های نماز جمعه تهران و برخی از شهرهای بزرگ، سرودها و سخنان افراد شاخص را جمع آوری کرده است و به گفته خودش تاکنون در کشور کسی چنین کاری نکرده است.می گوید: در شروع تنها به فکر جمع کردن اسناد انقلاب اسلامی برای آیندگان بودم ولی در ادامه، علاقه شخصی مرا به ادامه کار تشویق می کرد.
 
 
 
 
پیرمرد که در خیاطی خود به کار مشغول است اضافه می کند: بارها نتوانستم به طور مثال خطبه های نماز جمعه را ساعت یک بعد از ظهر ضبط کنم و ناچار برای ضبط آن ناگزیر در ساعت دو و نیم شب که تکرار آن پخش می شد، اقدام می کردم.وی ادامه می دهد: این کار را تا سه سال پیش ادامه دادم و با توجه به این که برای پیدا کردن نوار خام دچار مشکل شدم، نتوانستم به کار ادامه دهم.تنها دغدغه ام نگهداری از این کلکسیون است-می گوید: شش ضبط صوت به خاطر علاقه ام خراب کرده ام ولی کسی توجهی به من نکرده است.
گلایه آقا رضا خیاط از جنس مالی نیست. او می گوید دوست می داشتم کسی پیدا می شد و این نوارها را که در کارتن هایی در خانه پدریم روی هم انبار شده است ساماندهی می کرد و تنها دغدغه ام خراب شدن نوارهایی است که جان و دلم به آنها بسته است.
وی ۵۹ سال است که خیاطی می کند و زندگی را از این طریق می گذراند و عشق عجیبی به انقلاب دارد.
او چند ماهی را هم در جبهه ها گذرانده است و با ذوق عکس هایی هم از آن دوران به ما نشان می دهد.
آقارضا خیاط هنوز هم در خط انقلاب است
می گوید: در همه راهپیمایی ها شرکت می کنم و حتی اگر در شهر خود هم نباشم در راهپیمایی همان شهر حضور پیدا می کنم تا نشان دهم که مردم از جان و دل امام و رهبری و انقلاب را دوست دارند.او از شرکت در راهپیمایی های قبل از انقلاب در شهر شیراز هم که آن روزها در آن جا مشغول به کار بوده است، خاطرات شیرینی دارد.آقا رضا در اردوهای مختلفی که از طرف بسیج برگزار می شود هم شرکت می کند و چندین بار هم با کاروان های راهیان نور عازم مناطق جنگی شده است.شاگردان این خیاط نیز خصوصیات ارزشی او را دارند/ سهم خواهی از انقلاب ممنوع با کمر خم شده که نتیجه سال های مداوم پشت چرخ خیاطی نشستن و تأمین زندگی زن و هفت فرزند است از برخی ها گلایه می کند: نمی دانم برخی ها که همه چیز خود را از انقلاب کسب کرده اند چگونه با بهانه های واهی به جان همدیگر افتاده اند و ناخواسته یاری رسان دشمن شده اند.آقارضا خیاط شاگردان زیادی را هم تربیت کرده است که خصوصیات ارزشی وی را یه یادگار برده اند.
انقلاب اسلامی را پاس بداریم-انقلاب اسلامی یادگار ارزشمند خون شهدا و ایثارگری های مردمی است که تنها به امید استقلال میهن اسلامی تمامی هستی خود را به پای آن ریخته اند.
  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

کلکسیونر هری پاتر در گینس

بنابر گزارش  ماگل نت نام کلکسیونر هری پاتری در گینس ثبت شد.در ۲۹ سپتامبر «منهام سیلوا اشر وارگاس» موفق ثبت جایزه گینس برای برترین کلکسیونر هری پاتر شد

.سیلوا وارگس برای اولین بار ۱۵سال قبل شروع به جمع اوری اشیا هری پاتر کرده است تعداد اشیا او در مجموع ۳,۰۹۷ است که دو اتاق را در بر گرفته است .او وسایلی مختلف از هری پاتری چون تندیس های کوچک، جاروی کوییدیچ و کتاب های هری پاتر به چندین زبان دنیا را دارد .
زمانی که از او سؤال شد چگونه توانسته این تعداد کالا را جمع‌آوری کند، وکیل مکزیکی با خنده می‌گوید: «حقوق، پاداشم همه برای جمع اوری این وسایل خرج شدند.»
اما نکته جالب این است که فروشگاه اجناس جادویی هاگزمید ۱۰۷۴ کلا برای فروش دارد یعنی با خرید کامل تمام کالاهای هری پاتر این فروشگاه هم نمی توان به رکورد سیلوا وارگاس رسید
عکس خبر عکسی از این شخص است

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

کلکسیونر اعلامیه های ترحیم!

