کلکسیون انجمن مجموعه داران ایران: یادداشت مدیر
Ad
Ad

آمار

سخن مدیر عامل :

چند وقتی بود به توصیه دوستان انجمن خواستم خاطرات روزمره در رابطه با فعالیت در انجمن را در سایت درج نمایم،بالاخره این تصمیم را در یکی از بهترین روزهای فعالیت یعنی روز ۹۳/۰۷/۱۵ بابرگزاری نمایشگاه دست خط مشاهیر مصادف شد ، به همین خاطر از امروز به بعد به یاری خداوند سعی می کنم خاطرات را در سایت بیاورم .

۹۳/۰۷/۱۵

    امروز پس از زحمات چند ساله آقای رضا عابدینی این مرد شریف توانستیم بخشی از مجموعه اسناد ایشان شامل دست خط های رجال و مشاهیر طی دویست سال گذشته را در برج میلاد به نمایش بگذاریم.

    جلسه بسیار خوبی بود صدنفر دعوت کرده بودیم حدودا ۱۵۰ نفر آمده بودند آقای هوشیار مدیرعامل برج میلاد و همکاران شان بسیار محبت کردند و امکانات خوبی در اختیار ما گذاشتند .اساتیدی مانند سحاب ،حسابی،امین،صفی نژاد،عبدی،جدی هم حضور داشتند .

     جلسه با وجود امکانات کم بخوبی برگزار شد آقای رضا عابدینی هم سنگ تمام گذاشته بودند ،هم در ارائه اسناد و هم در ارتباط با پذیرایی از میهمانان.ماهم بهمراه همکاران انجمن چند روز خستگی را پشت سر گذاشتیم.

    آقای مسجدجامعی هم قول داده بودند تشریف بیاورند ولی برای افتتاحیه دیگری در کاخ سعدآباد تشریف برده بودند ، شنیدیم که باحضور پانزده نفر نمایشگاه کودکان را افتتاح کردند ! و در جلسه ۱۵۰ نفری ما حضور نـیافتند.

۹۳/۰۷/۱۶ :

    امروز سعی کردم از بسیاری افراد که دیروز در نمایشگاه زحمت زیادکشیده بودند وحضور داشتند تلفنی تشکر کنم .

     از سه هفته پیش قرار بود نمایشگاهی از کودکان و نوجوانان مجموعه دار در کاخ سعدآباد برگزار شود،آقای محیط طباطبائی این مرد شریف و دوست داشتنی محبت کردند.پس از آماده کردن ۱۲ نفر کودک و نوجوان مجموعه دار که وسایل آنها را بسختی جمع آوری کردیم ،متاسفانه وسایل ما سه روز در کاخ سعدآباد مانده بود و ویترین جهت نمایش اشیاء آماده نشد که به اتفاق آقای امین صادقی این جوان پرکار و دوست داشتنی رفتیم کاخ سعدآباد وباهزاران اندوه وسایل را جمع آوری کردیم و آوردیم و خیلی  ناراحت بودیم ،بیشتر برای اینکه ، به این بچه ها چه بگوئیم ! ما میخواستیم به بچه ها آموزش بدهیم ،حالا به آنها چه آموختیم ؟ بدقولی ! بی تعهدی ! بی مدیریتی ! …..

     آقای عبدلعلی پژویان این مرد بزرگوار هم از رشت دعوت کردیم و آمدند و تمبرهای کودکان را به نمایش گذاشتند و ایشان بسیار ناراحت بودند و حق داشتند و پس از چهار روز به رشت بازگشتند!

      من میخواستم عصر امروز همه بچه ها را در محل برگزاری این نمایشگاه جمع کنم و جشن بگیرم وآنها طبق قرار یکی یکی با ماتماس میگرفتند ،سوال میکردند کی حرکت کنیم ؟ آقای امین صادقی با آنها صحبت کرد.ولی ……

      امروز روز خوبی نبود برای ما که نسل قبلی هستیم عادت داریم،ولی بچه ها……

      با آقای سحاب صحبت کردم مثل همیشه راهنمایی کردند و توصیه کردند که صبور باشید

۹۳/۰۷/۱۷

امروز صبح قبل از آمدن به دفتر آقای رضاعابدینی برابر با قولی که داده بودند عکس های نمایشگاه را تحویل دفتر دادند

آقای مهران ملک زاد یکی از دانش آموزانی که در نمایشگاه کودکان و نوجوانان مجموعه خود را آورده بود ومتاسفانه نمایشگاه برگزار نشد ، مجموعه خود را تحویل گرفتند

بالاخره امروز صبح توانستم با آقای دکتر مسجدجامعی تلفنی صحبت کنم در مورد عدم حضور ایشان در افتتاحیه نمایشگاه ، اهل گلگی که نیستم ، اما ایشان عدم حضور خود را به گردن ترافیک شهر تهران که خود ایشان هم در مدیریت این شهر چند میلیونی تصمیم گیرنده هستند انداختند البته بزرگواری کردند قول همکاری را در برنامه های آتی انجمن دادند

باخانم محیط طباطبائی تلفنی در مورد عدم برگزاری نمایشگاه کودکان صحبت کردم قرار شد در برنامه های آینده هماهنگی بیشتری صورت گیرد ضمنا ایشان هم از این موضوع ناراحت بودند

از صبح امروز به اتفاق آقای صادقی بر روی سایت انجمن داشتیم کار میکردیم و تا شب ادامه داشت با چند نفر مجموعه دار دیگر از جمله آقای کاشانی ،زارعی ،شهریاری،مولایی،پژویان،فراهانی،نجفزاده تلفنی صحبت کردم

قرار شده فردا آقای نظری بیست نفر از مجموعه داران را جهت بازدید از مجموعه شخصی خود در منزل بهمراه صرف ناهار دعوت کند من هم اطلاع رسانی کردم

با فرزند آقای شاه بابا ، گچ کار کاخ سعدآباد در تاکسی آشناشده بودم ،تلفنی با ایشان صحبت کردم و قرار شد از پدر ایشان فیلم تهیه کنیم و قول مساعد دادند

