کلکسیون بازیگر:
Ad
Ad

آمار

بازیگر:

 

بازیگر فردی است که برای ایفای نقش خاصی درفیلم انتخاب می شود بازیگر از زمانی وارد سینما شد که سینما از مرحله ی فیلمهای ساده  و مستند که بیشتر افراد عادی درمقابل دوربین کارهای روزمره ی خود را انجام می دادند، به مرحله روایتگری ارتقاء یافت. بازیگر ابتدا به مفهوم کلی به کار می رفت، یعنی بازیگر می توانست درتئاتر و نیز سینما ایفای نقش کند. چنان که در ابتدای ورود مقوله ی بازیگری به سینما، این بازیگران تئاتر بودند که از تحریم اولیه ی خود به درآمدند و حاضر شدند در سینما بازی کنند، اما با بلوغ سینما، این سینما بود که بازیگران تئاتر را پس زد چرا که بازی در سینما با بازی در تئاتر کاملا فرق دارد. بازی و بازیگر درتئاتر ویژگیهایی از قبیل اغراق در حرکت و بازی ، تداوم بازی یا در یک زمان ارائه شدن بازی و کار روی صدا دارد. در حالی که بازی در سینما، غیر تداومی است و در حرکت و ادا و رفتارها اغراق آمیز نیست. بدین شکل بود که سینما برای خود بازیگرانی تربیت کرد و به این منظور مدرسه بازیگری «اکتورزاستودیو» درسال ۱۹۴۷ با مدیریت «ایلیا کازا» و «چریل کرافورد» درنیویورک تاسیس شد. بازیگرانی چون «مارلون براندو» «جیمز دین» و «آنتونی کویین» ازجمله پرورش یافتگان این مدرسه بودند.

 

بازیگری چیست ؟

بازیگری درتعریف عینی یعنی حضور زنده ی بازیگربر صحنه .دراین جا “حضور” یعنی اشغال بخشی ازفضا توسط بدن؛ قید «زنده» یعنی آن حضور (بدن) با اندیشه و احساس توأم است ؛ و «صحنه» در این تعریف یعنی هر نوع فضای بازی . پس بازیگر در هر مکتبی مشق کرده باشد، با هر شیوه ای به نقش رسیده باشد ،نمایش اش هر سبک زیبا یی  شناخی داشته باشد ،کارش از این سه جنبه داوری می شود : ۱)جنبه بدنی (فیزیکی) یا تکنیکی ؛ ۲)جنبه ذهنی یا اندیشه ای ؛۳)جنبه حسی یا روحی

 

۱- جنبه بدنی یا تکنیکی در یک کلام یعنی چگونگی حضور بدنی بازیگر بر صحنه . این حضور گاه ساکن است (بازیگر درجا و بی حرکت ایستاده ،نشسته خوابیده ،یا ….) گاه متحرک: حرکت  آن گاه درجاست (بازیگر در جا ،سر و دست وتنه و اعضای صورت اش حرکت‌ می دهد و با لوازم بازی اش کارمی کند و تغییر مکانی  ندارد) گاه توأم با جابجایی (بازیگر در صحنه جابجا می شود و تغییر مکان دارد ،یعنی پایین و بالا یا چپ و راست می رود)؛‌ درهمه این احوال گاه با بیان همراه است و گاه بی صدا یا بی کلام است ؛ وسرانجام، گاه فردی است ،گاه جمعی . پس این جنبه مشتمل است بر همه آنچه تماشاگر از بازیگر می‌بیند و می شنود .

 

این دیده ها وشنیده ها زمانی برتماشاگر تأثیر میگذارند که باور شوند .ونخستین شرط باور شدن شان این است که دست کم راحت و روان انجام شوند .بازی راحت و روان در صورتی میسر است که بازیگر بر بدن و بیان خود شناخت وتسلط  داشته باشد .بسیاری معتقدند که فقط  این جنبه از کار بازیگری آموختنی است. جنبه‌ تکنیکی یا بدنی کار بازیگر یعنی جنبه مر بوط به شناخت وتسلط بازی گر بر بدن و بیان خود . شناخت  و تسلط بربدن و بیان در بازیگری هریک بحث و فصلی مستقل ، مهم و مفصل است .

 

۲- در جنبه ذهنی یا اندیشه ای موضوع بررسی این است که بازیگر چگونه شخصیت نقش خود را از زوایای مختلف تجزیه و تحلیل می کند به افکار او ،احساسات و عواطف او ، اعمال او رابطه ای که با نمایش ودیگر نقش های آن دارد پی می برد . این جنبه از کار بازیگر ، نمود بیرونی چندانی ندارد .حرکت و احساس تجلی بیرونی دارند ، اما اندیشه ؟ تماشاگر معمولا”به نحوه ی مواجهه ی بازیگر با این دسته از مسائل نقش کاری ندارد و در واقع فقط نتایج این جنبه را می بیند . اما شکی نیست که بازیگر اگر از این نظر ضعفی داشته باشد ،نمی تواند نقش را گویا ،دقیق و باورکردنی بنمایاند .

 

۳- جنبه احساسی یا روحی را بسیاری عالی ترین جنبه کار بازیگر می دانند  و بر این باورند که این جنبه چندان آموزش دادنی نیست .

بنابراین باور،بیش تر بازیگران در جنبه های اول و دوم تبحر پیدا می کنند و از این مرحله فراتر نمی روند و در نهایت می شوند «بازیگر خوب» یا به تعبیری «تکنیکی» ،که گاهی تا مرتبه ی «ستاره شدن» نیز پیش می روند ،اما تا در جنبه ی احساسی یا روحی پرورده و استاد نشوند «بازیگر بزرگ» نمی شوند بازی چنین بازیگرانی است که سالها در خاطر می ماند.

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۱۲-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش


نظرات بسته شده است.