ناصر قادری طی نزدیک به چهار دهه گذشته بیش از چهار هزار اعلامیه را جمع آوری کرده و هر کدام از آنها را بر اساس سال و تاریخ مرگ،‌فهرست بندی کرده است.

مهر: یک مرد هشترودی از ۳۷ سال پیش اقدام به جمع آوری اعلامیه های ترحیم کرده است!ناصر قادری یک شهروند هشترودی است که از سال ۱۳۵۱ انواع اعلامیه های ترحیم مردم را جمع آوری و در یک مجموعه منظم در خانه خود نگهداری می‌کند.ناصر قادری ۴۷ سال دارد و کم سواد است. او در مجالس عزاداری چای و حلوا پخش می کند و از این راه پولی که دریافت می کند با همسر خود امرار معاش می نماید.قادری در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص هدف از جمع آوری اعلامیه های ترحیم می گوید: قصد من یادآوری این نکته به مردم به ویژه جوانان است که مراقب رفتار و حرکات خود باشند زیرا که مرگ همواره به دنبال بشر است.

وی با بیان اینکه به فرموده بزرگان دینی باید هموراه به گونه ای زندگی کرد که گویی فردا از دنیا خواهیم رفت می افزاید: تفکر در مرگ می تواند انسان‌ها را وادار کند که در کارهای درست قدم گذاشته و این همه در فکر مال و منال دنیوی و البته اعمال زشت و نادرست نباشند.

این کلکسیونر هشترودی با بیان اینکه چاووش مرگ روزی همه را صدا خواهد کرد خاطرنشان می‌کند: دیدن اعلامیه ها یادآور این نکته است که همه ما روزی با کاروان مرگ همراه خواهیم شد و عکس و نام ما نیز روزی بر روی این اعلامیه ها نقش خواهد بست.ناصر قادری طی نزدیک به چهار دهه گذشته بیش از چهار هزار اعلامیه را جمع آوری کرده و هر کدام از آنها را بر اساس سال و تاریخ مرگ،‌فهرست بندی کرده است.از او در خصوص برخورد خانواده به ویژه همسرش در مورد جمع آوری اعلامیه ها می پرسیم، می‌گوید: من و همسرم ۲۰ سال است که ازدواج کرده ایم اما صاحب فرزندی نشده‌ایم به همین دلیل نیز اعلامیه ها سرگرمی من نیز محسوب شده و همسرم نیز بدان عادت کرده است.

وی در مورد نحوه جمع آوری اعلامیه های ترحیم می گوید: در مراسم ختم و اولین پنجشنبه فوت شدگان حضور یافته و پس از اتمام مراسم با اطلاع صاحب عزا، نمونه ای از اعلامیه‌ها را از تابلو اعلانات مساجد برمی دارم.وی همچنین با بیان اینکه اغلب مردم هشترود او را با این کار می شناسند می افزاید: در بعضی از موارد نیز اطرافیان فرد فوت شده خود نسخه ای از اعلامیه متوفی را به من می رسانند.

ناصر قادری در پاسخ به این سئوال که با اعلامیه های جمع آوری شده چه خواهد کرد اظهار می‌دارد: خیلی دلم می خواهد نمایشگاهی از اعلامیه های مجالس ترحیم برپا کنم اما نمی دانم به من مجوز برپایی چنین نمایشگاه نامتعارفی خواهند داد یا نه!قادری در ادامه سخنان خود به سیر کیفی اعلامیه‌ها اشاره کرده و می گوید: اعلامیه ها در دوران قدیم به صورت سیاه وسفید بوده و بیشتر آنها به دلیل دست نویس بودن اغلب ناخوانا و برخی اوقات با غلط املایی همراه بود.وی ادامه می دهد: در حال حاضر با پیشرفت تکنولوژی کیفیت کاغذ و نیز نحوه چاپ اعلامیه‌ها بهبود یافته به ویژه آنکه فناوری چاپ دیجیتال با تصاویر رنگی که با ذوق گرافیکی نیز همراه است چهره اعلامیه ها را تغییر داده است.ناصر قادری در مقایسه اعلامیه های قدیمی با جدید می گوید: در اعلامیه های قدیمی عکس افراد ترسناک و بی کیفیت بود و تصویر اعلامیه در ذهن افراد خشن و ترسناک می شد اما در حال حاضر به دلیل چاپ رنگی، آرایه های گرافیکی و بهبود کیفی چاپ، تصویر افراد متوفی در ذهن مردم همراه با دلسوزی، غم و ناراحتی است.