۹۳/۰۷/۱۸

       امروز جمعه قرار بود به دعوت آقای حافظ نظری تعدادی از اعضای انجمن برای دیدن مجموعه شخصی ایشان به منزل او برویم قرار ما ساعت یازده بود من هم به اتفاق آقای عابدینی وسپهر حدود یازده و ده دقیقه رسیدیم ،قبل از ما آقای شهام و آقای زارعی آمده بودند یکی یکی بچه ها پیدایشان شد حدود پانزده نفر…ازجمله آقای غیاث ، روح اللهی ،دکتر جلیلی ، شهریاری ، منزه ، شاهرخ ، نجفزاده ، مولایی،شهامتی  هم آمدند

    از مجموعه ایشان بازدید کردیم از جمله مجموعه بسیار زیبای کبریت ،فندک، سیگار، رادیو، چراغ و غیره بازدید کردیم اما ایشان مجموعه بسیار زیبایی از کتابهای تاریخی و علمی وهمینطور مجلات علمی و ادبی داشتندکه برای من جالب بود

        دوستان همه از وسایلی که می دیدند تعریف میگردند آقای نظری جویای نظر من شد :

       من هم به ایشان گفتم : من مجموعه های خیلی خوبی در کشور دیدم اما چیزی که برای من مهمتر هست وجود نازنین شما که سرشار از عشق به فرهنگ و علم و انسانیت در شما وجود دارد برای من دیدنی بود

       موقع ناهار با لطف و محبت بسیار از میهمانان پذیرایی کردند وبرای میهمانان روز فراموش نشدنی بود یکی یکی از میهمانان جویای نظرشان شدم هرکدام شنیدنی و قابل احترام بود،حدود ساعت چهار و نیم بعدازظهر از منزل ایشان بیرون آمدم چون کار ارتقای سایت انجمن همچنان ادامه داشت مجبور شدم برای ادامه کار به دفتر محل انجمن بروم آنجا آقای صادقی مثل همیشه در حال انجام کار بود و من هم تا پاسی از شب در کنارایشان برای دادن راهنمایی و کنترل ایرادات سایت حضور داشتم،چند بار از منزل تماس گرفتند که چرا نمیایی؟گفتم امروز روز تعطیل است و بایستی سایت را به یک جایی برسانیم و از وقت بخوبی استفاده کنیم چون قول دادم اینکار زودتر جمع شود.

۹۳/۰۷/۱۹

     روز اول هفته باپیگیری جشنواره کبریت در برج میلاد تلفنی صحبت کردم و قرار شد یک تفاهم نامه بین انجمن و برج میلاد تنظیم کنیم

     تلفنی با آقایان زارعی ونظری و عابدینی و حسن زاده و شهریاری و دکتر عبدی پور صحبت کردم

    با روزنامه فرهیختگان صحبت کردم و متاسفانه خبرنمایشگاه آقای عابدینی روز پنجشنبه چاپ شده بود ولی ما آن را تهیه نکرده بودیم و قرار شد آقای حسن زاده از آرشیو روزنامه تهیه کند

    با انجمن کودکان پارس خانم نیک ذات صحبت کردم و فعالیت های مشترک مابین هردوانجمن را جویا شدم و ایشان قرار است موزه کودکان تاسیس کنند و خودشان هم در حال جمع آوری قاشق و چنگال هستند،قرار شد آقای کاظمی را به ایشان معرفی کنم تا در مورد جمع آوری این مجموعه به ایشان کمک کند

    خانم خواجه گیری از روزنامه فرصت امروز تلفن زد و من هم که از قول و قرارهای خبرنگاران دل خوشی نداشتم اشاره کرد و در مورد عدم انعکاس خبر نمایشگاه جویا شدم گفتند دست ایشان نیست

     در مورد اسپانسر جشنواره کبریت با جناب سحاب صحبت کردم قرار شد با کبریت توکلی مذاکره کند

         باخانم ساجدی در مورد برگزاری حراجی مذاکره تلفنی شد

         با آقای پژویان در مورد تور بازدید از موزه های رشت تلفنی مذاکره شد و قرار شد نتیجه را تا فردا اطلاع دهند

     تا ساعت هشت شب در کنار آقای ص کار آماده سازی سایت انجمن را پیگیری کردم

۹۳/۰۷/۲۰

      از اول صبح امروز با پیگیری با مراجعه به موزه هنرهای معاصر تماس گرفتم آقا مولا نوروزی حضور نداشتند.وآقای دکتر ضرغامی دبیرکل ارشاد تماس گرفتم ایشان هم همینطور معمولا روزهای بین تعطیل . . .

      بعدازمراجعه به دفتر کار آماده سازی سایت را ادامه دادیم ضمنا با آقای نجفزاده و حسن زاده آقای غفاری تلفنی صحبت کردم و نظرشان را در مورد سایت جویاشدم و راهنمایی کردند.

      جناب سحاب تلفن زدند بابت حمایت جشنواره کبریت پیگیری کرده بودند و گفتند با آقای جهانفرد (کبریت توکلی)تماس بگیرم پس از تماس با ایشان وضعیت اقتصادی کارخانه را برای اینکار مناسب نمیدانستند .

       بعدازظهر آقای کاشانی به دفتر آمدند و تعدادی از مجموعه شان را آورده بودند عکس گرفته شد تا در سایت بیاوریم و تاساعت نه شب ادامه داشت

      باآقای دکتر اطاعت تلفنی صحبت کردم قرار شد با دکتر رهگشای نزد ایشان برویم

      آقای غفاری مجموعه دار اتومبیل از تبریز تماس گرفتند و رزومه ایشان را تهیه کردیم ودرسایت آورده شد

      خانم ساسانی از همکاران قبلی پیشنهاد دادند در سایت بجای خاطرات مدیرعامل ،یادداشت های مدیر آورده شود و عنوان اصلاح گردد از این بابت خوشحال شدم بالاخره یکنفر هم درباره با سایت پیشنهاداتی دادند.

 

۹۳/۰۷/۲۱

امروز روزعیدغدیر بدلیل تعطیل رسمی فقط به جواب تبریک های عید غدیر به دوستان مجوعه دار پرداختم سپس به اتفاق آقایان رضاوابولفضل بیگدلو به ویلای شخصی خود به آبعلی رفتیم و آخر شب برگشتیم…بچه ها خیلی خوششون اومده بود و خیلی راضی بودند

۹۳/۰۷/۲۲

   امروز هفتمین همایش مبلمان و دکوراسیون برگزارشد که اعضای انجمن  دعوت شده بودند ،  آقایان نجف زاده ، حسن زاده و سمائی هم آمده بودند.