ناصر قادری در خصوص خاطرات خود از جمع آوری اعلامیه ها می گوید: گاهی اتفاق می افتد که بستگان متوفیان که سال‌ها از مرگ عزیزان خود می گذرد دلتنگ شده و برای دیدن اعلامیه فرد فوت شده به من مراجعه می کنند. برخی نیز پس از سال‌ها یک نسخه از کپی اعلامیه را با خود می برند.

شاید ناصر قادری یکی از غیر عادی ترین مجموعه های جهان را گردآوری می کند اما او به این کار علاقه داشته و همچنان به جمع آوری آنها ادامه می دهد. او می گوید: کاش می شد روزی این مجموعه را به نمایش بگذارم.
  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

به گزارش خبرنگار ورزشی باشگاه خبرنگاران، بسیاری از ستاره های فوتبال در خرید اتومبیل حساسیت زیادی داشته و تمایل بالایی برای خرید انواع اتومبیل های گران قیمت دارند.

جرارد از آن دست مهره های فوتبالی است که با خرید تعداد زیادی اتومبیل، کلکسیونی از اتومبیل های مختلف را جمع آوری کرده است.

وی ماشین هایی ازجمله رنجروور اسپرت شای بلند،‌ آستون مارتین و نگوئیس،‌ بنتلی کنتینا نتال GTC ، پورشه، مرسدس بنز و …. را در پارکینگ خود دارد./آق

فراری

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

- هنگامی که اسم کلکسیون یا کلکسیونر  ها را به یاد می آوریم ، احتمالآ به چیزهای ساده ای مثل پاک کن، تمبر، کبریت و… می رسید ولی در دنیای کلکسیونرها، چیزهای عجیب دیگری هم پیدا می شود . کسانی که با جمع کردن اشیایی خودشان را به عنوان بزرگترین کلکسیونرها مطرح کرده اند .

مثلآ گرولت وسچن موسر این مرد آلمانی ۵۱۲۱ ماسک مختلف را از ۱۹۵۷ جمع آوری کرده است . او حتی ماسک صورت خودش را هم دارد . آقای ژان فراسوا وارنتی از سوئیس هم تعداد ۷۸۰۶ علامت لطفآ مزاحم نشوید جمع آوری کرده است و خودش را به عنوان بزرگترین کلکسیونر علامت لطفآ مزاحم نشوید مطرح کرده است . گاهی کلکسیونرها باید خیلی ثروتمند باشند که بتوانند کلکسیون خود را به روز نگه دارند . مثل محمد یحی الاثیری از عربستان که صاحب کلکسیون ۸۰ پلاک ماشین شخصی خودش است . این فرد باید همین طور ماشین بخرد و پلاک آنها را جمع کند تا بزرگترین کلکسیونر پلاک ماشین باقی بماند . این مرد نه تنها رکورددار در داشتن پلاک ماشین است بلکه در داشتن تسبیح هم یکه تاز است . او تعداد ۳۲۲۰ تسبیح را جمع آوری کرده است . یک فرد چینی هم بزرگترین کلکسیون قوری را دارد . تانگ یو سی هزار قوری متنوع که مربوط به سلسله سانگ تا دوران مدرن است را دارد و جمع آوری این تعداد قوری را از سال ۱۹۵۵ شروع کرده است . تئی چی یوشی زاوا هم عمر خود را گذاشته تا ۷۴۳۵۱۲ عدد برچسبه قوطی کبریت جمع کند . خانم ها هم در این فهرست قرار دارند . به گزارش نشریه بیلد آلمان، یک زن آلمانی به نام انتیا ریشیر که ۳۲ سال دارد ۸۰۰ جفت کفش را در اتاقی به مساحت ۲۴ متر انبار کرده است . آنتیا درباره علاقه شدید خود به کفش و خرید آن گفته است : به دلیل علاقه زیادی که به کفش دارم از هشت سال گذشته شروع به خرید آن کردم و بعد از ازدواج نیز شوهرم مرا به ادامه این کار تشویق کرده و در جمع آوری آن حمایتم می کند . گفتنی است که قیمت ۸۰۰ جفت کفش بزرگترین کلکسیونر آن ۲۰ هزار یورو تخمین زده شده است.

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

   برتینا دافمن آلمانی  بزرگترین کلکسیون عروسک های باربی  در دنیاست که قرار است نامش را با همین عنوان در کتاب رکوردهای گینس چاپ نمایند او بیش از پانزده هزار عروسک باربی دارد و تا به امروزجمع اوری این عروسک های خوش اندام مشغول بوده است .

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

بزرگترین کلکسیونر وایپر جهان

وقتی صحبت از کلکسیون باشید شاید برخی ها به فکر کارت های بازی بیفتند، بعضی ها هم احتمالا ذهنشان به تمبرهای یادگاری یا اسکناس و سکه های قدیمی معطوف می شود. ما هم که نهایتا به فکر ماشین های مدل می افتیم! اما برای آنهایی که محدودیت مالی ندارند، واژه کلکسیون می تواند معنا و مفهومی دیگری داشته باشد . . .داستان خانم D’Ann و همسرش Wayne Rauh نیز همین هست. این زوج تگزاسی، کلکسیونی از بیش از ۱۰۰ خودرو دارند که فقط ۶۵ دستگاه آن از مدل های مختلف وایپر بوده و به همین دلیل بزرگترین کلکسیون وایپر جهان را در اختیار دارند. خانم Rauh در این ویدئوی کوتاه می گوید که جمع آوری وایپرها را از سال ۲۰۰۶ میلادی آغاز کرده و هم اکنون نیز علاوه بر SRT وایپر ۲۰۱۳، نسخه وایپر GTS هم در گاراژ کلکسیونی آنها موجودست؛ با یک حساب سرانگشتی آنها تقریبا هر ۴۰ روز یک وایپر خریده اند!

یکی از خاص ترین خودروهای این گاراژ، آخرین مدل تولیدی از نسل چهارم وایپرست که رنگی شبیه سبز فسفری دارد. قاعدتا باید حس و حال جالبی داشته باشد وقتی صبح از خواب بیدار می شوید و تصمیم میگیرید چه وایپری را با چه رنگی سوار شوید!

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

بزرگ‌ترین کلکسیونر دنیا با هفت هزار خودرو

آیا می‌دانید بزرگ‌ترین کلکسیونر خودرو دنیا کیست؟ یک فرد چه تعداد خودرو را می‌تواند در یک مکان گرد آورد؟ ده، صد یا هزار دستگاه؟ چقدر؟
۷۰۰۰، آری این تعداد خودرو توسط سلطان حسن آل بولقیاه سلطان برونئی، گردآوری‌شده است. آن‌هم چه کلکسیونی! جدیدترین و برترین مدل‌های خودرویی جهان، حتی تعدادی از مدل‌های خاص شرکت‌های خودروسازی که فقط یک نمونه از آن ساخته شده است توسط این شخص سفارش داده شده است که می‌توان به تنها مرسدس بنز راست فرمان CLK GTR و تنها خودروی Cicero BDB Maestro و تنها بنتلی Dominator 4×۴ و تنها پورشه Carma و جگوار XJ220 پینین فارینا و شلبی SSC 1340 HP اشاره کرد. ارزش این خودروها حداقل ۷۸۹ میلیون دلار برآورد شده است.