    پس از سخنرانی های متعدد ، آقای مهندس علی انصاری رئیس شورای مبلمان و دکوراسیون بعنوان برگزار کننده همایش ، سخنرانی نمودند که سخنرانی ایشان بسیار تحسین برانگیزی بود و من در وجود ایشان مدیریت،تلاش،ایراندوستی،خودکفایی،پایبندی به ولایت فقیه،خصوصی سازی و رونق اقتصادی راحس کردم.

     در آنجا از مدعوین پذیرایی مفصلی انجام وسه کارگاه آموزشی برگزار گردید ومن هم بنابه شرایط شغلی خود کارگاه نورپردازی را انتخاب کردم و بعدازظهر خانم رتبه ای مسئول موزه مبلمان از من و آقای نجفزاده دعوت کرد که به دیدار آقای مهندس علی انصاری برویم ، آقای نجف زاده بدلیل مشغله خداحافظی کردند و من دیدار کوتاهی با آقای انصاری داشتم .

     سپس زمان اهدای جوایز رسید و من هم چند جایزه را به شرکت کنندگان در مسابقه طراحی تقدیم کردم در آخر جلسه آقای احسان خواجه امیری چند آهنگ اجرانمود .

      ضمنا در حین برگزاری همایش پیامک توربازدید مجموعه داران به رشت را برای مجموعه داران ارسال نمودم.

۹۳/۰۷/۲۳

    بدنبال برگزاری هفتمین همایش مبلمان امروز سخنرانی آقای کولانی ژول ورن طراحی در جهان که توسط آقای مهندس علی انصاری به ایران دعوت شده بود ، در محل سالن آمفی تئاتر بازار مبل شماره سه ساعت ده صبح شروع گردید.

    من و آقای سمائی هم رفته بودیم تقریبا تمام صندلی ها پر شده بود پس از آن نمایش پاورپوینت ایشان که شامل بسیاری از طراحی های معروف در جهان بود از جمله هواپیما،ماشین های معروف،ولوازم خانگی و غیره پخش گردید.

    آقای کولانی به سوالات حضار یکی یکی جواب دادند چیزی که در سخنرانی ایشان حس کردم : طراحی آزادانه ، خلاقیت منحصر بفرد ،جسارت در طراحی ،علاقمندی به محیط زیست ،مخالفت با سیاست های کشورهای غربی ، ساده زیستی ،تحسین ازسیاست های جمهوری اسلامی در برابر غرب ، استقلال سیاسی ایران در جهان ، اشتیاق به کار در ایران ، طراحی بر مبنای راحتی عموم مردم ،بهره بردن از توانایی های مغز انسان.

   بعدازسخنرانی آقای کولانی به همراه آقای سمائی از موزه مبل بازدید کردیم ، خانم رتبه ای مسئول موزه زحمت زیاد کشیده بودند بعدازآن به دفتر انجمن آمدم جهت پیگیری کارها ،آقای آشتیانی هم برای پیگیری کتاب سیاق آمده بود،ضمنا کتاب آقای مبصری هم که جهت چاپ آماده بود بررسی کردیم،با آقای سحاب مشورت کردم قرار شد ایشان کتاب را ملاحظه نمایند .

    باخانم یزد خواست جهت تشویق نامه کودکان مجموعه دار صحبت کردم و قرار شد شنبه تهیه کندبا چندنفر دیگر از مجموعه داران تلفنی صحبت کردم .

    کار آماده سازی سایت را با آقای ص تا ساعت نه شب ادامه دادیم.

   ۹۳/۰۷/۲۴

        روزهای پنجشنبه علیرغم اینکه دفتر مانیمه تعطیل است ولی کارهای عقب افتاده بسیار زیاد داریم

        آقای عابدینی این مرد شریف و بانظم به دفتر آمدند و رزومه خود را که تایپ کرده بودند آوردند پس از اصلاح آن در سایت درج کردیم جهت اطلاع رسانی بهتر نمایشگاه آقای عابدینی ، با چند نفر خبرنگار صحبت کردم قرار شد حدودا پنج نفر جهت تهیه گزارش از نمایشگاه با ایشان تماس بگیرند از جمله خانم علیپور،خانم ساجدی، خانم خواجه گیری،خانم رحیمی و آقای ظریف.

        خانم ترابی پژوهشگر عکس جهت برگزاری هفته عکس های تاریخی در آخر آذرماه بادفتر تماس گرفتند و گفتند جون سازمانهای دولتی برای اینکار اقدام جدی نمیکنند انجمن شما عهده دار اجرای آن شود با آقای نجف زاده رئیس کمیته عکسهای تاریخی مشورت کردم قرار شد بابرنامه ریزی اولین گردهمایی مجموعه داران و پژوهشگران عکسهای تاریخی در هفته عکسهای تاریخی در اواخر آذرماه برگزار کنیم .

          آقای افسا مجموعه دار اتومبیل های قدیمی در مشهد ، صحبت کردم ناراحت بودند که بقیه مجموعه داران اتومبیل در مشهد با ایشان اختلاف نظر دارند و در فیسبوک اطلاعات نادرستی منعکس کرده اند،آن چیزی که از دست من بر میامد شرح واقعیت حضور آقای افسا در نمایشگاه اتومبیل کلاسیک مشهد بود که وظیفه خود دیدم با آقای اسدی صحبت کنم پس از تلفن با ایشان مسئله را تا حدودی روشن نمودم.

         تصمیم گرفتم درمورد هزینه های سرسام آور انجمن با اعضای هیئت مدیره درمیان بگذارم وبعد به نظرم رسید آخرین روز هفته آنها را خراب نکنم،بدلیل اینکه بحث پول است و مشکلات زندگی شخصی . انشالله سعی خواهم کرد هفته آینده بحث جدی با آنها داشته باشم

          به آقای سحاب تلفن زدم و ایشان تفرش تشریف داشتند از اینکه امروز روحیه خوبی داشتند بسیار خوشحال شدم چون ایشان با اینهمه مشغله به اندازه چندنفر فعالیت در امور فرهنگی برای عموم دارند.سعی کردم ایشان با آقای عابدینی در مورد چاپ کتاب دستخط مشاهیر صحبت کنند و قرار شد هردو آنها پیگیر باشند

             آقای عابدینی هدایایی برای کارمندان انجمن آورده بودند و قرارشد روز شنبه به دست آنان برسانم

            آقای مقصود پور در مورد نحوه تنظیم اسناد هزینه های انجمن کبریت سوال کردند و قرار شد وسایل کودکان مجموعه دار را تحویل آنها بدهیم

             کار آماده سازی سایت انجمن را به همراه آقای صادقی ادامه دادیم و تا ساعت هشت شب طول کشید.

۹۳/۰۷/۲۵

   امروز جمعه میخواستم استراحت بکنم ولی درمنزل ناچار شدم کارهای انجمن را پیگیری کنم.هماهنگی خبرنگاران جهت تهیه گزارش نمایشگاه دستخط رجال را انجام دادم.

      تلفنی با آقای زرافشان معاون وزیر آموزش در مورد شناسایی دانش آموزان مجموعه دار صحبت کردم قرار شد جلسه ای در این رابطه برگزار کنیم.

     تلفنی با آقای شهریور مدیرکل اجتماعی استانداری تهران صحبت کردم قرار شد به اتفاق آقای سحاب با ایشان جلسه ای داشته باشیم و دررابطه با فعالیت های انجمن در سطح استان با استانداری تهران همکاری داشته باشیم .

   صبح ساعت ده خانم علیپور گزارش تهیه کرد و هفت شب خانم ساجدی در نمایشگاه جهت تهیه گزارش حضور پیدا کردند.

   آقای عابدینی هم هماهنگ شده بود جهت مصاحبه به نمایشگاه رفتند وساعت هشت شب باخوشحالی تماس گرفت گفتند مدیرعامل برج میلاد از ایشان خواسته نمایشگاه را یکهفته تمدید کنند.

   ساعت شش بعدازظهر رفتم دفتر انجمن آقای ص از خستگی خواب رفت بود ، و جهت تکمیل مطالب سایت تاساعت هشت ونیم کار کردیم .با اقای حسن زاده جهت تکمیل سایت تماس گرفتم که جواب ندادند.

 ۹۳/۰۷/۲۶

      امروز شنبه اول هفته باپیگیری تلفن هایی که به انجمن شده بود شروع کردیم،متن مصاحبه با فرصت امروز را تنظیم و پیامک راه انداز سایت مجموعه داران را برای ۱۲۰۰ نفر ارسال کردم که این کار از ساعت ۸ صبح الی ۱۵ بعدازظهر طول کشید از بین این افراد تعدادی جهت راه انداز وبلاگ و صفحه اختصاصی تماس گرفتند .

       بعدازظهر آقای زمانی آمدند در رابطه با فعالیتهای هنری خود صحبت کردند و پس از آن آقای رضا عابدین به دفتر آمدند و  تاساعت نه شب حضور داشتند.

       کارسایت را با آقای ص پیگیری کردم

۹۳/۰۷/۲۷

    امروز کمترین فعالیت را در انجمن داشتیم بدلیل اینکه وضعیت مالی انجمن مناسب نیست من هرچه در توان داشتم به کمک دوستان دیگر به میان گذاشتم و حالا سر دوراهی مانده ام که آیا فعالیت های انجمن را مانند شش ماه گذشته باهزینه های گزاف ادامه بدهم یا منتظر تصمیم گیری اعضای هیئت مدیره باشم.

      کار بازسازی سایت انجمن را بهمراه آقای ث دنبال کردم تماسی با آقای افسا داشتم در مورد نحوه ارزش گذاری کلکسیونرهای اتومبیل قدیمی صحبت کردم نظر انجمن ما کلکسیون اتومبیل شامل اتومبیل هایی می باشد که دارای شناسنامه و اصالت باشندو حداقل بخشی از تاریخ صد ساله مارا بازگو نمایند،خوشبختانه آقای افسا هم باما هم نظر است ، قرار شد هفته آینده به تهران بیایند و در این رابطه با آقای دکتر صالح خو و آقای حسینی جلسه ای داشته باشیم.

    باچندنفر از مجموعه داران در رابطه با ارسال رزومه آنها تلفنی صحبت کردم اما در ارائه رزومه و زندگینامه خود کمی کوتاهی میکنند و ما هم سخت پیگیر هستیم تا انشالله بتوانیم کتاب مجموعه داران ایران را بزودی به چاپ برسانیم.

    با جناب سحاب تلفنی صحبت کردم در مورد وضعیت مالی انجمن مشورت کردم ، راهنمایی لازم را ارائه کرده و قرار شد بررسی کنند،ضمنا ایشان تشویق به ادامه فعالیت کردند.

    امروز در روزنامه اطلاعات صفحه سه خبر تمدید نمایشگاه دست خط رجال به چاپ رسیده بود.

    با خانم ترابی جهت اجرای برنامه های انجمن در هفته عکسهای تاریخی صحبت داشتم.

۹۳/۰۷/۲۸

  » دوشنبه  : امروز گرچه منشی شرکت حضور نداشت من به اتفاق آقای ص پیگیری کارهای انجمن شدیم پس از چندین جوابگویی تلفن،آقای عابدینی بایک جعبه شیرینی به دفتر آمد من هم هماهنگ کرده بودم خبرنگاران جام جم جهت مصاحبه از نمایشگاه دست خط ها بیایند ،آقای جلالی از جام جم پیگیری کردند و قرار شد تا ساعت هفت شب خبرنگاران بیایند و همیناتفاق هم افتاد.

خانم کبیری جهت کارشناسی یک سری تمبرواسکناس و کتاب بجامانده از پدربزرگ شان به دفتر آمدند.

     آقای منزه پیگیر نمایشگاه نقاشی که قرار بود در خانه هنرمندان برگزار شود ، شد. باتوجه به اینکه حدود یکسال است به ما جواب قطعی نداده اند بالاخره با دفتر آقای سرسنگی مدیرعامل خانه هنرمندان تماس گرفتم و پیغام برایشان گذاشتم نمی دانم چرا مجموعه های ارزشمند مجموعه داران را اجازه نمی دهند در خانه هنرمندان ارائه شود ولی من دست از پیگیری برنمیدارم.

    تاساعت ۱۰ شب پیگیر کارهای سایت بودیم.

۹۳/۰۷/۲۹

امروز باکمی تاخیر به دفتر آمدم ، چند تلفن زدم ،پیگیر هماهنگی جهت برگزاری جلسه هیئت مدیره برای روز پنج شنبه شدم و بلاخره قرار شد روز ۵ شنبه ساعت ۱۲ ظهر جلسه را شروع کنیم با پیگیری که کردم همه اعضا هیئت مدیره می آیند،فقط بازرس انجمن آقای یکه تاز بدلیل تداخل کارشان از نیامدن خود عذرخواهی کردند.

     بازهم با خانه هنرمندان تماس گرفتم ، این بار به دفتر آقای دکتر اردلان زنگ زدم،حس کرد که من ناراحت ام و گفتم یکسال است که ما منتظر برنامه ریزی شما هستیم ،ایشان قول همکاری دادند ظرف دو هفته نمایشگاه اجرا شود.

      با آقایان سحاب،آشتیانی،حسن زاده و نجف زاده تماس داشته وجهت مشورت در کارها باآنها صحبت کردم ساعت حدود هفت و نیم از دفتر بیرون آمدم.

        سالار پسر کوچک ام زنگ زد و گفت چند شب است من تورا ندیده ام امشب زودتر بیا منزل…من هم ساعت هفت و نیم به منزل رفتم.


۹۳/۰۷/۳۰

    امروز دو سمینار دعوت بودم یکی در مورد شغل شخصی خودم نورپردازی که توسط شرکت گل نور در دانشگاه امیرکبیر برگزار می شد و دیگری در رابطه با انجمن سمپوزیوم ایران و جاده ابریشم .باسپهر مشورت کردم قرار شد سمپوزیوم جاده ابریشم بروم ساعت حدود نه و نیم صبح به محل سمپوزیوم رسیدم ،توسط اداره اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت خارجه در نیاوران برگزار شده بود ،طبق معمول برنامه ها با تاخیر شروع گردید،آقای دامن پاک جامی مدیریت آن را به عهده داشتند آقایان دکتر سعید آبادی دبیرکل کمیسیون یونسکو ، دکتر اسدف از آذربایجان ، خانم باکیت امان بایو از قرقیزستان،دکتر فهیلو پارک از کره جنوبی  و دکتر جوماک از ترکیه و دکتر بهرامیان و دکتر تکمیل همایون از ایران سخنرانی کردند.

   بخش دوم سمینار آقای دکتر شهمیرزادی در رابطه با ظروف و آثار بجا مانده کشورهای جاده ابریشم و دکتر جعفری مذهب در مورد پایزه و رستم نظرف از تاجیکستان همراه با اعتراض از وقت کم سخنرانی هر سه آنها سخنرانی جالبی داشتند.نظروف بیشتر راجع به ایران بزرگ و نقش آن در جاده ابریشم توضیحاتی دادند بعد از آن با صرف ناهار برای میهمانان ساعت ۱۴ از آنجا خارج شدم .

   حدود ساعت ۱۴۳۰ به دفتر آمدم و آقای آشتیانی بر روی کتاب سیاق کار میکرد ،آقای سمائی عکس های سمینار مبل را آورده بود و من هم صورتجلسه هیئت مدیره برای فردا تنظیم کردم.

    سپس با چند نفر از مجموعه داران تماس تلفنی داشتم باتوجه به اینکه امروز برای عروسی یکی از دوستان دعوت شده بودم ساعت ۱۸ به خانه رفتم.

۹۳/۰۸/۱

       امروز پنجشنبه روز سختی بود اول صبح میخواستم برای تشییع جنازه یاور امام و رهبری آیت الله مهدوی کنی بروم متاسفانه به علت تراکم کارها نتوانستم بروم.

     صبح جهت آماده کردن دستورات جلسه هیئت مدیره به دفتر آمدم آقای آشتیانی و ص هم طبق معمول مشغول کار بودند ، چون دفتر مثل انبار شده بود من هم بسیاری از وسایل را به انبار فرستادم.آقای ساسانی نژاد برای کارشناسی تابلو نقاشی به دفتر آمده بود و من هم راهنمایی کردم .یکی یکی اعضای هیئت مدیره آمدند اول جناب سحاب تشریف آوردند ،حضور ایشان باعث دلگرمی و تجربه ایشان باعث پیشرفت کار ما میشود.

    من هم از موقعیت استفاده کردم تمام مشکلات و هزینه های انجمن را برای آنها شرح دادم ، تصمیمات جالبی گرفته شد،مطرح کردم که اگر بخواهیم با همین روال ادامه دهیم ماهیانه بین ده الی پانزده میلیون تومان هزینه داریم و باید فکری کنیم که از کجا می بایست این هزینه ها را تامین کنیم،ولی تصمیم گرفتیم ادامه بدهیم تا به نتیجه برسیم.

    البته دوستان هیئت مدیره بزرگواری کردند هیجانات من را تحمل کردند.

   جلسه ساعت ۱۵ باتمام رسید بعداز آن من یکی یکی با اعضاء تماس گرفته و از ایشان تشکر کردم.با آقای فاتح تماس گرفتم و صدای ایشان را بعدازسه ماه شنیدم.مرد نازنینی است قرار شد کمیته سکه را فعال نماید .

    با آقایان پژویان،صمیمی فرد،و سعادتیان صحبت کردم.رزومه آقای صمیمی فرد و آقای صنعانی را روی سایت قرار دادیم سپس آقای حسن زاده تلفن زدند :با آقای مسجدجامعی دیداری داشته و قول همکاری دادند.

تا ساعت نه در دفتر ماندم.

۹۳/۰۸/۲

      امروز جمعه گرچه به علت سرماخوردگی حالم کمی بد بود دکتر کرباسی ساعت هشت و نیم صبح تماس گرفت و خیلی ناراحت بود از اینکه استان فارسی ها جهت تهیه سالنامه فارس شناسی که در حال تدوین آن هستیم کمکی نمی کنند. یک ساعتی با هم صحبت کردیم.

      از فرصت استفاده کردم پیامک داوطلبین اعضای هیئت مدیره انجمن را ارسال کردم. از بین هشتاد پیامک فقط یک نفر تماس گرفت و آن هم استاد نادر صنعانی بود. به حق که توانایی این کار را بهتر از من دارد.

      سعی کردم از فرصت تعطیلی استفاده کنم صحبت مفصلی با دکتر صالح خو داشتم. مرد بسیار با اخلاقی است. قرار شد جلسه ای با کنفدراسیون اتومبیلرانی داشته باشیم. با آقای آهوری درباره جشنواره کبریت صحبت کردم. ایشان شمال بود قرار شد برگردد. با آقایان رجب زاده، پارسی، سمایی و شهریاری درباره ارائه مجموعه اضافی شان در حراجی ماهیانه انجمن بر روی سایت صحبت کردم. با دکتر ملکیان و استاد تاکستانی درباره ادامه کار کمیته ارزشیابی و کارشناسی آثار هنری و فرهنگی صحبت مفصلی داشتم ضمنا همزمان کار آماده سازی سایت را هم با آقای ص که در دفتر حضور داشت ادامه دادم.

۹۳/۰۸/۳

      امروز شنبه اول وقت بابخش تشکل های سازمان مردم نهاد میراث فرهنگی آقای یوسفی صحبت کردم درمورد برگزاری اولین گردهمایی مجموعه داران و پژوهشگران عکسهای تاریخی آقای یوسفی بامحبت زیاد راهنمایی نمودند .

     بامرکز میراث ناملموس وابسته به یونسکو باخانم اعظمی تماس گرفتم قرار شد راه های همکاری باانجمن را بررسی کنند .

     قرار شد تا در جلسه انجمن دوستی تاجیکستان شرکت کنم ولی بدلیل تداخل کارها نتوانستم شرکت کنم ،باآقای منزه در مورد نمایشگاه نقاشی صحبت کردم و قرار شد ظرف فردا تصاویر نقاشی را به دفتر بیاورند.

    آقای حمیدرضا ابراهیمی تدوین گر کتاب تمبر تماس گرفتند درمورد مجله تمبر که چند سالی است بدلیل مشکلات به چاپ نمیرسد تصمیم گرفتند اگر انجمن همکاری نماید دوباره به چاپ برسانند،قرار شد جلسه ای باهم داشته باشیم.

     قرار بود خانه هنرمندان جهت برگزاری نمایشگاه مجموعه داران سالنی در اختیار بگذارند ،باپیگیری با دفتر آقای اردلان و پیگیری خانم فتاحی قرار شد از طریق آقای فخار زاده موارد را به ما اعلام کنند.

     با آقای دکتر ضرغامی اداره کل ارشاد تماس گرفتم رئیس دفتر ایشان گفتند باشما تماس میگیریم.

     آقای زمانی به دفتر آمدند اعلام آمادگی کردند جهت حضور در کمیته نقاشی.جوان فعالی است.

    آخر وقت آقای رضا عابدینی به دفتر آمدند،سند اهدایی آقای آشتیانی را گرفتند ومتن مصاحبه را روی کامپیوتر انجمن آوردیم.

   باآقای سحاب درمورد حراجی ماهانه صحبت کردم راهنمایی لازم را ارائه دادند .تا ساعت هشت در دفتر حضور داشتم.

۹۳/۰۸/۴

 

    امروز به چندتلفن مجموعه داران جواب دادم حدود ساعت ده آقای زمانی و آقای منزه اعضای کمیته نقاشی به دفتر آمدند جلسه تا بعدازظهر ادامه پیدا کرد و تصمیمات جدیدی جهت برگزاری نمایشگاه نقاشی در خانه هنرمندان گرفته شد

      تعدادی عکس از آثار نقاشی جهت خانم محمدی در خانه هنرمندان ارسال نمودم تا به عنوان نمونه کار موافقت اجرای نمایشگاه را از ایشان اخذنماییم

      با آقای شاهرخی و پارسا فر صحبت کردم آقای پارسا فر قصد داشت کلکسیون کبریت خود را به نفع امور خیریه بفروش برساند من هم راهنمایی کردم

     آقای ساسانی نژاد برای فروش تابلو نقاشی ژازه تماس گرفت من هم راهنمایی کردم

     آقای یوسفی مثل همیشه با محبت خود من را درجریان فعالیت مرکز فعالیت های قرآنی جهاددانشگاهی قرارداد من هم باآنها تماس گرفتم قرار شد طی نامه کتبی با این مرکز همکاری نمائیم

     تاساعت هشت در دفتر بودم.

 

۹۳/۰۸/۵

 

       امروز بابت اینکه خانه هنرمندان مجوز برگزاری نمایشگاه مجموعه داران نقاشی صادر نکرده بود بفکر بودم که چه راهی داریم ؟تا نمایشگاهی برای مجموعه داران برپاکنیم…خانم محمدی سطح تابلوهای نقاشی ارائه شده را که مربوط به استادان :کاشفی ، منزه ، مرادیان ، بود را قابل نمایش در خانه هنرمندان ندانستند من هم احترام به نظر آنها دارم اما واقعیتی وجود دارد که بسیاری از آثار که در خانه هنرمندان ارائه میشود مربوط به شاگردان این اساتید می باشد.ایشان فراموش کرده اند سال گذشته برای استاد کاشفی توسط مسئولین محترم خانه هنرمندان ، بزرگداشت برگزار نمودند! و حالا من چطور میتوانم به ایشان این خبر را برسانم ؟

      ساعت ۱۲ صبح آقای زمانی به دفتر آمدند کارهای کمیته نقاشی را دنبال کردند سپس آقای رجب زاده جهت درج وسایل خود در حراجی سایت به دفتر آمدند وسایل جالبی داشتند .

     آقای رضا عابدینی هم خوشحال به دفتر آمد ، دفتر یادبود نمایشگاه دستخط رجال را ، به همراه آورده بودند و آن را اسکن کردیم ،قرار بود ساعت پنج بعدازظهر جلسه با آقای ضرغامی داشته باشم.از دفتر ایشان تماس گرفتند و به روز دیگر موکول کردند

      با آقای شکری معاون مرکز اسناد مازندران تماس گرفتم در مورد برگزاری نمایشگاه دستخط رجال در ساری صحبت کردم

      آقای مهران ملک زاد دانش آموز چهارده ساله جهت کارهای کودکان و نوجوانان مجموعه دار به دفتر آمدند.

      تا ساعت نه در دفتر ماندم.

 

 

 

۹۳/۰۸/۰۶

      حدود ساعت ۱۱ آقای سام شمس آبادی که از بلژیک آمده بود تلفن زد و به دفتر آمد. جوان فعالی است من او را دوست دارم .از فعالیت های خودش صحبت کرد.خیلی پور شور و هیجان است اما یک حس بد بینی در وجودش هست که بعضی ها رو ناراحت میکنه. نمی دانم چه طور می شود ایشان را راهنمایی کرد.تا بعد از ظهر اینجا بود.

      آقای زمانی هم به دفتر آمدند که در رابطه با مجموعه داران نقاشی صحبت کردیم. پیامک های فروش نقاشی هم که اعلام کرده بودیم حدودا ۹ نفر تماس گرفته اند که کار های خوبی در بین آن ها بود.

      از مرکز اسناد مازندران نامه ای جهت برگزاری نمایشگاه دست خط مشاهیر برای انجمن ارسال شد. ما هم قرار شد اعلام آمادگی کنیم.

 

 

۹۳/۰۸/۰۷

        ساعت ۱۰ صبح در مرکز اسناد وزارت امور خارجه با آقای خاکپور وخانم ترابی و خانم طریقی جلسه داشتیم. در رابطه با هفته عکس های تاریخی قرار شد کار مشترکی انجام بدهیم. مگر می شود باور های تک روی از ما دور شود ! بالاخره قرار شد خانم طریقی در عکسخانه ی شهر نمایشگاهی داشته باشند و آقای خاکپور هم در روز ۲۵/۹ برگزار کند و با هم همکاری کنیم.

       ازفرصت استفاده کردم از نمایشگاه اسناد وزارت خارجه بازدید کردم. با آقای صیرفی فر هم صحبت کوتاهی داشتم.

      بعد از ظهر آقای منزه آمدند و در رابطه با وبلاگشان یک سری عکس آورده بودند.

      ساعت ۴ بعد از ظهر آقای افسا از شهر مشهد آمده بودند. تلفنی زدند. جلسه ای گذاشته بودند من هم به اتفاق آن ها به موزه اتومبیل رفتم. جلسه ی خوبی با آقای حسینی داشتیم و مذاکره خوبی هم با آقای جواهری داشتیم و تصمیمات خوبی گرفتیم.

 

 

 

۹۳/۰۸/۰۸

      صبح به دفتر آمدم، آقای منزه هم آمده بود. در رابطه با کار های نقاشی صحبت شد. آقای منزه پیشنهاد انجام یک کار تولیدی هم داشتند که من قرار شد بررسی کنم. به آقای صادقی انگیزه دادم که هر چه زود تر روی سایت کار کنیم

      آقای مهران ملک زاده هم آمدند که در مورد مجموعه داران نوجوان صحبت داشتیم.

      حدود ساعت ۴ بعد از ظهر آقای طلایی عکاس پیشکسوت عکس کودکان که دارای آرشیو خوبی از کودکان در طی ۵۰ سال اخیر هستند با انجمن تماس گرفتند. صحبت مفصلی شد و تلفن آقای عسگری و کاشانی را به ایشان دادم. قرار شد با انجمن همکاری نماید.

 

 

 

۹۳/۰۸/۰۹

      امروز جمعه سعی کردم یکسر به دفتر انجمن بزنم تا کارهای آقای صادقی را چک کنم.

     بعد از ظهر آقای سحاب این مرد سخت کوش تماس گرفت. با وجود روز تعطیلی روی کتاب خاطرات پدر بزرگش مرحوم ابوالقاسم سحاب برای چاپ مشغول بود.کمی در رابطه با کار های انجمن صحبت کردیم.

 

 

۹۳/۸/۱۰

     امروز شنبه پیگیر بعضی از جلسات شدم مانند اداره ی کل ارشاد ، برج میلاد ، موسسه ی ایران شناسی ولی متاسفانه مثل اینکه تعطیلات ماه محرم باعث شده خیلی از آقایان از چند روز پیش به مرخصی بروند

     از اول صبح آقای آشتیانی جهت اصلاح کتاب سیاق به دفتر آمده بود و کار ایشان تا ساعت ۲ طول کشید.

     آقای جعفری مجموعه دار خود آموخته به دفتر انجمن آمد خیلی مشتاق بود که از مجموعه ی ایشان بازدید کنیم. به دلیل مسیر نزدیک به اتفاق آقای زمانی رفتیم و از مجموعه ایشان بازدید کردیم. مرد با ذوقی بود. مجموعه زیادی از عروسک های الاغ و مجموعه ای از ماکت ماشین هایی که خود ساخته بود و ظروف مسی که روی آن نقاشی شده بود داشت. متاسفانه بدون هیچ برنامه ریزی فقط با ذوق فردی این ها را جمع آوری کرده بود. خیلی دوست داشت یک موزه خصوصی دایر کند. من هم قول همکاری به ایشان دادم.

     پیگیر کار های جمع آوری عکس های آثاری که برای فروش قرار شده بود در سایت بیاوریم بودم و سعی کردم آن ها را مرتب کنم.

     جهت رفتن به تور رشت سعی گردید با ثبت نام کنندگان ارتباط برقرار کنیم.

     تا ساعت ۹ شب در دفتر بودم.

 

 

۹۳/۸/۱۱

     امروز پیگیر کار درج آثار هنری در سایت حراجی ماهانه بودم. به کمک آقای زمانی آثاری را انتخاب کردیم و سعی شد آثار نقاشی را با مشورت آقای رویایی و آقای منزه طبقه بندی نماییم.

    بعد از ظهر آقای سام شمس آبادی و آقای شهریاری به دفتر آمدند با هم کمی اختلاف نظر داشتند تا حدودی به اتفاق نظر رسیدند.    

    تلفنی با آقای سحاب در مورد نحوه ی برگزاری حراج مشورت کردم و جهت پیگیری کارها تا ساعت ۱۰:۳۰ شب در دفتر ماندم.     

 

 

۹۳/۸/۱۲

      امروز صبح بعد از مراسم عزاداری تاسوعای حسینی سعی کردم از فرصت بعد از ظهر استفاده کنم و جهت بازدید از مجموعه دو تن از مجموعه داران و فیلم برداری از آنان اقدام کنم. ساعت حدود ۲ بعد از ظهر به اتفاق سپهر به منزل آقای احمد کاشانی رفتیم و مفصل با ایشان صحبت کردیم. ضمن بازدید از مجموعه وی مصاحبه خوبی نیز با ایشان داشتیم. بعد از آن به منزل آقای سپهری رفتیم که تا حدود ساعت ۹ شب کارمان در آنجا طول کشید.

 

۹۳/۸/۱۳

      امروز هم بعد از عزاداری عاشورای حسینی در هنگام بعد از ظهر با چند نفر از مجموعه داران ازجمله: آقایان سحاب ، گنجی ، شکرانی ، بیگلری و شهریاری تلفنی صحبت داشتم.

      بقیه روز را صرف انتخاب نقاشی های ارسالی از مجموعه داران کردم.

۹۳/۸/۱۴

      امروز چهارشنبه اولین روز بعد از تعطیلی عاشورا جهت پیگیری کارها به هر کدام از ادارات که تماس گرفتم یا نبودند یا به مرخصی رفته و برنگشته بودند و بعضی ها تلفن هم جوابگو نبودند حتی موبایلشان هم جواب نمی دادند بالاخره تا بعد از ظهر هیچکدام از کار های اداری را نتوانستم پیش ببرم. من که با این صحنه ها خسته نمی شوم و باز هم روز های بعد پیگیری خواهم کرد.

     بعد از ظهر پیگیر کار ها جهت حراجی سایت بودم و با چند نفر از مجموعه داران جهت ارسال عکس های اشیا خود صحبت کردم.

     آقای صادقی هم بد قولی کرده بود و به سر کار نیامده بود ، من هم تا ساعت ۹ با چند نفر مجموعه دار از جمله آقایان منتظری ، سپاهی ، صالحی ، پژویان ، حسن زاده و اشراقی صحبت کردم.

تا ساعت ۱۰ شب در دفتر ماندم.

۹۳/۸/۱۵

    امروز به دلیل نیامدن خانم بیگدلو و آقای صادقی از سپهر و همسرم فرحناز خواستم جهت کمک به انجام کار ها به دفتر بیایند.

    آقای شهریاری و آقای شمس آبادی به اتفاق برای حل و فصل مسائل مالی اشان به دفتر آمدند.آقای شهریاری با بی برنامگی در مسائل مالی و آقای شمس آبادی با سختگیری و….. نهایتا حل و فصل نمودند.

    بالاخره بعد از ظهر آقای صادقی به دفتر آمد من هم کمی عصبانی بودم خودم را کنترل کردم چون آقای صادقی برای انجمن خیلی زحمت کشیده است و من هم کمی پر توقع شده ام.

    جهت برنامه ریزی تور رشت با آقایان اشراقی ، پورعبدالله و پژویان صحبت کردم قرار است از مجموعه داران استقبال خوبی به عمل آورند.

    جهت مشورت در کار ها با آقای نجف زاده صحبت مفصلی داشتم ایشان هم با برنامه هستند و هم دید خوبی نسبت به اجرای کار ها دارند.

    با آقایان حسن زاده ، عابدینی و سحاب تلفنی صحبت کردم و بعد از آن پیگیر اتوبوس جهت تور رشت بودم.

آقای مهران ملک زاده (مسئول کمیته کودکان و نوجوانان مجموعه دار) به دفتر آمدند و فرم های عضویت ۲ نفر از نوجوانان به همراه مدارک آن ها به دفتر آوردند.

تا ساعت ۸ در دفتر ماندم و آقای صادقی جهت انجام کار های عقب مانده در دفتر ماند.

 

 

۹۳/۸/۱۷

          امروز جمعه بدلیل اینکه آقای صادقی قصد مسافرت طولانی را داشته و مدتی با انجمن همکاری ندارد و نظربه اینکه کارهای سایت توسط ایشان انجام شده،عملا ما به مشکل برخورد می کنیم سعی کردم سپهر و سالار را راضی به رفتن به دفتر کردم و هفت ساعت توسط آقای صادقی آموزش داده شدند تا در نبودن آقای صادقی بتوانند کارهای سایت را دنبال کنند.

         من هم صبح به جمعه بازار رفتم بدلیل نداشتن پول قصد خرید نداشتم و فقط رفتم پس از دوماه مجموعه داران را ببینم روی هم رفته بد نـبود آقایان نجفزاده ، نظری ، واحدی ، کاشانی ،هراتیان،پارسی،زارعی،سمائی،باقری ،ایرانی را دیدم .

        ساعت یک به دفتر رسیدم و کارهای مربوط به تور رشت را پیگیری کردم با آقایان پـور عبـدالله ، مـوذنـی ،پژویان یز تلفنی صحبت داشتم و بحث مفصلی با آقای شمس آبادی داشتم که قرار است فردا به بلژیک برگردند، جـوان پـر تلاش و جـدی است ولیکن کمی تنـد و سختگـیر است.

         جهت پیـگـیری کارهای انجمن و برنـامه ریـزی های هفـته آیـنده تا ساعت ۹ و ۳۰ دقیقه در دفـتر مـاندم.

 

۹۳/۸/۱۸

 

   امروز قبل از آمدن به دفتر آقای آشتیانی به دفتر آمده بودند و مشغول تصحیح کتاب سیاق توسط خانم بیگدلو بود ، چند تماس به ادارات گرفتم طبق معمول نبودند پس از هفت ماه که از مناقصه سیاق بانک مرکزی می گذشت با آنها تماس گرفتم گفتند بیائید سپرده خود را پس بگیرید من هم به آقای قمری گفتم که علت لغو مناقصه را بنویسید تعجب کرد گفتم کاملا جدی هستم و منتظر نامه شما هستم و گرنه به هیچ وجه سپرده را نمی گیرم!

    آقای نظری به دفتر آمد رزومه خود را جهت درج در سایت آورد و تا بعدازظهر اینجا بود کارت سمینار لهستان را به ایشان تحویل دادم.

    بعدازظهر پیگیر کارهای تور رشت بودم وباآقای پژویان هماهنگی های لازم انجام دادم.

    آقای زمانی آمدند و بر روی سایت به اتفاق مسئول سایت کار کردند و سالار هم برای آموزش به دفت آمد.

    تا ساعت ده شب دفتر بودم.

  • اپراتور : مدیر سایت
  • تاریخ : ۰۶-۱۷-۹۳
  • برچسب ها


نظرات بسته شده است.