بزرگترین کلکسیون خودروی دنیا
در کلکسیون خودرویی این فرد ۴۴۳ دستگاه بی ام دابلیو و ۵۳۷ دستگاه مرسدس‌بنز، ۲۴۴ دستگاه پورشه، ۴۵۲ دستگاه فراری، ۶۶۹ دستگاه رولزرویس، ۳۱۴ دستگاه بنتلی، ۱۳۴ دستگاه کونیخ زگ، ۲۱ عدد لامبورگینی، ۱۱۷ عدد آستون مارتین و ۴۳ دستگاه مک‌لارن و ۳۲ دستگاه آئودی و انواع اقسام خودروها از برندهای دیگر موجود است که نمی‌توانیم تک‌تک آن‌ها را نام ببریم.
البته بسیاری از این ارقام می توانند شایعه و بزرگنمایی باشند. به عنوان مثال تولید کونیخ زگ سالانه تنها ۲۰ دستگاه است. یا آستون مارتین One-77 تنها ۷۷ دستگاه تولید شده است.بزرگترین کلکسیون خودروی دنیا
این شخص تمام این خودروها را در کاخ سلطنتتی خود که به عنوان گران‌ترین و بزرگترین کاخ سلطنتی جهان است گرد آورده است. کاخ وی بسیار بزرگتر از کاخ واتیکان است و ۳۵۰ میلیون دلار صرف ساخت آن شده است. این کاخ دارای ۱۷۸۸ اتاق و ۲۵۷ حمام می باشد! در حال حاضر ثروت این شخص از ۳۰ میلیارد دلار می‌گذرد. نظر شما چیست؟ دوست داشتید به‌جای این شخص بودید؟

مترجم: محمدحسین توفیقی

منبع:پدال
  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

سرقت میلیونی از کلکسیونر فندک

معروفترین کلکسیونر فندک و سیگار ایران کل مجموعه اش را در یک شب از دست داد.
-چند ساعت غیبت در محل کارش و جایی که فندک های عجیب و غریبش را به فروش میرساند کافی بود تا همسایگانش به تکاپو بیفتند  و تماسهایشان نیز بی جواب مانده بود و این امر باعث ورود پلیس به ماجرا شد که اگر مامورین کلانتری مهرآباد کمی با تاخیر عمل میکردند همانا سید جانش را نیز از دست میداد  چون به گفته دوستان کاریش منظم ترین کاسب راسته میدان آزادی به سمت انقلاب حساب میشود و یک ساعت دیر و زود در کارش جایی ندارد.- معروفترین کلکسیونر فندک و سیگار ایران کل مجموعه اش را در یک شب بهاری از دست داد. هنگامی که مامورین کلانتری با مجوز قضایی وارد منزل “آقاسیّد” شدند، درهمان ابتدا ورودی و با دیدن فندک های روی زمین متوجه حادثه شدند و وقتی پیکر بی هوش این مرد میانسال به بیمارستان رسید، پزشکان معالج بعد از انجام چندین آزمایش، اعلام کردند مقدار زیادی داروی بیهوشی قوی خورده و اگر ساعاتی دیرتر به بیمارستان منتقل می شد، حتماً جانش را از دست می داد.

سیّد بعد از به هوش آمدن به خبرنگار بولتن نیوز چنین گفت: بعداز تعطیلی دکه برای رفتن به منزل کنار خیابان بودم که خودروی سوارم کرد و بعد از طی مسیری باهم هم صحبت شدیم و من نیز گفتیم کلکسیون فندک و سیگار دارم و وقتی اشتیاقشان را نسبت به مجموعه ام دیدم. آن ها را به منزل دعوت کردم و با آب میوه از آن ها پذیرای نمودم و در یک لحظه غفلت من به داخل آب میوه ام چیزی ریختند که بلافاصله از حال رفتم. وقتی چشمانم را باز کردم و خودم را در بیمارستان دیدم، اصلاً باورم نمیشد کل دارای و سرمایه ام را این چنین از دست داده باشم.
منبع:بولتننیوز
  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش

۵ مجموعه‌دار برتر جهان

هرچند اطلاع از دارایی و ثروت مجموعه‌داران داخلی و خارجی کار دشواری است و با توجه به راز و رمزهای موجود در زندگی آنها، نمی‌توان دقیقا از دودوتا چهارتای زندگی آنها مطلع شد اما در گزارشی اسامی پنج مجموعه‌دار هنری برتر جهان با مختصری از اطلاعات‌شان منتشر شده است که مطالعه آن برای علاقه‌مندان خالی از لطف نیست.

مترجم شیدا رمزی


۱-‌ هلن و برنارد آرنات  Helen &Bernard Arnault
این زوج معروف‌ترین زوج کلکسیونر منتخب سال ۲۰۱۲ میلادی از سوی موسسه LVMH در جهان هستند که با مجموعه‌ای معادل ۴۱ میلیارد دلار در زمینه قطعات موسیقی و آثار هنری به شهرت رسیده‌اند. این درحالی است که  هلن آرنات که خود نوازنده پیانو است، در زمینه جمع‌آوری این کلکسیون موثر بوده، به صورتی که در سال ۲۰۰۳ کامل‌ترین مجموعه از آثار هنری مور، اندی رائول و پیکاسو را در اختیار داشته است.


۲-‌ دبرا و لئون بلک Debra & Leon Black
لئون بلک به عنوان مدیر شرکت تجاری آپولو گلوبال فعالیت تجاری خود را ادامه می‌دهد و همسرش دبرا نیز یکی از طراحان و سازندگان خیابان برادوی  است. ارزش مجموعه این دو حدود ۳٫۵ میلیارد دلار برآورد شده است. در سال ۲۰۰۵ میلادی این دو مجموعه‌دار تنها برای تصاحب تابلوی معروف پرنده در آسمان ۲۷میلیون دلار هزینه کردند که در زمان خود به عنوان گران‌ترین معامله بود. لئون که به عنوان یکی از اعضای هیات امنای موزه هنر معاصر است، صرفا برای ساخت یک مرکز هنری در این مجموعه حدود ۴۸میلیون دلار هزینه کرده است.


۳-‌ ادی و الی  براد Edtthe L. & Broad
مجموعه‌داران براد در واقع صاحبان شرکت سان امریکا هستند که میزان دارایی آنها براساس گزارش‌ها ۲میلیارد دلار برآورد شده است. این مجموعه‌داران مشهور بین‌المللی در سال ۲۰۱۱میلادی برای تجهیز و توسعه موزه لس آنجلس همکاری گسترده‌ای داشتند و بخشی از زمین شخصی خود را نیز در این مورد به موزه اهدا کردند. خانواده براد ۲۰۰ اثر هنری از جف کونز، جاسپر جون، اندی رائول و.. را در اختیار دارند که به اعتقاد برخی کارشناسان هنری، نمی‌توان قیمت دقیقی برای این مجموعه تعیین کرد.


۴-‌ پیر چن  Pierre Chen
پیر  چن یکی از مجموعه‌داران معتبر تایوانی و صاحب کمپانی یاگئو در این کشور است. چن به دلیل مجموعه بی نظیر مدرن و پست مدرن خود در زمینه آثار هنری به شهرت رسیده است. این مجموعه‌دار مشهور جهانی کارش را از سال ۱۹۹۰ آغاز کرد و در سال ۲۰۰۸ میلادی ۸/۳ میلیون دلار برای خرید یک تابلوی نقاشی از لویسین فروید به فرانسیس بیکن پرداخت که در زمان خود رکوردی بی سابقه در این زمینه بود. این مجموعه‌دار تایوانی آثاری از اندی رائول و بسیاری از هنرمندان مشهور چین و تایوان را مثل سی تیومبلی در اختیار دارد.


۵-‌ الکساندرا و استیون کوئن  Alexandra & Steven Cogen
خانواده کوئن که به عنوان یکی از مشهورترین کلکسیونرهای آثار هنری از سوی موسسه SAC به دنیای کلکسیون‌ها معرفی شده‌اند، با مجموعه‌ای معادل ۳/۹میلیارد دلار جایگاه مطمئنی برای خود در این زمینه دست و پا کرده‌اند. این خانواده به دلیل سرمایه‌گذاری‌های بسیار گسترده که برای تصاحب آثار هنرمندان مشهور و بزرگ جهان انجام داده‌اند، به شهرت رسیده‌اند و در دنیای کلکسیونرها از شهرت خاصی برخوردارند.
این خانواده کلکسیونر در سال ۲۰۰۹ میلادی با پرداخت ۵/۱۳۷میلیون دلار برای خرید یک تابلوی هنری معروف مربوط به دوران قبل از جنگ جهانی اول در سطح بین‌المللی مطرح شدند و همواره به عنوان مهمان ویژه افتتاحیه نمایشگاه هنر بازل در سوییس در این نمایشگاه شرکت داشته‌اند. البته نباید فراموش کرد که نام این خانواده مجموعه‌دار معتبر بین‌المللی برای خرید ۱۲۰میلیون دلاری یکی از آثار مونه نیز دوباره سر زبان‌ها افتاد و توجه بسیاری را به خود جلب کرد.

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۰۷-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش